728 x 90

دیکتاتوری خامنه‌ای چقدر برای مردم‌مان آب می‌خورد؟

فقر در ایران و هزینه در سوره
فقر در ایران و هزینه در سوره

آیا هرگز به این حساب و کتاب نشسته‌اید که هر لحظه ادامه دیکتاتوری خامنه‌ای و پاسداران جنایتکارش برای مردم ایران به‌ویژه دستمزدبگیران چقدر «خرج» دارد؟

نظامی که اساساً بر روی جنگ، تروریسم و ماجراجویی خارجی متمرکز است.

دیکتاتوری فاشیستی‌ای که هنوز بمب‌اتمی به دست نیآورده، باج آن را این‌گونه از جهان و مردم ایران می‌گیرد! اگر داشت چه‌ می‌کرد؟!

نظام جنایتکاری که با سازماندهی چند دسته بدوی و قبیله‌ای در منطقه تلاش می‌کند ملل متمدن همسایه را نیز به بند بکشد!

 

مقدمه

خمینی از روز اول بنای نظامش را بر سرکوب در داخل و صدور تروریسم، جنگ و ارتجاع به خارج قرار داد.

این استراتژی خمینی برای بقای نظامش در مواجهه با مطالبات انقلاب دموکراتیک مردم ایران بود. در این استراتژی، جنگ برای آخوندها دو خاصیت همزمان داشت:

اولا پوشی بود بر سرکوب داخلی. مستمسکی که با آن می‌شد هر صدای مخالفی را به اسم جنگ و شرایط فوق‌العاده و تهدید خارجی خفه کرد.

ثانیا امکانی بود که با آن می‌توانست دستگاه سرکوبش(یعنی سپاه پاسدارانش)را مستمراًً تکمیل کرده و به روز نگهدارد.

متقابلاً درافتادن مجاهدین با جنگ و سپاه پاسداران هم در واقع مقابله مردم ایران با استراتژی ضد انقلابی خمینی بوده و هست، امری که اینک نیز ادامه دارد.

خامنه‌ای به‌عنوان جانشین خمینی پیوسته بر همین استراتژی پافشرده و با اصرار به ایجاد جنگهای خارجی، تلاش می‌کند جای جنگ جبهه‌ای و گسترده با عراق آن سال‌ها را پر کند.

جنگ‌های جدید خامنه‌ای چه هزینه‌ای روی دست مردم ایران می‌گذارند؟

 

هزینه استراتژی خامنه‌ای چقدر است؟

مطابق ارزیابی‌های مقاومت ایران و کارشناسان بین‌المللی (خبرگزاری بلومبرگ) خامنه‌ای فقط در جنگ سوریه سالانه بین ۱۵تا ۲۰میلیارد دلار طی شش سال اول آن هزینه کرده است.

به عبارت دیگر هزینه جنگ‌افروزی خامنه‌ای تنها در سوریه برای مردم ایران از سال ۲۰۱۳تا پایان سال ۲۰۱۷حداقل ۱۰۰میلیارد دلار شده است!

در مورد عراق، یمن، لبنان، افغانستان و... اعداد باز هم به همین زبان سخن می‌گویند.

درباره هزینه تروریسم صادراتی به کشورهای اروپایی، آفریقایی و... نیز حساب و کتاب مشابهی لازم است.

 

گستره جغرافیایی جنایت

الف. کشورهای خاورمیانه.

باید در نظر گرفت که خامنه‌ای همزمان در عراق و یمن و لبنان و حتی در افغانستان هم بساط جنگ‌طلبی و دخالت‌های جنایتکارانه‌اش تحت عنوان «عمق استراتژیک»ش را پهن کرده و در آنجا نیز به سوزاندن سرمایه‌های مردم ایران مشغول بوده است.

 

ب. هرجا که مقاومت حضور دارد.

در کنار این‌ موارد معروف و مشخص نباید از نظر دور داشت که خامنه‌ای و سپاه پاسداران و دنبالچه‌هایش (نیروی قدس و واحد ۴۰۰این یکان جنایتکار) در دهها کشور دیگر نیز دست‌اندرکار آدمکشی بوده‌اند که مقاومت ایران آماج اصلی حملاتشان بوده و به همین علت، با بیشترین مقاومت و افشاگریهایی هم که مواجه شده‌اند، از سوی مقاومت و آلترناتیو شورا بوده‌اند.

 

ج. مناطق ویژه

مناطق ویژه کشورهایی هستند که برای لجستیک، شناسایی، پشتیبانی یا عملیات ویژه در مناطق دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند تایلند، گرجستان، ونزوئلا، هندوستان، پاکستان، ترکیه،اردن، نیجریه، کنیا، آذربایجان، کشورهای شمال آفریقا و...

د. هرجا که سفارت یا نمایندگی سیاسی رژیم وجود داشته باشد.

 

هزینه‌های تسلیحاتی

به این‌ همه اعمال جنایتکارانه و پر هزینه اضافه کنید آنچه را که خامنه‌ای خرج ساخت سلاحهای کشتار جمعی متعارف و غیرمتعارف می‌کند.

در یک ارزیابی کلی هزینه خارج از بودجه رسمی این رژیم تنها در یک سال، حداقل مبلغی حدود۲۵تا ۳۰میلیارد دلار می‌شود!

 

هزینه‌ پروژه‌ها و نهادهای پوششی

در این مورد امکان دستیابی به منابع موثق به سختی امکانپذیر است و تنها گه‌گاهی می‌توان از برخی موارد لو رفته آن با خبر شد به‌عنوان نمونه رسانه رسمی دولت آمریکا در ۲۷مهر ۱۳۸۶اعلام کرد رژیم در حال ساخت و ساز منازل مسکونی در کشورهای ونزوئلا و نیکاراگوئه است، ساخت ۷هزار واحد مسکونی در ونزوئلا از آن پروژه‌هایی است که زیاد علنی نشد.(سایت مجاهد ۱۵اردیبهشت ۱۳۹۳نیروی قدس سپاه پاسداران)

 

منبع درآمدهای خامنه‌ای و سپاه پاسداران

بی سبب نبوده و نیست که خامنه‌ای و سپاه پاسدارانش با تمام قوا به اشغال اقتصاد ایران و منابع اقتصادی ایران پرداخته‌اند. خامنه‌ای با مصادره نهادها، سازمانها، کمپانی‌ها، بانکها و بنگاههای دولتی، تمامی ارکان مالی تجاری و صنعتی ایران را در خدمت همین جنگهای منطقه‌یی و سرکوب داخلی قرار داده است.

دزدخانه‌ای به اسم «ستاد اجرایی فرمان امام» تحت سرپرستی مستقیم خامنه‌ای، بنیادهای مالی نفتی و صنعتی سپاه پاسداران بیش از ۵۰% در آمد تولید ناخالص ملی ایران را تحت کنترل خود دارند. ارگانهایی که نه منابع درآمد و نه محل هزینه‌های آن تحت کنترل ارگانهای رسمی کشور قرار نداده و حتی یک ریال هم مالیات نمی‌دهند!

 

اسامی مهم‌ترین ارگانهای غارت و جنایت

اسامی مهمترین این ارگانها عبارتند از قرارگاه خاتم الآنبیاء سپاه پاسداران، شرکتهای اقتصادی تابعه سپاه ، ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی، بنیاد شهید، کمیته امداد، بنیاد تعاونی سپاه، بنیاد تعاونی بسیج، شرکت سرمایه‌گذاری غدیر(وابسته به وزارت دفاع)، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح(ساتا)، قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(وابسته به وزارت دفاع)، بنیاد تعاون ناجا(نیروی انتظامی)، بنیاد تعاون ارتش جمهوری اسلامی (بتاجا) و هلدینگ «شستا» که سهمیه و جیره باند اصلاح‌طلبان و اعتدالیون است!

 

هزینه رسمی سرکوب داخلی در بودجه

بودجه سال ۹۸کل کشور با جمع منابع ۱۷۰۳هزار میلیارد تومان و بودجه عمومی ۴۷۸هزار اعلام شد. هفت و نیم درصد این بودجه متعلق به هزینه‌های نظامی است.(این البته بخش ظاهری بودجه نظامی است. به‌عنوان مثال روزنامه حکومتی رسالت روز ۱۱اردیبهشت ۹۸از قول حسین ذوالفقاری معاون امنیتی وزارت کشور خامنه‌ای اعلام کرد: «با عنایت مقام معظم و رئیس‌جمهور مقرر شد۱۰۰میلیون دلار از صندوق ذخیره ارزی برای کنترل مرزهای شرقی برداشت شود.! یا فرضا نیروی قدس اساساً هیچ ردیف بودجه اعلام شده‌ای در بودجه رسمی کشور ندارد!).

بررسی بودجه نظامی ایران برای سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹نشان می‌دهد که بودجه نیروی انتظامی نسبت به سال قبل از آن به میزان ۸۴درصد افزایش یافته است که در واقع بالاترین افزایش پس از تلفیق بودجه آن در کل بودجه نظامی کشور محسوب می‌شود و به‌طور خاص در اختیار نیروی سرکوبگر قیامهای شهری قرار گرفته است.

بودجه سپاه حدود ۳۰۳تریلیون ریال است (برابر با ۶.۴میلیارد دلار).

بودجه نیروی انتظامی که نزدیک به ۱۶درصد بودجه نظامی ایران است، نسبت به بودجه ارتش فزونی دارد. ارتش ۱۲.۱درصد بودجه نظامی کشور را در اختیار دارد.

در لایحه بودجه‌یی که سال ۱۳۹۶به مجلس تقدیم شده بود، بودجه نیروی قدس ۱۰تریلیون ریال (۲۱۳میلیون دلار) بود. همین میزان بودجه برای برنامه‌های موشکی در نظر گرفته شده بود. ولی در لایحه بودجه سال ۱۳۹۷نشانه‌ای از بودجه برای این دو مورد وجود نداشت. این نشان می‌دهد که خارج از بودجه رسمی نظامی کشور، منابع مالی دیگری برای هزینه‌های نظامی وجود دارد به‌ویژه برای آن دسته از برنامه‌ها و سازمانهای نظامی که برای رهبر و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی ارجحیت ویژه‌یی دارند.(گزارش مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک در لندن).

بودجه عمرانی ۹۸اما تنها ۶۵هزار میلیارد تومان است. بودجه‌یی که البته تمام آن نیز محقق نمی‌شود کما این‌که در سال‌های قبل نیز هرگز محقق نشده است به نمودار زیر نگاه کنید

مشابه این وضعیت بر بودجه‌بندی سال گذشته نیز حاکم بود

 

مشابه این وضعیت بر بودجه‌بندی سال گذشته نیز حاکم بود

بودجه عمومی رژیم در سال گذشته (۱۳۹۷) مبلغ ۴۲۵هزار میلیارد تومان معادل ۵/۱۲۱میلیارد دلار(با احتساب نرخ دلار ۳۵۰۰تومان بود.

از بودجه رسمی اعلام شده ۹۷حدود ۲۲درصد (یعنی مبلغ ۹۳۹۳۷میلیارد تومان معادل ۸/۲۶میلیارد دلار) آشکارا به هزینه‌های نظامی و امنیتی و صدور بنیادگرایی اختصاص داشت.

یعنی به‌طور مشخص این اقلام برای صدور تروریسم و سرکوب داخلی اختصاص داده شده بودند.

 

مقایسه بودجه سرکوب با هزینه عمران و...!

میزان اختصاص داده شده به‌ امور نظامی و امنیتی و صدور تروریسم در بودجه رسمی: ۸/۲۶میلیارد دلار

میزان اختصاص داده شده به‌ امور نظامی و امنیتی و صدور تروریسم از درآمد نهادهای تحت کنترل ولی‌فقیه و سپاه پاسداران: ۵/۲۷میلیارد دلار.

یعنی جمع هزینه‌های رسمی و غیررسمی حدود ۵۵میلیارد دلار در سال ۹۷شد. این عدد فقط اندکی کمتر از نصف بودجه سال مربوطه (۱۲۱میلیارد دلار) است!

سهمیه عمران کل کشور ۸۰میلیون نفره اما در بودجه مزبور تنها ۴۸میلیارد تومان (۱۳میلیون دلار از ۱۲۱میلیارد دلار بودجه کل) بود.

بودجه ۹۷سازمان مدیریت بحران ۱۰.۸میلیارد تومان (معادل تقریباً ۸۶۷هزار دلار سیزده‌هزار تومانی). اکنون این بودجه را مقایسه کنید با بودجه برخی ارگانهای نظامی رژیم:

بودجه عقیدتی سیاسی ارتش ۵۰میلیارد تومان! (۴.۶برابر).

بودجه عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی ۳۸میلیارد تومان! (۳.۵برابر).

بودجه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران ۱۱۴میلیارد تومان! (۱۰.۵برابر).

بودجه ستاد احیاء امر به معروف و... ۱۵میلیارد تومان! (نزدیک ۱.۵برابر).

بودجه عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و سازمانهای وابسه ۱۴میلیارد تومان!

بودجه نهادهای نظامی (بودجه علنی) ۶۲هزار میلیارد تومان! (نزدیک به ۶برابر).

بودجه ستاد مشترک سپاه پاسداران (علنی) ۲۵هزار میلیارد تومان! (بیشتر از ۲برابر).

بودجه سازمان مدیریت بحران ۱۰.۸میلیارد تومان است (معادل تقریباً ۸۶۷هزار دلار سیزده‌هزار تومانی). این بودجه در قیاس با بودجه ۲۶۰میلیارد دلاری رژیم در سال ۹۸تقریباً «یکصدهزارم» بودجه کل کشور است!‌

در حالی‌که بودجه نظامی اعلام شده آخوندها ۷.۵درصد بودجه کل است

و بودجه نیروی سرکوبگر سپاه ۶.۴میلیارد دلار است (یعنی بیش از ۷۰۰۰برابر).

بودجه نیروی تروریستی قدس ۲۱۳میلیون دلار است (یعنی تقریباً ۲۴۷برابر)

بودجه موشکی آخوندها نیز مشابه بودجه نیروی تروریستی قدس است (یعنی تقریباً ۲۴۷برابر).

طبعا این اعداد و ارقام نمایشی هستند و بودجه واقعی این نیروها بسا بیشتر از اینهاست این را از آنجا می‌توان دریافت که برای نیروی قدس و برنامه‌های موشکی رژیم در بودجه سال ۹۷هیچ عدد و ردیفی در نظر گرفته نشده بود!

 

چند مقایسه ساده از خسارت هزینه جنگ و سرکوب به مردم ایران

مقایسه با هزینه خسارت زلزله: برای روشن شدن این‌که چطور هزینه‌های جنگ و سرکوب دیکتاتوری حاکم بر ایران باعث فقر شدید مردم ایران شده چند مقایسه ساده ضروری است. استانداری کرمانشاه بعد از زلزله ماه نوامبر ۲۰۱۷اعلام کرد که این زلزله باعث کشته شدن بیش از هزار نفر و زخمی شدن هزاران نفر و بی‌خانمان شدن بیش از صد هزار نفر در این استان شده است (نشریه شهروند رژیم نوامبر ۲۰۱۷)، در یک برآورد اولیه هزینه آنرا حدود ۵هزار و ۶۳۲میلیارد تومان(معادل ۴/۱میلیارد دلار) بر آورد کرده است، در ادامه آن استانداری کرمانشاه اعلام کرده که این مبلغ معادل ۱۱سال هزینه بودجه استان کرمانشاه (سالانه ۵۰۰میلیون تومان) می‌باشد. به این ترتیب در یک مقایسه ساده، هزینه جنگ و سرکوب دیکتاتوری ولایت فقیه، در یک سال رژیم معادل ۴۰برابر خسارت زلزله کرمانشاه به مردم ایران یا بیش از ۴۴۰برابر هزینه رسمی استان کرمانشاه در یک سال، خسارت‌زده و می‌زند.

مقایسه با بودجه بهداشت و درمان: مطابق لایحه بودجه سال ۱۳۹۷برای امور سلامتی و بهداشت و درمان ۸۰میلیون نفر مردم ایران ۵۷هزار میلیارد تومان(معادل ۱۶.۳میلیارد دلار) در نظر گرفته شده است. این مبلغ نیز کمتر از یک‌سوم هزینه‌های جنگ و سرکوب این رژیم را تشکیل می‌دهد. به این ترتیب هر کدام از مردم ایران در هر سال سه برابر هزینه‌های سلامتی و بهداشتش را برای جنگ‌افروزی و تروریزم این دیکتاتوری قیمت می‌دهد.

مقایسه حقوق مزدوران در جنگ سوریه با حداقل حقوق به مردم ایران: بنا‌ به اعتراف رسمی مزدوران افغانی در مصاحبه با رسانه‌های رژیم اعزامی به جنگ سوریه به آنها ماهانه ۲.۵میلیون تومان(معادل ۶۰۰یا ۷۰۰دلار) حقوق داده می‌شود. بنا‌ به اعتراف مقامات رژیم حدود ۲۰هزار افغانی توسط سپاه به جنگ سوریه اعزام می‌شوند. یعنی ماهانه فقط به افغانیهای اعزامی به سوریه، مبلغ ۵۰میلیارد تومان (معادل ۱۲تا ۱۴میلیون دلار) حقوق داده می‌شود. در حالی‌که طبق طرحی که بنا‌ به‌گفته نوبخت سخنگوی دولت برای مبارزه با فقر اجرا کند به هر شهروند ایرانی که در فقر مطلق به‌سر می‌برد، قرار است مبلغ ۲۵۰هزار تومان(معادل ۷۰دلار) حقوق ماهانه داده شود. یعنی به هر افغانی که به سوریه فرستاده می‌شود معادل ۱۰برابر یک ایرانی که در فقر مطلق به‌سر می‌برد حقوق داده می‌شود. البته روشن است که افغانیها به‌عنوان سربازان کم هزینه توسط سپاه به جنگ سوریه فرستاده می‌شوند و این مبلغ، بخش بسیار کوچکی از کل هزینه‌های ثابت جنگ سوریه است.

مقایسه هزینه جنگ سوریه با امکان کمک به کل مردم زیر خط فقر مطلق در ایران:

به‌نوشته سایت تروریستی تسنیم ۲۶شهریور ۱۳۹۶ (پاسدار سرتیب) پرویز فتاح قره باغی رئیس کمیته امداد خمینی، در ۲۶شهریور ۱۳۹۶افراد زیر خط فقر مطلق در ایران را ۱۶تا ۲۰میلیون نفر ارزیابی می‌کند. حال اگر بخواهیم در نظر بگیریم که این رژیم قصد داشت همان مبلغ ۲۵۰هزار تومان(معادل ۷۰دلار) را به کل این ۲۰میلیون نفر بدهد، ماهانه مبلغی معادل ۵هزار میلیارد تومان(۱.۴میلیارد دلار) و سالانه مبلغ ۶۰هزار میلیارد تومان (معادل ۱۷میلیارد دلار) باید بپردازد. یعنی فقط هزینه این رژیم در جنگ سوریه (و نه کل هزینه جنگ و سرکوب که چند برابر است) برای پرداخت مینمم حقوق ماهانه ۲۰میلیون نفر طبق محاسبات این رژیم کفایت می‌کند.

به همین علت است که مردم بپاخواسته در شهرهای مختلف ایران، شعارهای «سوریه را رها کن، فکری به‌حال ما کن» و دیگر شعارهای مشابه آن را در قیام خود سر داده و خواستار سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه با شعارهایی مانند« مرگ بر خامنه‌ای» یا «خامنه‌ای حیا کن، مملکت را رهاکن» می‌دهند، زیرا تنها راه احقاق حقوق مردم ایران سرنگونی این رژیم ضدبشری است.

آل اسحاق رئیس پیشین اتاق بازرگانی رژیم هم گفته بود ۷۵درصد مردم ایران برای تأمین ۵اولویت اول و نیازها ضروری زندگی خود با مشکل روبه‌رو هستند.»

 

نتیجه‌گیری:

  1. دیکتاتوری ولایت فقیه خامنه‌ای، برای بقای این رژیم کلیه درآمدهای رسمی و غیررسمی کشور ایران را صرف هزینه جنگ و ترویزم خارجی و سرکوب داخلی کرده می‌کند و این علت اصلی فقر شدید مردم ایران است.
  2. سپاه پاسداران به‌مثابه بازوی نظامی ولایت فقیه، بیشترین سهم را در غارت اقتصادی کشور ایران دارد، بخش عمده معاملات اقتصادی و صنایع کلیدی مثل نفت، گاز، پتروشیمی و... در کنترل سپاه قرار دارد. سپاه این درآمدها را صرف جنگ و تروریزم خارجی و سرکوب داخلی می‌کند.
  3. هر گونه معامله با رژیم ملایان باعث تقویت دیکتاتوری ولایت فقیه و بازوی نظام آن سپاه پاسداران شده و باعث سرکوب قیام مردم ایران و همچنین کشتار مردم منطقه می‌شود.
  4. برای از کار انداختن دستگاه جنگ و سرکوب دیکتاتوری ولایت فقیه باید کلیه مقامات این رژیم و سپاه پاسداران و همچنین ارگانها و شرکتهای اقتصادی وابسته به آنها را تحت تحریم بین‌المللی قرار دارد. طبعاً باقی کار مسئولیت مردم ایران است که می‌دانند با دیکتاتوری مذهبی چه باید بکنند.

 

 

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات