آیا مفهوم «۸مارس» بهعنوان «روز جهانی زن» تکامل یافته است؟ مفهوم «۸مارس» از سال ۱۸۵۷ میلادی در شهر شیکاکو آمریکا تاکنون یک جوهر بنیادین داشته و آن، بهرسمیت شناختن حقوق یکسان زنان در برابر حقوق مردان است. آیا این حقوق با طی کردن ۱۴۷سال مبارزه، به آرامش برابری میان زنان و مردان رسیده است؟ آیا «برابری» بدون «آزادی» محقق میشود؟ تردید نیست که این دو واژه هم تکامل یافتهاند. تاریخ بهترین گواه است.
پیام تکامل واژهها و مفاهیم
روزگاری واژهی «آزادی»، تجسم آرزوی رهایی بردگان از مالکان استثمارگر جان و جسمشان بود. روزگارانی جلوتر، حد و سقف «آزادی»، محدود کردن سلاطین به حکومت مشروطه بود. اکنون در عصر ارتباطات، مفهوم «آزادی» به تمام وجوه زندگی فردی و اجتماعی نوع انسان گسترش یافته است.
روزگاری واژهی «برابری» برای زنان جهان، تجسم آرزوی بهرسمیت شناختن وجودی انسانی بود و نه جنسیتی. روزگارانی، آرزوی درسخواندن. روزگارانی جلوتر، آرزوی رأی دادن. اکنون در عصر ارتباطات، «برابری» به حق مساوی با مردان در تمام وجوه حیات شخصی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی، هنری، ورزشی و رهبری گسترش یافته است. اکنون درصد ورود دختران به دانشگاهها از پسران بیشتر شده است.
این تکامل واژهها و عینیتیافتگیِ اجتماعیشان، چه پیامی برای روز ۸مارس دارد؟ پیام این است که اکنون فصل نوین تغییر «اندیشه» و «نگرش» انسانی به مقولهی «جنسیت» است. اکنون شناخت روز ۸ مارس را باید با این چشمانداز درک نمود. اکنون چنین مسؤلیتی بر عهدهی زنان و مردان جهان است.
ضرورت آشناییزدایی از ذهنیت مسموم
بنابراین اکنون از تاریخ وقایعنگاری ۸ مارس عبور کردهایم و به نگاشتن تاریخ تغییر اندیشه رسیدهایم. بیشک اندیشهها از وقایع تاریخی تأثیر میپذیرند، خود را پالایش میکنند و نو و بالنده میشوند.
اما در این تاریخ، هنوز موانع هستند و قدرتنمایی میکنند؛ مثل اینها:
ـ دیکتاتوریهای پشتاپشت
ـ بیسوادی کلاسیک و فرهنگی
ـ رواج فرهنگ استثماری
ـ سلطهی مردسالاری متکی بر اندیشهی جنسیتی
ـ ناباوری به تغییر بر اثر ذهنیت مسموم شده از تکرار ۴مانع فوق.
آشناییزدایی از این ذهنیت مسموم، پیام گرامیداشت نوین ۸مارس در قرن بیستویکم است.
نسبت مستقیم فرهنگ برابری و فرهنگ آزادی
در جامعهیی که برابری زنان و مردان محقق نگشته، دم زدن از آزادی، زینت بخشیدن و رنگ و لعاب دادن زنجیرهای استثمار و بهرهکشی است. دیکتاتوری سیاسیِ حافظ منافع مردسالاری، یکی از اصلیترین موانع سیر آزادی به برابری است. از اینرو مبارزهی زنان و مردان برای کنار زدن دیکتاتوری سیاسی و جباریت دینی، رسالتی مشترک برای پیوند آزادی و برابری است؛ چرا که «بحث بر سر زنان نیست، بلکه بحث یک فرهنگ در جامعه است که باید این سرکوب را از بین ببریم. ما تسلیم نمیشویم تا جهان را به جلو ببریم.»[۱]
امیدافکنان بیهمتا
اکنون «روز جهانی زن، عید آنهایی است که از اغلب فرصتها برای کسب توانایی محروم شدهاند، اما مبشر توانایی و مسئولیتپذیری در جهان امروزاند؛ عید بیصدایانی که صدای حقیقی بشریتاند. روز جهانی زن برای زنان ایران روز غرور و افتخار است؛ زیرا در سراسر تاریخ این ۴دهه، در مقابل هیولای زنستیزی ایستادگی کردهاند».[۲]
این نسل از زنان از بنبستشکنیِ دههی ۵۰، از دهلیزهای زندانها و قتلعامهای دههی ۶۰ و ۷۰، از حضور برابر با مردان در مبارزات آزادیبخش و نیز از قیامهای ۳دههی گذشته با پیشتازی زنان عبور کردهاند. اینان هم ماهیت زنستیز تفکر آخوندی را آشکار و افشا نموده و هم ریشههای یک روشنگری همهجانبه را در جامعه گستراندهاند. این مبارزه و پایداریِ روشنگرانه، یک دروغ طولانی و ضدانسانی را از پیشانی تاریخ پاک نموده؛ بنیاد اندیشههای ارتجاعی و بهرهکشانه را زده و امیدی نوین برای زدودن رسوبات کهن را پی افکنده است.
اکنون چنین سرمایهی انسانی و تاریخی، پشتوانهی کوهوار و نیز تابانندهی چشمانداز روشن به اهداف تظاهرات مهم روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ در واشنگتن بهمناسبت «روز جهانی زن» است. این روز را با حضور گسترده برای تحقق چشمانداز یک ایران رها از دیکتاتوری و زنستیزی در هفتههای متلاطم ایرانزمین، گرامی میداریم.
پینوشت:
[۱] زندهیاد ریتا زوسموت، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان، کنفرانس جهانی «زنان نیروی تغییر در ایران و نیروی صلح در جهان»، ۱۴ اسفند ۱۴۰۰.
[۲] مریم رجوی، همان منبع.