در شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، بررسی سیر تحولات و مواضع سیاسی این جنبش نشان میدهد که شعار «صلح و آزادی» نه یک مفهوم انتزاعی یا مصلحتاندیشی زودگذر، بلکه پاسخی بنیادین و استراتژیک به ساختار نظام حاکم بر ایران بوده است. ماهیت استبداد مذهبی همواره با دو مؤلفهٔ «سرکوب در داخل» و «جنگافروزی و بحرانسازی در خارج» گره خورده است؛ از همین رو، نیرویی که سرنگونی این ساختار را هدف قرار داده، برقراری آزادی در درون مرزها و صلح پایدار در منطقه را بهعنوان دو روی یک سکه تعریف کرده است.
تجربهٔ تاریخی جنگ هشت ساله
در جریان جنگ هشت ساله با عراق، در شرایطی که رژیم خمینی ادامهٔ نبرد را ابزاری برای تحکیم پایههای اختناق داخلی قرار داده بود، سازمان مجاهدین خلق شعار «صلح و آزادی» را به پرچم راهنمای عمل خود تبدیل کرد. خواست پایان یافتن «جنگ شهرها و ممانعت از هدر رفتن سرمایههای انسانی و اقتصادی کشور، در کانون این خطمشی قرار داشت.
سیاست صلح مقاومت که در داخل کشور و در سطح بینالمللی مورد استقبال قرار گرفته بود، در عمل با شکلگیری و عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران به اوج رسید. نبردهای میدانی و پیشرویها با شعار محوری صلح، ماشین جنگی حکومت را با بنبست کامل روبهرو ساخت؛ امری که در نهایت به پذیرش ناگزیر قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل و سرکشیدن جامزهر آتشبس توسط خمینی انجامید و بخش نخست معادلهٔ «صلح و آزادی» را در آن مقطع زمانی رقم زد.
موضعگیری در بحرانهای کنونی و استقبال از آتشبس
امتداد این دکترین تاریخی در رویدادها و تنشهای منطقهیی معاصر نیز آشکار است. سازمان مجاهدین خلق در جریان بحرانهای منطقهیی اخیر و نبردهای جاری، بار دیگر بر ضرورت توقف جنگ، کاهش آلام غیرنظامیان و مهار آتشافروزی تأکید کرده است.
در همین زمینه، مریم رجوی رویکرد مقاومت ایران نسبت به آتشبس و افق آیندهٔ صلح را چنین تبیین کرده است:
«ما معتقدیم که آتشبس مناسبترین تصمیم در حساسترین لحظات از طرف آمریکا بود. امیدواریم که این امر به پایان جنگ و گشایش راهی بهسوی صلح و آزادی منجر شود. اگر چه صلح واقعی و پایدار تنها از طریق سرنگونی دیکتاتوری مذهبی حاکم بهدست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان محقق خواهد شد» [۱].
شایان ذکر است که خانم رجوی در همان پیام در پاسخ به ادعاهای مقامات حکومت دربارهٔ مشروعیت و پایگاه مردمی خود افزود:
«در روزهای اخیر پسر خامنهای ادعا کرد بیش از ۱۷میلیون نفر جان فدای رژیمش هستند. ما میگوییم اگر راست میگوید یک انتخابات آزاد را تحتنظر ملل متحد بر اساس اصل حاکمیت جمهور مردم و نه حاکمیت آخوند قبول کند، اما تئوکراسی حاکم جرأت این کار را ندارد».
حلقهٔ مفقوده سیاست بینالملل و چشمانداز آینده
سیاست راهبردی مجاهدین خلق تأکید میکند که ریشهٔ بحرانها و جنگافروزی در خاورمیانه در بقای حاکمیت ولایت فقیه نهفته است و راهحل نهایی، نه مداخلهٔ خارجی و نه مدارا با استبداد، بلکه تکیه بر ارادهٔ جامعهٔ ایران است.
برخلاف آلترناتیوهای فیک و وابسته به تمایل و ارادهٔ خارجی، مریم رجوی برونرفت از بحران ایران را توجه به نقش مردم و مقاومت سازمانیافته میداند:
***
آنچه در این یادداشت شاهد آن بودیم، تنها گوشهیی از مواضع مقاومت ایران به ضرورت برقراری صلح و آزادی در ایران است.
در شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق، یادآوری پایبندی مقاومت ایران به معادلهٔ «صلح و آزادی» بیانگر پیوند ناگسستنی میان نفی اختناق در داخل و نفی جنگافروزی در عرصهٔ بینالمللی است؛ راهبردی که پایان بحرانها و تثبیت امنیت منطقهیی را در گرو تحقق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش میداند.
پانوشت:
[۱] رجوی مریم، بریفینگ در سنای آمریکا - ایران: بهسوی صلح و آزادی، سایت مریم رجوی، ۲۷ فروردین ۱۴۰۵.