یکی از کارکردهای سیاست از منظر حاکمیتی سلطهطلب، تلاش همهجانبه در جهت سلطه بر فکر جامعه است. برای این منظور دستگاه تبلیغاتی، سامانهی استراتژیک و حتی روانشناسانه تدارک دیده میشود تا با اهرمهای فریب، هیاهو، پروپاگاندا و درنهایت، سرکوب، سلطه بر فکر جامعه تحقق پذیرد.
فرانتس نویمان[۱] در مقالهی «شیوههای تحقیق در قدرت سیاسی» مینویسد: «آدمی صرفاً پارهای از طبیعت برونی نیست؛ موجودی است که از موهبت عقل بهره میبرد. از این رو، مصادر قدرت سیاسی ناچار میشوند برای برانگیختن مردمان تحت حكومت به قبول تصريحی يا تلويحی فرمانهای خويش، در ايشان واكنشهای عاطفی یا عقلانی ایجاد کنند. ناکامی در پدیدآوردن اینگونه واکنشها در مردم، فرمانروا را ناگزیر میکند به خشونت و نهایتاً کشتار دست ببرد.»
این روزها در ایرانزمین، در فضای جنگ و مذاکره و تفاهم و ضد تفاهم، شاهد هیاهوی تبلیغاتی کارگزاران حاکمیت پیرامون تقسیم تقصیر علیه یکدیگر هستیم. در این میانه، اقتصاد متلاشیشده توسط همین مجموعه، مشمول این هیاهو شده است. بیکفایتی، بیلیاقتی، رانتخواری و چپاول سازماندهیشده طی سالیان متمادی، اکنون بهحساب جنگ و تحریم گذاشته میشود. این همان نشانهییست که فرانتس نویمان آدرس آن را در «مصادر قدرت سیاسی» داد که میخواهند «واکنشها در مردم» را بهکنترل خود درآورند. به نشانههای این تاکتیکها که گردانندگان نظام ولایت فقیه بهکار میگیرند تا بر فکر و مغز جامعه، سلطهگری کنند، توجه کنید!
تلگرام خانه اقتصاد در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ از قول حسین احمدی که وی را تحلیلگر مسائل استراتژیک معرفی کرده است، مینویسد: «من کشوری را ندیدم در دنیا که در شرایط جنگی اینهمه گرانسازی، اینهمه بلوا و آشوب ذهنی در میان مردم خودش ایجاد بکند.
سپس آدرس گردانندگان بازی را میدهد: «در ایران کیها اینها رو دنبال میکنند؟ کسانی که با استفاده از تمرکز ثروت و در اختیار گرفتن وزارتخانههای اقتصادی، بانک مرکزی و جلب حمایت قانونگذار، قانون مینویسند.»
همان منبع از قول محمدطاهر رحیمی پژوهشگر اقتصادی مینویسد: «بهمنماه که جنگی نبوده، یک ماه قبل از شروع جنگ در ۹ اسفند، تورم مواد غذایی را به ۱۰۵ درصد رساندید و روند آن را صعودی کردید که شما همهچیز را تقصیر جنگ بیندازید. در بهمنماه که جنگی نبود، تورم نقطهای کل را از ۳۰ درصد به حدود ۷۰ درصد رساندید.»
اما نتیجهی این تاکتیکها، هیاهوها و نیز یاری گرفتن از اهرم و نعمت جنگ توسط اتاق فکر نظام تا فکر و مغز جامعهی ایران را به زیر مهمیز بکشند، آخرش به اینجا ختم شده است:
سایت دیدار، ۷ شهریور ۱۴۰۵، حسین راغفر: «نارضایتی که امروز در جامعه ما هست، بهنظر من بیسابقه است. در نیم قرن گذشته، واقعاً بیسابقه است.»
کاملاً درست گزارش میدهد. جامعهیی که تاکتیکها و استراتژیهای تمامیت یک نظام متکی بر فردسالاریِ مطلقه با حداکثر سرکوب سیاسی و بیاندازهگیِ غارت اقتصادی را تجربه کرده است، جامعهییست هوشیار و چون دیگر فکر و مغزش را سلطهناپذیر نموده است، هیچ اندیشهیی جز برانداختن تمامیت سلطه و فردسالاری ندارد.
پینوشت:
[۱] فرانتس لئوپولد نویمان (۲۳ مه ۱۹۰۰ تا ۲ سپتامبر ۱۹۵۴) فعال سیاسی آلمانی، نویسنده کتاب معروف «آزادی و قدرت و قانون»، از بنیانگذاران علوم سیاسی مدرن در جمهوری فدرال آلمان بههمراه ارنست فرانکل و آرنولد برگشتراسر.