حضور شارل میشل، دولتمردی که سابقه هدایت شورای اروپا و نخستوزیری بلژیک را در کارنامه دارد، در جمع معترضان ایرانی در برلین(۱۸بهمن ۱۴۰۴)، فراتر از یک حمایت سیاسی-دیپلماتیک ساده، حامل پیامی نمادین برای آینده خاورمیانه بود. میشل با زبانی که آمیزهای از فلسفه سیاسی و واقعگرایی(Realpolitik) است، گذار ایران از دالان تاریک استبداد به نور دموکراسی را نه یک احتمال، بلکه یک ضرورت تاریخی توصیف کرد.
تقارن تاریخی: از برلین تا تهران
سخنرانی شارل میشل با یک تشبیه هوشمندانه آغاز شد؛ او پیوند عمیقی میان «دیوار برلین» و ساختار سرکوب در ایران برقرار کرد. وی خاطرنشان کرد که دیوارها، هر چند فیزیکی به نظر برسند، در ذات خود ابزارهای ایدئولوژیک برای «سرکوب در سکوت» هستند. اما او با خوشبینی فیلسوفانه یادآور شد: «هیچ دیواری همیشگی نیست؛ آزادی را نمیشود هیچ موقع تا ابد شکست داد».
این گزاره، هسته مرکزی تفکر میشل را تشکیل میدهد: اراده انسانی بر ساختارهای سخت استبدادی پیروز خواهد شد. او با خطاب قرار دادن مقاومت ایران بهعنوان «مقاومت قرن بیستویکم»، پرچمداران این مقاومت را حاملان قدرت تغییر معرفی کرد که توانستهاند وجدان بیدار جهان را با خود همراه کنند.
نفی دوگانههای کاذب؛ راه سوم
یکی از برجستهترین بخشهای سخنان شارل میشل، شالودهشکنی او از روایتهای جایگزین است. وی با صراحتی کمنظیر، هم سیاست «مماشات»(Appeasement) غرب و هم ایده «دخالت نظامی خارجی» را بهعنوان راهحلهای شکستخورده رد کرد و گفت که تغییر واقعی تنها از درون و به دست مردم ایران رقم میخورد.
«ما درسهای خود را آموختهایم. نخست آنکه مماشات راهحل نیست. پندار اصلاحپذیری این رژیم، توهمی بیش نیست؛ همانگونه که مداخله خارجی نیز نمیتواند راهحلی پایدار و باثبات به ارمغان آورد. درس دوم آن است که سکوت، همدستی است. نباید مرعوب شد و نباید باجخواهی را پذیرفت. در نهایت، نه مماشات پذیرفتنی است و نه جنگ.
و این ما را به درس سوم میرساند: آلترناتیوی وجود دارد. آیا آلترناتیوی هست؟ آری، آلترناتیوی وجود دارد؛ سازمان و جنبش شجاعانه شما مردم ایران. تنها شما حق دارید آینده خویش و قانون اساسی خود را تعیین کنید. هیچکس نباید مجاز باشد آرزوهای شما را به جای شما تعریف کند».
میشل با اشاره به تاریخ معاصر ایران، بر این نکته تأکید ورزید که مردم ایران پیش از این در سال ۱۳۵۷ بر دیکتاتوری شاه غلبه کردند، اما آرمانهایشان توسط استبدادی دیگر به سرقت رفت. او در نقدی تند به تلاشهای بازگشت به گذشته، نسبت به بازسازی چهره دیکتاتوری سابق هشدار داد و گفت:
«او (رضا پهلوی) با صرف سرمایههای هنگفت و بهرهگیری از هوش مصنوعی در شبکههای اجتماعی میکوشد تصویری جعلی و فریبنده ارائه دهد تا بار دیگر آینده مردم ایران را به سرقت برد. او میخواهد خود را بر حاکمیت مردم تحمیل کند، حال آنکه شما، با مقاومت سازمانیافته خود، صادقانه خواهان دموکراسی و خدمت به مردم هستید. این همان تفاوت بنیادین میان شما و آنان است».
این تحلیل نشاندهنده بلوغ گفتمان آلترناتیو در سطح رهبران تراز اول اروپا است با شاخص تمایزی که میان «بازگشت به سلطنت مدفون» و «تغییر ساختاری و دموکراتیک» قائل میشوند.
برجستهکردن نقش مقاومت ایران در افشاگریهای اتمی
آقای شارل میشل در بخشی دیگر از سخنرانیاش بر نقش تاریخی مقاومت ایران در افشاگر پروژهٔ بمب اتمسازی رژیم انگشت گذاشت و افزود:
«اگر آنان امروز به سلاح اتمی دست نیافتهاند، این امر مرهون تلاشها و فداکاریهای شما و مقاومت سازمانیافته شماست. شما بودید که حقیقت را بر جهان آشکار ساختید و چشم جهانیان را گشودید؛ و جهان در این بیدارسازی به شما مدیون است. باید با صراحت گفت که جاهطلبی هستهیی آنان، و حتی فراتر از آن برنامههای موشکهای بالستیک، نه برای امنیت، بلکه برای گسترش هرجومرج و کسب مجوزی برای کشتار بیشتر است».
برنامه ۱۰مادهای؛ پلی از استبداد به دموکراسی
رئیس پیشین شورای اروپا در بخش دیگری از سخنان خود، تفاوت آلترناتیو دموکراتیک را با آلترناتیو فیک بررسی کرد و گفت:
«شما از انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه حمایت میکنید. آزادی در قلب حاکمیت آینده، یعنی جمهوری دموکراتیک ایران، جای دارد و برنامه ۱۰مادهای مسیر گذار از استبداد به دموکراسی را ترسیم میکند؛ اینها بنیانهای آن حکومت خواهد بود. تنها مردم ایران حق دارند رهبران خود را برگزینند و آینده خویش را بسازند».
وی برنامه ۱۰مادهای مریم رجوی را یک «نقشه راه» برای عبور از هرج و مرج به نظم نوین توصیف نمود و تأکید کرد:
«برنامه ۱۰مادهای یک پل قدرتمند از استبداد به آزادی است».
تأکید میشل بر برابری جنسیتی، لغو حکم اعدام و جدایی دین از دولت، نشاندهنده همسویی کامل آرمانهای این مقاومت با ارزشهای جهانشمول حقوقبشر است. وی به درستی تشخیص داده است که قدرت این جنبش در «تکثر و وحدت» آن نهفته است؛ در این نقطه است که پیر و جوان، کارگر و بازاری، فراتر از جنسیت و مذهب، یک صدای واحد را فریاد میزنند: یک ایران آزاد.
آیندهٔ مشترک
سخنرانی رئیس سابق شورای اروپا با یک پرسش اخلاقی به پایان رسید: در برابر ظلم، «درست و منصفانه چیست؟» پاسخ او صریح بود: ایستادن در کنار مردمی که نه تنها برای آزادی خود، بلکه برای امنیت جهان (با افشای برنامههای هستهیی و موشکی رژیم) هزینه پرداختهاند.
میشل با بیان اینکه «آینده شما باید به آیندهٔ مشترک ما تبدیل شود»، پیوند ارگانیک میان دموکراسی در ایران و صلح جهانی را ترسیم کرد. او به زیبایی خاطرنشان کرد که رژیم حاکم از مردم خود میترسد و سبعیت امروز آن، نه نشانه قدرت، بلکه علامتی ناامیدانه از شکنندگی سیستمی است که دیگر توان کنترل ارادههای پولادین را ندارد.