در شاهنامه، ضحاک پادشاهی است که برای حفظ تاج و تختش، هر روز مغز دو جوان را خوراک مارهایش میکرد؛ حکومتی که بقایش را در بلعیدن آینده میجست.
این تصویر، امروز دیگر افسانه نیست؛ بازتابی است از واقعیتی که در آن، ولایت لرزان شیخ هم برای ادامه حیات، به حذف جسورترین و آگاهترین فرزندان جامعه روی آورده است.
صبح یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، مارهای گرسنهٔ ضحاک تازهکار ولایت، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست را بلعیدند. قضاییهٔ ضحاک اعلام کرد آنها به یک مکان نظامی تعرض کرده، در تخریب و آتشزدن مشارکت داشتند و قصد دسترسی به اسلحهخانه را داشتند.
این دو، سهشنبه ۱۱ فروردین همراه امیرحسین حاتمی، علی فهیم و ابوالفضل صالحی به انفرادی منتقل و در بیدادگاه صلواتی به اعدام محکوم شدند.
در هفتهیی که گذشت، در فاصله ۵روز، شش زندانی سیاسی و شورشگر دیگر به جرم قیام مسلحانه اعدام شدند.
شباهت ضحاک دیروز با ضحاک امروز فقط در کشتن نیست؛ در ماهیت قدرت است. همانگونه که ضحاک، پادشاهی موروثی بود و مردم در آن هیچ نقشی نداشتند، امروز نیز ولایت برای تثبیت موقعیتش نیاز به یک قدرت موروثی و سرکوب گسترده دارد.
در این میان، بحرانهای انباشته، شرایط انفجاری جامعه و چشمانداز قیام، این روند را شتاب داده است. در چنین شرایطی، اعدام به یک ابزار روزمره تبدیل میشود؛ گویی برای هر روز بقا، باید لااقل دو مغز جوان فداکار و میهنپرست قربانی شود.
همزمان، با دمیدن در تنور جنگ و بهرهبرداری از تنش در منطقه، تلاش میشود سایهیی از اضطرار و ناامنی بر جامعه پهن شود تا سرکوب عادی جلوه کند. اما این صحنهسازی، بیش از هر چیز، نشانهٔ وحشت بیپایان از پایان کار است؛ وحشت از نسلی که دیگر به عقب بازنمیگردد.
در اینجا روایت شاهنامه کامل میشود. در برابر ضحاک، کاوه آهنگر ایستاد. او نماد شورش و آتش و فوران خشم مردم بود.
امروز نیز، کاوههای میهن در هیأت کانونهای شورشی، در خیابانها، دانشگاهها و شهرها و زندانها حضور دارند و طلوع ایران آزاد را نوید میدهند.
کاوههای میهن همان نخبههای دانشگاهی (وحید بنیعامریان و پویا قبادی) هستند که از سنقر برخاستند. همان معلم هنر و مهندس عمران (محمد تقوی و اکبر دانشورکار) و بابک علیپور و ابوالحسن منتظر هستند که هنر پیکار و پایداری را پای دار آموختند. آنان که تا آخرین لحظه بر عهد و پیمانشان با مردم ایستادند و خوب میدانستند که این چرخهٔ خونین، نشانه اقتدار نیست؛ اعتراف به ناتوانی و علامت پایان ضحاک است.