728 x 90

رئیسی جلاد و باتلاق اقتصاد

بحران اقتصادی
بحران اقتصادی

رئیسی هنوز از شوک تحریم نمایش انتخابات توسط مردم ایران در نیامده بود که در نشستی با اقتصاددانان حکومتی دچار سرگیجه شد. این کارشناسان حکومتی که خود در چرخه بحران اقتصادی رژیم قرار داشته و دارند نتوانستند کوچکترین امیدواری و آرامشی به صندوقدار جدید حکومت ببخشند. هر کدام از گوشه‌ای به بحرانهای اقتصادی و ابرچالشهایی که در پس این چهل سال، عامدانه و حساب شده ایجاد شده است تا غارت و چپاول ذخایر و سرمایه‌های یک ملت صورت بگیرد اشاره کردند و هرکدام با دیدگاه‌های متضاد در عرض ده دقیقه تصویری از فاجعه رخداده در این چند دهه را ارائه دادند

روزنامه حکومتی جهان صنعت ۲۶تیر نوشت: «واقعیت این است که برای رئیسی عبور دادن اقتصاد ایران از گردابی که در آن افتاده است... و با توجه به آنچه از سخنان این ۱۷ اقتصاددان منتشر شده می‌توان استنباط کرد وی که دانش اقتصادی ندارد و نیز هرگز امور اجرایی در اقتصاد را تجربه نکرده، از تنوع سخنان و راه‌حل‌ها بیشتر از پیش سردرگم شده است» (جهان صنعت۲۶تیر۱۴۰۰)

مسعود نیلی «اقتصاد آزاد را راه نجات می‌داند»، حسین راغفر «اقتصاد آزاد را جهنم ایران معرفی می‌کند»، «احمد توکلی که پیشنهاد برگشت به دهه۶۰ را دارد»، آیت ابراهیمی «دولت را نیازمند جراحی جدی در سیاست‌های پولی و ارزی می‌داند»، آن دیگری می‌گوید «رئیسی زمین سوخته را تحویل گرفته است» و فرزین نامی از «میراث بزرگ‌ترین ناترازی‌ها» سخن می‌گوید.

نیلی می‌گوید «تورم به مرز بحرانی رسیده است» و راغفر فریاد می‌زند «عده‌یی به ثروتهای نجومی رسیده‌اند». توکلی اضافه می‌کند «وضعیت فقر بحرانی است و در۳۰ سال گذشته هر چه اجرا شده فقط وضعیت را بدتر کرده است»! جبرائیلی هشدار داده است همین الآن «وارث ۴۵۰هزار میلیارد تومان کسری بودجه هستید» و ابراهیمی هم از «مختل شدن دستگاه محاسباتی دولت» خبر می‌دهد... خلاصه سیاه‌نمایی! را به اوج خود رساندند و سیلی از وحشت و نگرانی را به دل رئیسی جلاد جاری ساختند؛ اما تحلیلگر یک رسانه اقتصادی با توجه به خشم و طغیان مردم ستم‌زده و میلیون‌ها هموطنی که گرسنه مانده‌اند، برداشت خود را چنین خلاصه کرده است که «اقتصاد ایران در کوتاه‌مدت و تا سال۱۴۰۴ نمی‌تواند بدون دستیابی به حداقل ۵۰میلیارد دلار صادرات حاصل از صادرات نفت به نقطه‌ای برسد که شهروندان ناآرام نشوند. این میزان درآمد ارزی باید برای خرید مواد اولیه، تولید مواد غذایی و نیز برای خرید مواد اولیه کارخانه‌ها و نیز سرمایه‌گذاری در زیرساختها باشد تا اقتصاد فرو نریزد. به این ترتیب هیچ راهی جز حذف تحریم‌های آمریکا برای اقتصاد ایران در کوتاه‌مدت وجود ندارد و این را باید با تمام وجود درک کرد» (جهان صنعت۲۶تیر۱۴۰۰).

هشدار اضطرار برای وضعیت بحران اقتصادی

اما اگر چه درک این واقعیت که رژیم آخوندی در سر چهار راه چه کنم قرار گرفته است کار دشواری نیست ولی قبول شکست سیاست‌های جنگ‌طلبانه و بمب و موشک‌سازی در خارج مرزها و عقب‌نشینی در سرکوب مردم ایران، نوعی خودزنی و کاری بعید و چه بسا محال باشد.

مشکلاتی مانند نرخ بیکاری بالا، تورم دو رقمی و نرخ رشد اقتصادی پایین در دهه‌های اخیر، خامنه‌ای و نظامش را کاملاً در بن‌بست قرار داده است. تحریم‌های بین‌المللی و انزوای جهانی منجر به ورشکستگی اقتصاد رژیم شده است. کاهش درآمدهای ارزی، رژیم آخوندی را مجبور به نرخ ارز ترجیحی نمود که در نتیجه آن دامنه فساد سراپای ارکان نظام را در نوردید. از سوی دیگر افزایش نرخ ارز به همراه محدودیتهای ناشی از تحریم منجر به آسیب دیدن زنجیره تولید شد. به همین دلیل کارشناسان، دهه۹۰ را دهه از دست رفته می‌دانند. بنابراین فوری‌ترین اقدام رئیسی رسیدن به توافقی است که تحریم‌ها از میان برداشته شود. در غیراین صورت باید منتظر افزایش باز هم بیشتر نرخ ارز و نرخ تورم و کاهش مجدد رشد اقتصادی باشیم. از سوی دیگر مرگ و نابودی حیات مردم در اثر جلوگیری از واکسیناسیون توسط نظام ولایت در عمل مشاغل و حرفه‌های خدماتی بسیاری را تعطیل یا نیمه تعطیل کرده است که خود فاجعه دیگری است. بنابراین واکسیناسیون جامع و سریع نیز از فوری‌ترین اقداماتی است که روی میز رئیسی قرار دارد. بگذریم که پرونده اف.ای.تی. اف و مشکلات مراودات مالی رژیم با سایر کشورها هم‌چنان ناگشوده است و مسأله کسری بودجه سهمگین هم روی همه اینها قرار گرفته است که تا اطلاع ثانوی جز چاپ پول بی‌پشتوانه علاج دیگری ندارد.

«هر گونه اقدام اصلاحی دولت در حوزه اقتصاد بدون اقدامات یاد شده نمی‌تواند موفق باشد. به‌نظر می‌رسد بر اساس شواهد، اعتصابات کارگری و برخی حوادث دیگر، آستانه تحمل مردم به‌شدت کاهش یافته است و دولت رئیسی با بحرانها و چالشهای بزرگ و زیادی مواجه خواهد بود» (اقتصادپویا۲۶تیر۱۴۰۰).

محتوای سخنان کارشناسان حکومتی را روزنامه حکومتی فرهیختگان خلاصه کرده است:

«تورم افسارگسیخته، کسری بالای بودجه، فعالیت ناسالم و ناترازی گسترده بانکها و به‌ویژه فعالیت ناسالم بانک‌های خصوصی، فقر و نابرابری و شکاف طبقاتی بالا، دپیلماسی اقتصادی نسبتاً غیرفعال و فشل، گرفتاری دولت در روزمرگی و... از جمله معضلاتی هستند که اقتصاددانان همین اول کار به رئیسی یادآور شده‌اند که چه دولتی و با چه مختصاتی را تحویل می‌گیرد» (فرهیختگان۲۶تیر۱۴۰۰).

بحران‌هایی که دوچندان خواهند شد

یک ماه پیش از نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم آخوندی، مسعود نیلی هشدار داده بود که اگر رژیم در تحریم انتخابات توسط مردم قرار بگیرد، نفر گزینش شده مجبور است برای کسب اعتبار و مقبولیت دست به اقدامات فاجعه باری در حوزه اقتصاد بزند که بحرانها را دوچندان خواهد کرد. «اگرفردی با تعداد آرای کم رئیس‌جمهور شود ابتدا باید پس از استقرار، خودش را به جامعه بقبولاند. این قبولاندن، نتیجه‌اش می‌شود هزینه کردنهای صرفاً رفاهی کوتاه‌مدت و در واقع تشدید عدم‌تعادل‌های اقتصاد کلان که به تورم بیشتر و رشد اقتصادی کمتر می‌انجامد. یعنی سعی می‌کنند منابعی را خرج گذران مصرفی کوتاه‌مدت جامعه کنند و دست به هیچ اصلاحی نزنند که مبادا منجر به نارضایتی در جامعه شود. این در حالی است که واقعیت‌های اقتصاد ایران ضرورت اصلاحات ساختاری را بیش از هر زمانی مطرح می‌کند. به‌نظر می‌رسد دو سال اول بیشتر به سمت راه‌حل‌های معیشتی کشیده شود که این ابعاد ابرچالشها را بیشتر خواهد کرد» (اقتصاد آنلاین۱خرداد۱۴۰۰)

چندی پیش فرشاد مومنی اقتصاددان حکومتی گفته بود: «بحث بر سر این است که زمانی سیاست غلطی بیش از ۱۰بار در طی ۳۰سال در دستور کار قرار می‌گیرد و در هر ۱۰بار هم شکست حاصل می‌شود، مسأله فقط شکست‌آمیز بودن آن نیست. بلکه پشت سر خطا، خسارت و فاجعه آفرینی، مسأله‌ٔ منافع مافیاها است. اکنون اقتصاد ایران در گروگان منافع آنها است... با پدیده‌ٔ تسخیر‌شدگی ساختار قدرت به‌دست مفت‌خورها، دلال‌ها و فاسدها روبه‌رو هستیم» (اقتصاد پویا۲۶تیر۱۴۰۰)

***

واقعیت این است که جلاد۶۷ در وحشت از فضای انفجاری جامعه به‌دنبال آن است که برای چند صباحی هم که شده با اقداماتی جلوی پیشروی خشم ملت را بگیرد. اما جمع شدن رئیس‌جمهور قتل‌عام با تئوریسینها و توجیه کنندگان مافیاهای اقتصادی و چوب حراج زنندگان بر داراییهای یک ملت اسیر، هیچ راه گریزی را برای نظام ولایت از خشم مردم ایران تأمین نخواهد کرد. و از آنجا که چاقو هرگز دسته خودش را نمی‌برد، با این اقدامات نه تنها چیزی تغییر نخواهد کرد بلکه این خشم فزاینده مردم است که نهایتاً با نفی کامل نظام آخوندی، وضعیت را به نفع ملت ایران رقم خواهد زد