سهشنبههای نه به اعدام تا کجا میخواهد برود؟ چه پشتوانهای بهقامت البرز و دماوند، این جنبش گسترشیابنده را تکیهگاه است که فتح قلبهای ایرانی و غیرایرانی را شتاب میدهد؟ راز این خیزش پیوسته در چیست که از پشت دیوارهای بلند زندانها عبور میکند، از مرزهای جغرافیایی میگذرد و وجدانهای بیدار را در گوشهوکنار جهان به واکنش فرامیخواند؟ آیا میتوان آن را صرفاً اعتراضی به حکم اعدام دانست، یا با پدیدهای عمیقتر روبهرو هستیم؛ با شکلگیری ارادهای جمعی برای پایان دادن به چرخهٔ خشونت، سرکوب و مرگ؟
سهشنبههای نه به اعدام، راه تنفس نظام ملایان را دریافته و ارتزاق چاشت ولیفقیه با لیست بلند اعدامیان را نشانه رفته است. این جنبش، انگشت بر نقطهای گذاشته که حاکمیت برای بقای خود به آن به دامن آن آویخته است: ایجاد ترس، گسترش نومیدی و القای این تصور که هیچ نیرویی توان ایستادگی در برابر ماشین اعدام را ندارد. اما هر سهشنبه، کارزاریست که دیوار سکوت را ترک انداخته و آنچه قرار بود ابزار ارعاب باشد، به موضوع اعتراض و مقاومت بدل شده است. در منطق این جنبش، هر حکم اعدام، ضرورت ایستادگی را آشکارتر میسازد.
سهشنبههای نه به اعدام، گفتمان آزادی و مردم ایران را از مرزهای جغرافیای میهن فراتر برده و هر روز شمعی از روشنگری را در جایی از جهان برمیافروزد. این گسترش، تنها در افزایش شمار حامیان خلاصه نمیشود؛ اهمیت آن در پیوندزدن رنج زندانیان با وجدان عمومی جامعه و تبدیل مسألهٔ اعدام به مطالبهای انسانی و جهانشمول است. وقتی نام زندانیان محکوم به اعدام در فضای عمومی طنین میاندازد، آنان دیگر اعداد یک فهرست نیستند؛ انسانهایی هستند با حق زندگی، با آرزوها و با خانوادههایی که چشمانتظار بازگشتشاناند. همین بازتاب دادن چهرهٔ انسانی قربانیان، یکی از مهمترین دستآوردهای این کارزار است.
پشتوانهٔ این حرکت را باید در سماجت بر پایداری، همبستگی و نیروی امید جستوجو کرد؛ در کسانی که با وجود تهدید و فشار، از موضع خود عقب نمینشینند؛ در خانوادههایی که در برابر فراموشی مقاومت میکنند؛ و در مردمی که درمییابند دفاع از حق زندگی دیگری، دفاع از امنیت و کرامت خویش نیز هست. استمرار این حرکت نشان میدهد که مقاومت همیشه با فریادی بلند آغاز نمیشود؛ گاه با تکرار متناوب یک «نه» شکل میگیرد، ریشه میدواند و به نیرویی تبدیل میشود که حتی برای دیکتاتور مسلط هم نادیدهگرفتنش دشوار است.
سهشنبههای نه به اعدام، «نه»ییست که سماجتش برای شکست و گسست استراتژی اعدام، بازگشتناپذیر و مهارناشدنیست. اگر ۲ سال پیش دانهای بود، اکنون شاخسارانی شده است که حتی توفان «اعدام» هم از پس ریشهکنیاش برنمیآید. این دانه با هر سهشنبه، در خاک آگاهی و همبستگی عمیقتر ریشه میدواند و شاخههایش را بهسوی سراسری شدن «سهشنبههای نه به اعدام میگستراند. این کارزار مسیر پیش روی مردم ایران را نشان میدهد: تا زمانی که انسانهایی برای دفاع از حق زندگی برخیزند، ماشین مرگ نمیتواند سکوت را بهعنوان سرنوشت محتوم جامعه تحمیل کند.
سهشنبههای نه به اعدام، تنها نام یک روز یا عنوان یک کارزار نیست؛ نشانهٔ ایستادگی در برابر عادیشدن مرگ است. هر سهشنبه، یادآوری این حقیقت است که زندگی را نمیتوان به ارادهٔ سرکوبگران واگذار کرد و هیچ جامعهٔ آزادی بدون دفاع از حق حیات شکل نخواهد گرفت. این جنبش تا آنجا پیش میرود که «نه» به اعدام، از صدای معترضان به خواست مشترک جامعه تبدیل شود. شاخساران این درخت دیگر از دیوار زندانها بالا رفته و بهسوی خورشید میرود. پیام این کارزار، حصارها را شکسته و در کار فتح وجدانهای بیدار ایران و جهان است. خجستهباد تجلی ملی و جهانیِ کارزار سهشنبههای نه به اعدام.