جریانهای سیاسی فاقد ریشه و پایگاه اجتماعی، همواره بقا و موجودیت خود را در دالانهای خارجی و بندوبست با قدرتهای استعماری جستجو میکنند.
تلاش برای احیای بقایای سلطنت موروثی در سالهای اخیر نمونهای دیگر از فعال شدن همین جریانها در دوران قیام و سرنگونی است.
اما انتشار اسناد رسمی، نقاب از چهره این مدعیان موروثی برمیدارد و ثابت میکند که این تبار، مشروعیت خود را نه از مقاومت و آرای مردم، بلکه از اراده بیگانگان گدایی کرده است.
انتشار سند رسمی وزارتخارجه آمریکا و مقایسهاش با سخنان اخیر «بچه شاه»، زنجیره گسستناپذیر این تکدیگری و حقارت تاریخی را عیان میسازد.
سند مکتوب شماره ۲۱۰ وزارتخارجه آمریکا (۲۱ مه ۱۹۵۳ ـ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۲) تحت عنوان «یادداشت برای پرونده»، گواهی روشن بر ذلت تاریخی خاندان پهلوی است. در این سند رسمی، سفیر وقت آمریکا (هندرسون) از قول نزدیکان دربار نقل میکند که محمدرضا شاه گفته است: «بریتانیاییها سلسله قاجار را کنار زدند؛ پدر من را روی کار آوردند؛ پدر من را کنار زدند؛ و میتوانند من را نیز کنار بزنند یا نگهدارند، هر طور که صلاح بدانند. اگر آنها تمایل دارند که من بمانم و دربار اختیارات اعطاشده توسط قانون اساسی را حفظ کند، به من اطلاع داده شود».
و امروز، بچهٔ همان شاه با همان الگو در همایشهای نمایشی به گدایی سلطنت نشسته و آه و فغان خطاب به آمریکا و اسراییل که بیایید و بکوبید نابود کنید و من را به تخت بنشانید. او طی سخنانی در کنفرانس «شورای اسراییلی-آمریکایی» بهصراحت گفت:
«این امر مستلزم رهبری در ایالات متحده، اسراییل و یک شریک ایرانی است. خانمها و آقایان، من اینجا هستم تا این شراکت را به شما ارائه دهم و بهعنوان یک شریک در صلح دست خود را بهسوی شما دراز کنم».
این گدایی آشکار برای جلب حمایت نظامی و سیاسی، نشان میدهد که ذهنیت استبداد سلطنتی همچنان بر مدار بازگشت به قدرت از طریق تانکهای خارجی و معاملات پشتپرده میچرخد اما این بازیهای دستساز در برابر بیداری و آگاهی جامعه ایران کاملاً رنگ باخته است و خیابانهای میهن با شعار «نه سلطنت، نه رهبری، دموکراسی برابری» مرز خود را با هر نوع استبداد و آلترناتیوهای دستساز روشن کردهاند.
نسل شورشگری که امروز سینه خود را در برابر گلولههای پاسداران و چوبههای دار خامنهای سپر کرده، تبار و کارنامه این مدعیان موروثی را بهخوبی میشناسد. فرجام این نبرد تاریخی، نه از گور درآوردن نظامهای موروثی، بلکه احیاء و استقرار یک جمهوری مستقل و دموکراتیک بهدست مردم و جوانان شورشگر و مقاومت سازمانیافته و پیشتاز خواهد بود.