ابعاد شکست دیپلماتیک بقایای استبداد سلطنتی در اروپا وارد مرحله نوینی از افلاس و رسوایی شده است. پس از «نه» قاطع پارلمان بلژیک و موضعگیری رسمی وزارتخارجه این کشور، اکنون موج پرقدرتی از اعتراضات نمایندگان این کشور دکان لابیهای بچهٔ شاه را تخته کرده است.
در تازهترین گام از این تحولات، ۳۲ شخصیت برجسته بلژیکی شامل نمایندگان پارلمان و چهرههای حقوقی و سیاسی، طی نامهیی سرگشاده خطاب به نخستوزیر این کشور، اعتراض شدید خود را به برنامه سخنرانی بچهٔ شاه در مدرسه نظامی سلطنتی اعلام کرده و خواستار لغو فوری آن شدند.
ژرار دوپره، وزیر افتخاری دولت و نایبرئیس پیشین حزب جنبش اصلاحات، با ابلاغ این نامه به نخستوزیر تصریح کرد:
«ما مایلیم توجه شما را به پیامدهای سیاسی و نهادی این ابتکار جلب کنیم و خواستار مداخله شما برای لغو این برنامه رسمی هستیم».
امضاکنندگان این نامه با تأکید بر اینکه اقدام وزیر دفاع با موضع متوازن دولت و تصمیم پارلمان در تضاد است، خاطرنشان کردند: «دیکتاتوری شاه یک نظام تکحزبی برقرار کرد و برای زندانی کردن، شکنجه و سرکوب مخالفان سیاسی خود به ساواک متکی بود. رضا پهلوی بارها از فاصله گرفتن از این میراث خودداری کرده و آشکارا نسبت به حکومت پدرش ابراز افتخار کرده است. این واقعیت نگرانکننده است که برخی از هواداران او آشکارا ساواک را ستایش میکنند... بلژیک باید قاطعانه در کنار مردم ایران در مبارزه آنان برای آزادی، دموکراسی و حقوقبشر بایستد؛ نه به دیکتاتوری مذهبی حاکم مشروعیت ببخشد و نه به بازگشت یک رژیم خودکامه».
در همین راستا، روز جمعه ۸آبان روزنامه «استاندارد بلژیک» ضمن انعکاس مواضع نمایندگان و چهرههای سیاسی این کشور نوشت:
«لوئی میشل، وزیر دولت و پدر شارل میشل در گفتگو با تحریریه ما گفت: «این نهتنها مضحک، بلکه غیرقابلقبول است... نمیدانم با استناد به کدام استدلال دموکراتیک میتوان این شخص را دعوت کرد. من خطر ایجاد تفرقه یا تضعیف اپوزیسیون دموکراتیک را میبینم».
رسانهٔ بلژیکی همچنین بهنقل از ژرار دوپره نوشت:
«این سفر یک ابتکاری احمقانه است... با این سفر مخالفم، زیرا نمیبینم چه نتیجه مثبتی میتواند داشته باشد. حمایت از پسر یک دیکتاتور سابق کار خردمندانهای نیست».
این زنجیره از انزجار رسمی و بینظیر سیاسی در قلب اروپا، نشان داد که لابیهای مشترک شاه و شیخ دیگر قادر نیستند در جلب مشروعیت برای استبداد موروثی موفقیتی کسب کنند. ارادهٔ مردم ایران که در شعار «نه شاه، نه شیخ» تجلی یافته، امروز به معیاری سنجیده در مناسبات بینالمللی تبدیل شده و نظامهای استبدادی ـ سلطنتی و دینی ـ راهی به آینده ایران آزاد و دموکراتیک نخواهند داشت.