728 x 90

«زبان» اعدام دیگر «واژه» ندارد... !

 «زبان» اعدام دیگر «واژه» ندارد...!
«زبان» اعدام دیگر «واژه» ندارد...!

اعدام و خبرهای روزانه و هفتگیِ آن، جریان خون در رگان نظام ولایت فقیه است، توقف اعدام، ایست قلبیِ حاکمیت و پایان حیات آن.

اعدام، «زبان» حاکمیت برای ارتباط با جامعه و پیام به آن است. جامعه اما ۴۷سال است با این زبان ارتباط برقرار نکرده و نمی‌کند. سریال قیام‌ها، سریال تکثیر کانون‌های شورشی، سریال محکومیت‌های جهانی علیه اعدام و سریال انتقال پیام قیام‌آفرینان، مجاهدان و مبارزانٍ اعدام‌شده به ادامه‌دهندگان مسیر و آرمان‌شان، «زبان» جامعه‌ی ایران در مقابل «زبان» ساختار سرشته‌شده با اعدام است. ۴۷سال است که نبرد بی‌توقف در بالاترین مدار سیاسی و اجتماعیِ ایران، مصاف «زبان» اختیار و آزادی با «زبان» جباریت و اعدام است.

 

تکرار «اعدام»ها زیر چتر سیاه دود جنگ همراه با مکمل قطع اینترنت، نهایت استیصال برای ارتباط با جامعه و انتقال پیام به آن است. جامعه و حقوق‌دان همواره احساس می‌کنند حتی در زیر بمباران تبلیغاتیِ نظام برای اثربخشیِ اجتماعیِ اعدام، باید حاکمیت را به پای میز حسابرسی بیاورند تا پاسخ دهد که حقوق، قضا و عدالت در این اعدام‌ها کجاست؟ جامعه قیام می‌کند، هزارهزار قربانی و رودهای خون نثار حقانیت حسابرسیِ خود می‌کند، زندان‌ها اما مدام انباشته‌تر می‌شوند و اعدام‌ها بی‌توقف.

 

اثربخشیِ دیالکتیکیِ این روند جاری در سراسر جغرافیای ایران، مدام فاصله‌ی جامعه با حاکمیت را ژرفا می‌دهد و دامنه می‌گسترد. تکثیر دوایر موج‌گونه‌ی این اثربخشیِ دیالکتیکی مدام به پیکره‌ی ساختار نظام می‌خورد. اتاق فکر نظام اما تخدیر شده است و توان بازآفرینیِ «زبان»، «معنا» و «ارتباط» را ندارد. شتاب افول بازآفرینی و ترمیم‌ناشدنیِ آن، باعث شده که حاکمیت، سرعت خون اعدام را در رگان نظام بیشتر کند. ارتعاش ناشی از این سرعت‌بخشی، اکنون موجب هشدار عناصری از حاکمیت برای گوشزد نمودن اثر معکوس آن شده است.

 

روزنامه‌ی شرق در شماره‌ی ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، بن‌بست حاکمیت در مقابل «مانع بزرگ افکار عمومی و حقوق‌دانان» را یادآوری نموده و رهنمودهایی می‌دهد که هر کدام‌شان جام زهری برای ترک اعتیاد اعدام‌های سیاسی است. دقت کنید:

«در پرونده‌‌هایی که در زمینه موضوعات سیاسی شکل می‌گیرند، یک مانع بزرگ برای هم‌نظر‌شدن افکار عمومی و حتی حقوق‌دانان با دادگاه و رأی وجود دارد. وقتی از تمام مسیر پرونده غیر از چند سطر پایانی رأی، چیز دیگری به آگاهی افکار عمومی نمی‌رسد، نمی‌توان انتظار داشت افکار عمومی اقناع شود. در این پرونده‌ها فقط عنوان جرم و میزان مجازات اعلام می‌شود؛ جزئیات مهمی مانند کیفرخواست، مستندات و دفاعیات متهم و وکیل ناگفته می‌ماند.»

 

در بند یا پاراگراف پی‌آمد این یادداشت، رسانه‌ی حکومتی گویی ناخواسته آینه‌یی مقابل ولی فقیه و قضاییه‌ی تحت امرش می‌گذارد تا آب پاکی را روی دست ۴۷سال اتکا به «زبان» اعدام بریزد و بازگشت نتایج سیاسی و اجتماعیِ آن به خود حاکمیت را اذعان نماید؛ اذعانی که باز هم درخواست نوشیدن جام زهر حقوقی و قضایی است:

«این مشکل بزرگ فقط با علنی‌بودن این محاکمات رفع‌شدنی است. بی‌اطلاعی مردم از سیر پرونده، این پرسش را می‌سازد که چرا گزارش کامل دادرسی منتشر نمی‌شود؟ در اذهان عمومی نتیجه‌ این می‌شود که معمولاًِ کسی که مظلوم تلقی شود، طرفدار پیدا می‌کند. در عرصه عمومی، اهداف مجازات معکوس می‌شود. در مجازات، عدالت احساس نمی‌شود.»

 

«زبانٍ» اعدام، دیگر «واژه» ندارد. بی‌واژه، مرگ تصور و معناست. اعدام، اعدام، اعدام فقط حاکمیت را به مزبله‌ی بی‌تصوری و بی‌معنایی و تهی شدن از مفهوم «حکومت» سوق داده است. اما «زبان» ارتباط اجتماعی، تاریخی و انسانیِ اعدامیان، «مشکلات بیشتری» برای حاکمیت تهی از تصور انسانی و معنای «زبان» آفریده است. ۴۷سال است که:

«تکرار استفاده از مجازات اعدام قادر به حل مشکلی نیست و چه‌بسا که مشکلات بیشتری هم بیافریند». (همان)  

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/ff15c66d-c9b6-4d33-a619-f01977dab25c"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات