۳۰دی ۱۳۵۷ روزی است که شاه، زیر فشار قیام مردم، مجبور شد آخرین دسته از زندانیان سیاسی را آزاد کند.
خیلیها آن روز فکر میکردند کار تمام شده؛ شاه رفت، زندانیان آزاد شدند و روزگار سختی و سانسور و استبداد هم تمام شد.
اما آیا واقعاً آن روز نقطهٔ پایان بود، یا نقطه عطفی که مسیر آینده را ترسیم کرد؟
برای نسلی که آن روزها را ندیدند، شاید سؤال این باشد: چه فرقی میکند این آزادی چه زمانی اتفاق افتاد و چگونه مسیر تاریخ عوض شد؟
۴روز بعد، روز ۴بهمن ۵۷ یعنی ۸روز پس از فرار شاه و ۸روز قبل از آمدن خمینی، مسعود رجوی، یکی از همان زندانیان آزاد شده در ۳۰دی، به این سؤال در دانشگاه تهران پاسخ داد.
او گفت:
«ما هنوز در آغاز راهیم. بتی رفته، ولی بتپرستان هنوز هستند».
در فضایی که اسمها عوض میشدند و قدرت تازه شکل میگرفت، این جمله هشداری بود نسبت به خطر «بتپرستی» و «بتپرستان» و اینکه خطر استبداد با رفتن یک مستبد و تمامیتخواه تمام نمیشود. در آن ایام که بسیاری به ستایش روند خودبهخودی قضایا و «بت»های تازهتراشیده نشسته بودند، مسعود رجوی گفت:
«من نیامدم اینجا که روند خودبهخودی قضایا را فقط ستایش کنم. ما نیامدیم که آنچه را که هست و فقط هست، تأکید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد و چه چیز هم نباید باشد».
در آن ایام که هیولا را در ماه میدیدند و گرگها در لباس میش برای تقسیم قدرت و غارت ثروت ملی دندان تیز کرده بودند، رجوی افزود:
«ما سر نداده بودیم که بهجایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که به جایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامات بهتری قعود کنیم...».
و در پایان سخنرانی، هدف، نقشهمسیر و همهٔ حرف را در ۵کلمه اینطور بیان کرد:
«پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران».
امروز، در شرایطی که ولایت شیخ مانند سلطنت شاه به پایان خود نزدیک شده، آن نقطهعطف را بهخاطر میآوریم. روزی که دیو استبداد دینی با ظهور فرشتهٔ آزادی بیآینده شد و بهیاد میآوریم که در نوروز امسال همان کسی که نقشهمسیر «انقلاب دموکراتیک ایران» را در فضای مبهم آن روز ترسیم کرد، گفت: «وارد مهمترین، حساسترین، خطیرترین و پرالتهابترین فاز شدهایم. فاز تعیینتکلیف و تعیین سرنوشت خلق ما با رژیم ولایت فقیه و همدستان و مزدوران. کثـرت، شـدت و سـرعت حوادث در دریای طوفانی، ویژگی موقعیت پرالتهاب انقلابی است»(مسعود رجوی، ۵فروردین ۱۴۰۴).
آیا لحظههای تعیین سرنوشت و «موقعیت پرالتهاب انقلابی» را میبینید؟