وقتی کفگیر سرکوب و جنگافروزی به ته دیگ مقاومت میخورد، آویختن به اپوزیسیونهای بیخطر و بیریشه، یکی از روشهای نظامهای فاشیستی برای ایجاد تفرقه و سد بستن در برابر قیام است. در این میان، احیای پروژههای تاریخ مصرف گذشتهای مانند سلطنت موروثی، نتیجه سرمایهگذاری رسانهای برای ایجاد انحراف در مطالبهٔ اصلی جامعه یعنی نفی کامل دیکتاتوری و نظامهای موروثی است.
مقالهٔ تحلیلی استراون استیونسون، نماینده پیشین پارلمان اروپا، در نشریه بروکسل سیگنال به همین موضوع میپردازد و نشان میدهد که چگونه «هر بحران در جمهوری اسلامی، هر خیزش مردمی و هر رویارویی با غرب، موج تازهای از حضور رسانهای فرزند شاه را به همراه داشته است؛ حضوری که در آن اعلام میکند سرانجام لحظهاش فرا رسیده است. اما هر یک از این پیشبینیها در نهایت به ناامیدی ختم شده است».
استیونسون با تأکید بر اینکه «پروژه رضا پهلوی ناکام مانده است»، مینویسد: «آخرین گزارش تحقیقی رویترز چیزی را تأیید میکند که بسیاری از ایرانیان سالهاست میگویند: در پسِ کمپین روابط عمومی مولتی میلیون دلاری و صیقلیشده، پروژهیی سیاسی قرار دارد که نه بر مشروعیت دموکراتیک، بلکه بر تناقض، فردمحوری و امتیاز موروثی بنا شده است».
استیونسون با ترسیم مرز سرخ میان فداکاری و بیهزینگی تأکید میکند: «آینده ایران نیازمند رهبری است که در کوره فداکاری آبدیده شده باشد؛ اما رضا پهلوی تنها جایگاه موروثی عرضه میکند. او ۴۸ سال در غرب با آسایش زندگی کرده، در حالی که نسلهایی از ایرانیان شجاع، زندان، شکنجه و اعدام را تحمل کردهاند. این مردم حق شکلدادن به آینده ایران را به دست آوردهاند و یک مدعی موروثی که هزاران کیلومتر دورتر زندگی میکند، هیچ مشروعیت قابل مقایسهای ندارد».
او همچنین به تناقضهای بیپایان پهلوی، عدم مرزبندی با جنایات ساواک و رفتارهای سرکوبگرانه حامیانش اشاره کرده و یادآور میشود که شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» پاسخ قاطع خیابان به این بازیهاست.
استیونسون در پایان مینویسد: «مبارزه با رژیم ایران همواره فراتر از برکناری یک گروه حاکم بوده است. هدف همیشه ایجاد یک جمهوری دموکراتیک واقعی مبتنی بر حاکمیت قانون، جدایی دین از دولت، حقوق برابر برای زنان و اقلیتها، دادگاههای مستقل و انتخابات آزاد بوده است. ایران به رهبری نیاز دارد که اقتدارش از خدمت برآید، نه از ارث؛ از فداکاری، نه از نماد. آینده ایران سزاوار یک دموکرات است، نه شاهزادهای در جستوجوی تخت سلطنت».
نماینده پیشین پارلمان اروپا در این مقاله بهروشنی نشان میدهد که مردم ایران هرگز دستآوردهای مبارزاتی خود را فدای یک ارتجاع موروثی نخواهند کرد و سرنوشت ایران فردا در رزمگاه کانونهای شورشی و خیابانهای بیدار میهن رقم میخورد.