حسنزاده، سرکردهٔ سپاه تهران بزرگ، در سخنانی که در تلویزیون حکومتی پخش شد با اشاره به تهاجم گسترده مردم به نیروی سرکوب در شهرهای مختلف گفت:
«در کنار اینها یک بخش قابل توجهی از مردم بیگناه و مظلوم که برای انجام امورات خودشون در واقع در شهر قصد داشتند که تردد بکنند… بهشهادت رسیدند».
این اظهارات بیش از آنکه تلاشی برای مظلومنمایی نیروهای سرکوب باشد، بهمثابه اعترافی آشکار به کشتار گسترده مردم بیگناه در جریان قیام است؛ اعترافی که بار دیگر ماهیت جنایتکارانه سپاه پاسداران را در برابر افکار عمومی برملا میکند.
همین جمله کوتاه، تمام تلاشهای رژیم برای نسبت دادن قیام مردم به «تروریسم» را نقش بر آب میکند و روشن میشود که سپاه پاسداران در جریان قیام، مستقیم به روی مردم آتش گشوده است؛ مردمی که بهگفته خودشان «برای انجام کارهای روزمره در شهر تردد میکردند». این همان واقعیتی است که از روزهای نخست قیام، شورای ملی مقاومت، شاهدان عینی و گزارشهای مستقل حقوقبشری بر آن تأکید داشتند.
پیش از این سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کرد: آمار شهدای قیام سراسری بیش از ۳۰۰۰نفر است. این آمار بر اساس تحقیقات گسترده از منابع محلی، بیمارستانها، پزشکی قانونی، خانواده شهیدان و ناپدیدشدگان در ۱۹۵شهر به دست آمده است.
آماری که با گستردگی سرکوب، حجم تیراندازیها با گلولههای جنگی و دفن شبانه اجساد، همخوانی کامل دارد.
بخش دیگری از اظهارات حسنزاده، ناخواسته پرده از وحشت عمیق حاکمیت برمیدارد. او از «حمله مردم خشمگین به نیروهای سپاه و بسیج» سخن میگوید؛ اعترافی که نشان میدهد قیام، صرفاً اعتراض نبوده بلکه به مرحله رویارویی مستقیم مردم با ارگان سرکوب رسیده است و شعلهایست که نه از بیرون، بلکه از درون جامعه زبانه میکشد.
اعتراف به کشتار «مردم بیگناه»، سندی انکارناپذیر از جنایت سازمانیافته حاکمیت است.
خامنهای که بقای خود را تنها در سرکوب عریان میبیند، امروز با نسلی روبهروست که نه میترسد و نه عقبنشینی میکند.
تهاجم به پایگاههای سرکوب، پاسخ طبیعی جامعهیی است که سالها با گلوله، زندان و اعدام اداره شده است.