خمینی۴۶ سال پیش گفت «جنگ، نعمت است». آیا این عبارت بهعنوان یک استراتژیِ جاری و حیاتی برای حاکمیت متکی بر ولایت فقیه باهدف گریز از پاسخ به مسائل اقتصادی و اجتماعی با کلاهک سیاسی ــ مذهبی، نیست؟ تاریخ ۴۶ سال گذشته نشان میدهد که «جنگافروزیِ منطقهیی» و حتی زمینهسازی برای جنگ بینالمللی، «نعمت» بلاجایگزین برای این ساختار است. خامنهای گفته بود «اگر در سوریه و لبنان و یمن نجنگیم، باید در همین تهران و همدان و شهرهای خودمان بجنگیم».
اکنون پس از فروکش کردن جنگ و گردش امور سیاسی پیرامون تفاهمنامهیی بلاتکلیف، بغرنجترین امورات اقتصادی و اجتماعی، همچون فوران مواد مذاب از دهانهی آتشفشان بحرانها سربرآوردهاند. بههمین دلایل، برای نظام ملایان دو راه بیشتر باقی نماندهاند؛ تن دادن به مطالبات مردم[همان بغرنجترین امور اقتصادی و اجتماعی] و گریز زدن به «نعمت جنگ» و فضای تبلیغاتی آن، برای دور زدن بحرانهای در کمین نظام.
تا کنون شواهد متقن گواهی میدهند که نظام متکی بر ولایت فقیه را سرِ پاسخ دادن به مطالبات مردم نبوده و نیست و سودای جنگ و نگهداشتن جامعه در سایهی تبلیغات و فضای جنگ را در سر میپزد. این فضا آنقدر به چشم میخورد که نیاز به پیشبینی و تحلیل و برآورد ندارد.
روزنامهی حکومتیِ سازندگی در شمارهی ۹ تیر ۱۴۰۵ به موارد عمدیِ تعیین تکلیف نکردن جنگ با استفاده از عبارات «سیاستهای دوپهلو»، «شعارهای احساسی و مواضع هیجانی» و «تکیه بر ادبیات تهدید» پرداخته است:
«استمرار سیاستهای دوپهلو و صدور پیامهای متناقض، نهتنها بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه زمینه سوءبرداشت و تشدید بحران را فراهم میسازد. سیاست خارجی و امنیت ملی را نمیتوان با شعارهای احساسی یا مواضع هیجانی اداره کرد. تکیه بر ادبیات تهدید یا ایجاد ابهام درباره امنیت عبور و مرور کشتیها، بیش از آنکه ابزار فشار مؤثری باشد، میتواند اجماع بینالمللی علیه ایران را تقویت کند.»
این روزنامه تلاش کرده است خیالپزیهای پشت پردهی جنگطلبی را پردهبرداری کند و هشدار بدهد که فرار از مشکل اصلیِ نظام، یعنی فقدان «امید اجتماعی»، «اعتماد عمومی» و «معیشت و اقتصاد» فایدهیی ندارد و باید «انتخابی روشن صورت گیرد»:
«هرگونه تشدید درگیری، مستقیماً معیشت، سرمایهگذاری، تولید و امید اجتماعی را هدف قرار خواهد داد. امنیت ملی تنها در میدان نبرد تعریف نمیشود؛ اقتصاد، رفاه و اعتماد عمومی نیز بخش جداییناپذیر آن هستند...اکنون زمان آن رسیده که میان دوراهی «جنگ یا صلح»، انتخابی روشن، مسئولانه و مبتنی بر منافع ملی صورت گیرد.»
جدیدترین نمونهیی که شک جنگافروزی در حین تفاهمنامه را کاملاً برطرف میکند و آشکار میکند که رژیم آخوندی، حفظ نظام با جنگ و تحتالشعاع قرار دادن بحرانهای درونی را ترجیح میدهد، محتوای یک گفتوگو در تلویزیون اینترنتیِ «ای کاش» است. مجری این تلویزیون از مصطفی کواکبیان نمایندهی پیشین مجلس میپرسد: «اگر حکومت میخواهد دوام داشته باشد، چرا هنوز رضایت جامعه برایش مهم نیست؟»
کواکبیان پاسخ میدهد: «ما باید اول احساس کنیم که مشکلی بهوجود آمده، بعد درصدد رفع مشکل باشیم. من در خانهی احزاب بودم، بحث مشارکت مردم شد که بالاخره ۵۱ درصد مردم در انتخابات نیامدند، چه کار باید بکنیم که برای انتخابات شوراها مردم مشارکت داشته باشند؟ یک بندهی خدایی که در شورای مرکزی خانهی احزاب است گفت آقای کواکبیان ناراحت نباشید، ما بلدیم چهکار کنیم. گفتم چهکار میکنید؟ گفت یکبار دیگر کاری میکنیم که اسرائیل حمله کند و بهخاطر حملهیی که اسرائیل کرده، مردم میآیند پشت سر نظام میایستند. ببین عمق فاجعه کجاست! ما میخواهیم با حملهی خارجی، مشارکت را اضافه کنیم.»
اینها البته بیش از چهار دهه قبل ،از جانب مقاومت ایران بهعنوان ماهیت نظام پلید آخوندی پیشبینی و بیان و افشا شده بود و طی سالیان اخیر ــ و خاصه جنگ چهار ماه گذشته ــ تکرار و تأکید شدهاند. آنچه اما در شرایط فوقالعادهی کنونی از اختیار اتاق فکر نظام خارج شده است، فضا و مطالبهی جامعهییست که روزبهروز آثار قیام دیماه ۱۴۰۴ را زنده نگاه میدارد و از تعیین تکلیف این آثار با کل نظام، کوتاه نخواهد آمد. صورت مسألهی اصلیِ ایران همین است.