728 x 90

علی خامنه‌ای که بود؟

خامنه‌ای که بود؟
خامنه‌ای که بود؟

علی خامنه‌ای، دومین ولی‌فقیه نظام ولایت فقیه، از یک طلبه‌ٔ ساده‌ٔ مشهدی به دیکتاتور مطلق ولایت فقیه تبدیل شد و نزدیک به ۳۷ سال (از ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ تا ۹ اسفند ۱۴۰۴) ایران را به صحنه‌ٔ بزرگ‌ترین جنایت‌های سازمان‌یافته علیه بشریت بدل کرد. او که در همسویی با خمینی قدرت گرفت، پس از انقلاب در مناصب کلیدی مانند سرپرستی سپاه، ریاست‌جمهوری و سپس رهبری، نقش مستقیم در سرکوب، غارت و کشتار داشت.

خامنه‌ای در قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷ (بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی) به‌عنوان رئیس‌جمهور دفاع علنی کرد، قتل‌های زنجیره‌یی دهه‌ٔ ۷۰ و ترورهای برون‌مرزی (مانند پرونده‌ٔ میکونوس که دادگاه آلمان او را آمر اصلی دانست) را هدایت کرد و در قیامهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ هزاران نفر را کشت یا زندانی کرد.

خامنه‌ای با اختیارات فراقانونی اصل ۱۱۰ قانون اساسی، شورای نگهبان، قوه قضاییه، نیروهای مسلح و رسانه‌ها را تحت کنترل مطلق درآورد و امپراتوری مالی عظیمی ساخت: بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام (۹۵میلیارد دلار)، آستان قدس رضوی (دومین بنیاد مالی ایران با ۱۸۸میلیارد دلار سرمایه‌گذاری) و سازمان اقتصادی قدس که هزاران هکتار زمین، کارخانه و معدن را غارت کردند. مصادره اموال مخالفان و اقلیتها و قانون مصونیت مالی بیت رهبری، ثروت خانوادگی او و فرزندانش (مجتبی، مسعود، میثم و دختران) را به میلیاردها دلار رساند. برنامه هسته‌یی و موشکی را نیز به اهرم تهدید جهانی تبدیل کرد.

در قیام ۱۴۰۴ (دی‌ماه)، به شورای عالی امنیت ملی دستور «سرکوب به هر وسیله لازم» و «شلیک برای کشتن» داد که منجر به کشتار هزاران نفر در دو روز شد؛ خونین‌ترین جنایت علیه بشریت تاریخ معاصر ایران.

به‌دنبال مرگ او در ۹ اسفند ۱۴۰۴ پیام‌های هراسان سران رژیم (پزشکیان، اژه‌ای، قالیباف، لاریجانی) بحران فروپاشی ولایت فقیه را آشکار ساخت.

این مقاله با رعایت اختصار و فقط با پرداختن به کلیات نشان می‌دهد خامنه‌ای نه «پیشوا»، بلکه معمار سلطنت چماقی، غارت نجومی و جنایت علیه بشریت بود. مرگ او پایان یک عصر سیاه است و یک فرصت تاریخی برای ایرانی آزاد و دموکراتیک.

 

از حجره‌های مشهد تا تخت قدرت مطلقه

سیر تحول شخصیت علی خامنه‌ای از یک طلبه ساده و روضه‌خوان به جایگاه «ولی‌فقیه» با قدرتهای فراتر از قانون، یکی از پیچیده‌ترین و در عین‌حال تاریک‌ترین فصول تاریخ معاصر ایران است. او که در دهه‌ٔ چهل خورشیدی تحت تأثیر تندروی‌های مذهبی فدائیان اسلام و آموزه‌های روح‌الله خمینی قرار گرفت، مسیری را آغاز کرد که فرجام آن، استقرار یک نظام استبدادی فردمحور بود. این مقاله درصدد است تا نشان دهد چگونه خامنه‌ای با استفاده از ابزارهای سرکوب، کارتل‌های اقتصادی و تفسیری تمامیت‌خواه از مذهب، ایران را به سوی یکی از سیاه‌ترین دورانهای تاریخ خود سوق داد.

 

ریشه‌های فکری و دگردیسی سیاسی

علی خامنه‌ای در سال ۱۳۱۸ در خانواده‌ای روحانی و تنگدست در مشهد متولد شد. فقر دوران کودکی که خود بعدها بارها به آن اشاره کرد، شاید اولین بذرهای نارضایتی را در وجود او کاشت. اما نقطه‌عطف زندگی او در ۱۳سالگی رقم خورد؛ زمانی که سخنرانی‌های پر حرارت نواب صفوی در مدرسه سلیمان‌خان مشهد، ذهن او را با ایده‌ٔ «حاکمیت احکام الهی» و ضدیت با مظاهر مدرنیته و غرب آشنا کرد.

او از سال ۱۳۴۱، همزمان با آغاز مخالفت‌های خمینی با اصلاحات محمدرضا شاه پهلوی (انقلاب سفید)، رسماً وارد گود سیاست شد. در این دوران، هویت سیاسی او نه بر اساس مطالبات دموکراتیک، بلکه بر پایه «محافظه‌کاری ارتجاعی» و مخالفت با حقوقی چون حق رأی زنان شکل گرفت.

 

نفوذ در حلقه‌ٔ قدرت و حرکت به سوی راست افراطی

پس از انقلاب ۱۳۵۷، خامنه‌ای که برخلاف بسیاری از مبارزان اصیل، بهای سنگینی برای پیروزی نپرداخته بود، به‌سرعت پله‌های قدرت را پیمود. او با نزدیکی به هسته‌ٔ سخت قدرت (سپاه پاسداران و باندهای تشنه‌ٔ قدرت حول خمینی)، از یک چهره‌ٔ مذهبی میانه به سمت راست افراطی حرکت کرد. تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» در اسفند ۱۳۵۷، اولین گام تشکیلاتی او برای حذف رقبای سیاسی و تثبیت انحصارطلبی مذهبی بود.

 

صعود به مقام رهبری؛ بحران مشروعیت و ولایت چماقی

مرگ روح‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸، فرصتی طلایی برای علی خامنه‌ای و شریک سیاسی‌اش، هاشمی رفسنجانی، فراهم کرد. در حالی که طبق قانون اساسی وقت، رهبر باید «مرجع تقلید» و «فقیه اعلم» می‌بود، خامنه‌ای فاقد این ویژگی‌ها بود. رفسنجانی با نقل خاطره‌ای تأیید نشده از خمینی، مسیر را برای رهبری او هموار کرد. این انتخاب به قدری از منظر فقهی سست بود که با اعتراضات شدیدی روبه‌رو شد؛ از جمله آقای منتظری که این نوع ولایت را «ولایت چماقی» و «آمیخته با غارت» نامید.

 

استقرار سلطنت مطلقه در لوای دین

خامنه‌ای پس از رسیدن به قدرت، بلافاصله به بازنگری قانون اساسی پرداخت تا اختیارات خود را «مطلقه» کند. او با در اختیار گرفتن شورای نگهبان، در عمل قوه مقننه را به شعبه‌ای از بیت خود تبدیل کرد. نظارت استصوابی ابزاری شد تا هر گونه صدای مخالف در نطفه خفه شود و تنها کسانی به کرسی‌های قدرت برسند که ذوب در ولایت باشند. او فراتر از یک رهبر سیاسی، خود را «نماینده خدا بر زمین» معرفی کرد تا هر گونه نقد به‌عملکردش، گناه و محاربه تلقی شود.

 

امپراتوری سیاه؛ کارتل‌های اقتصادی بیت رهبری

ثبات قدرت مطلقه خامنه‌ای تنها بر زور سرنیزه استوار نیست؛ بلکه بر چنگ انداختن بر شریانهای اقتصادی کشور بنا شده است. او با ایجاد سازمانهای مالی موازی با دولت، بودجه‌یی نجومی و غیرقابل حسابرسی را در اختیار دارد که تنها در برابر شخص او پاسخگو هستند. نگاهی به برخی از این کارتل‌های اقتصادی می‌اندازیم:

 

ستاد اجرایی فرمان امام؛ قلک ۹۵میلیارد دلاری

این نهاد که در ابتدا با هدف مدیریت اموال بلاصاحب تأسیس شد، تحت فرمان خامنه‌ای به یکی از بزرگترین هلدینگ‌های اقتصادی جهان تبدیل گشت. خبرگزاری رویترز در گزارش تحقیقی خود، دارایی‌های این ستاد را بالغ بر ۹۵میلیارد دلار برآورد کرده است.

مصادره اموال معترضان: بخش بزرگی از سرمایه این ستاد از طریق مصادره اموال اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق، اقلیت‌های مذهبی (به‌ویژه بهائیان) و مخالفان سیاسی تأمین شده است.

خارج از شمول قانون: در سال ۲۰۰۸، با اشاره مستقیم خامنه‌ای، قانونی تصویب شد که دسترسی مجلس و نهادهای نظارتی به حساب‌های این ستاد را غیرقانونی کرد. این یعنی «دزدی رسمی» در پناه قانون.

 

آستان قدس رضوی؛ دولت در دولت

آستان قدس در دوران خامنه‌ای از یک نهاد مذهبی به دومین بنیاد مالی بزرگ ایران (پس از شرکت ملی نفت) تبدیل شد. این امپراتوری که یک‌سوم زمینهای مشهد و بخش وسیعی از اراضی خصوصی ایران را در اختیار دارد، از پرداخت مالیات معاف است.

چپاول نذورات: میلیاردها تومان نذورات مردم که با اعتقاد مذهبی به حرم امام رضا ریخته می‌شود، بدون هیچ شفافیتی صرف پروژه‌های سیاسی و صدور تروریسم (مانند ساخت پل بین عراق و سوریه یا لوله‌کشی در لبنان برای تقویت حزب‌الله) گردید.

 

سازمان اقتصادی قدس

این سازمان با داشتن زیرمجموعه‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامپروری و صنعت، عملاً بخش خصوصی را فلج کرده و ثروت ملی را به جیب بیت رهبری سرازیر می‌کند.

 

بنیاد مستضعفان؛ میراث‌خوار غصب

این بنیاد که وارث اموال خاندان سلطنتی پیشین است، تحت مدیریت مستقیم خامنه‌ای، صاحب هزاران کارخانه، هتل و مجتمع مسکونی است. شرکتهایی نظیر «لبنیات پاک»، «زمزم»، «بیمه سینا» و «گوشتیران» تنها بخشی از این اختاپوس اقتصادی هستند که سود حاصل از آنها به جای سفره مردم، صرف تقویت نهادهای سرکوبگر نظیر سپاه پاسداران می‌شود.

 

مهندسی سرکوب و جنایات سیستماتیک

خامنه‌ای از همان ابتدای رسیدن به قدرت، بقای خود را در حذف فیزیکی مخالفان دید. او نه تنها وارث جنایات خمینی بود، بلکه خود به آمر اصلی کشتارهای وسیع‌تری تبدیل شد.

 

نقش کلیدی در قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷

اگر چه حکم اعدامها توسط خمینی صادر شد، اما علی خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور وقت، یکی از سرسخت‌ترین حامیان و مدافعان این جنایت بود. او در آذرماه ۱۳۶۷ صراحتاً از اعدام بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی (که اغلب از هواداران مجاهدین خلق بودند) دفاع کرد و مخالفان این کشتار را به «نقل و نبات دادن به دشمن» متهم نمود. او با تأیید «هیئت‌های مرگ»، دست جلادان را برای پاکسازی زندانها باز گذاشت.

 

قتل‌های زنجیره‌یی؛ ترور در قلب تهران

در دهه‌ٔ ۷۰، زمانی که خامنه‌ای پایه‌های قدرت خود را لرزان می‌دید، پروژه‌ٔ حذف روشنفکران و دگراندیشان را کلید زد. او ریاست عالی کمیته‌یی را برعهده داشت که فرمان قتل شخصیتهایی چون داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و تعدادی دیگر را صادر کرد. اگر چه بعدها تلاش شد این جنایات به «عناصر خودسر» نسبت داده شود، اما شواهد نشان داد که ردپای دفتر ویژه خامنه‌ای و آخوند حجازی در تمامی این ترورها مشهود است.

 

سرکوب قیامهای مردمی (۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴)

خامنه‌ای با فرمان مستقیم به نیروهای بسیج و سپاه، هر گونه اعتراض مدنی را با خون پاسخ داد.

او در قیام۸۸ فرمان سرکوب خونین معترضان را صادر کرد. تجاوز در زندانها (کهریزک) و قتل ندا آقاسلطان و ترانه موسوی از جمله لکه‌های ننگی بر دامان حکومتی است که او رهبری‌اش را برعهده داشت.

در قیام ۹۸ خامنه‌ای با تروریست نامیدن معترضان، اجازه شلیک مستقیم به سر و قلب مردم را صادر کرد که منجر به کشته شدن بیش از ۱۵۰۰نفر در چند روز گشت.

ماهشهر در استان خوزستان صحنه یکی از وحشیانه‌ترین جنایت‌های رژیم بود. صدها معترض که برای فرار از تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه و بسیج به نیزارهای اطراف بندر ماهشهر پناه برده بودند، با حمله سنگین نظامی روبه‌رو شدند. نیروهای امنیتی با تانک، تیربار و گازهای سمی به نیزارها یورش بردند، معترضان را شکار کردند و بسیاری را در همان نیزارها به‌قتل رساندند. گزارشهای شاهدان عینی و تصاویر ماهواره‌یی نشان می‌دهد که اجساد در نیزارها دفن یا سوزانده شد و برخی زخمی‌ها زنده در باتلاق غرق شدند.

در قیام ۱۴۰۱، علی خامنه‌ای شخصاً فرمان شلیک به چشم‌های جوانان و ربودن و شکنجه و تعرض به معترضان در بازداشتگاههای مخفی را صادر کرد تا از فروپاشی بت استبداد خود جلوگیری کند.

یکی از آخرین و خونین‌ترین جنایت‌های سید علی خامنه‌ای، نقش مستقیم او در سرکوب قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ بود. پس از آغاز اعتراضات گسترده مردمی در دیماه، خامنه‌ای در سخنرانی‌های خود معترضان را «اغتشاشگر»، «مزدور دشمن» و «تحریک‌شده توسط آمریکا و اسراییل» خواند و مستقیماً به شورای عالی امنیت ملی دستور داد اعتراضات «به هر وسیله‌ٔ لازم» سرکوب شود. این دستور منجر به قطع سراسری اینترنت، اعزام نیروهای امنیتی با فرمان «شلیک برای کشتن» و کشتار دسته‌جمعی شد؛

هزاران نفر در چند روز با تیراندازی مستقیم، قمه و سلاحهای سرد کشته شدند و پیکرهای شهیدان در کیسه‌های سیاه به رویت عام گذاشته شد؛ یکی از خونین‌ترین جنایت علیه بشریت طی دو روز تاریخ معاصر.

خامنه‌ای بعدها در سخنرانی خود «هزاران کشته» را تأیید کرد اما آن را به «دشمن خارجی» نسبت داد، در حالی که سازمانهای حقوق‌بشری این جنایت را «جنایت علیه بشریت» با دستور مستقیم رهبر دانستند و آن را ادامه‌ٔ الگوی قتل‌عام ۶۷ و آبان ۹۸ خواندند.

 

اعدام در حاکمیت علی خامنه‌ای

اعدام به‌عنوان مجازات قانونی در فاشیسم دینی حاکم بر ایران از همان ابتدای تأسیس نظام وجود داشته، اما در دوره رهبری خامنه‌ای (از خرداد ۱۳۶۸ تا اسفند ۱۴۰۴) به ابزاری سیستماتیک برای سرکوب سیاسی، ایجاد رعب و وحشت، و حفظ سلطه مطلقه تبدیل شد. در این ۳۶سال و نیم، ایران به رتبه یکی از بالاترین نرخ‌های سرانه اعدام در جهان رسید و اعدامها در دو دسته اصلی انجام گرفت: اعدام‌های سیاسی (مخالفان نظام، فعالان سیاسی، اقلیت‌های مذهبی و قومی) و اعدام‌های غیرسیاسی (عمدتاً مرتبط با مواد مخدر، که اغلب به‌عنوان پوششی برای حذف مخالفان سیاسی به کار گرفته می‌شد).

 

روش‌ها و ویژگی‌های اعدام‌ها

اعدام‌های دسته‌جمعی (۱۳۶۷) بدون محاکمه مجدد، در زندانهای اوین و گوهردشت تهران و در دیگر زندانها در شهرستانها، اجساد در گورهای دسته‌جمعی خاوران و دیگر نقاط...

اعدام‌های عمومی با آویزان کردن از جرثقیل در میادین شهرها (به‌ویژه دهه ۱۳۹۰) برای ایجاد رعب

اعدام در پی اعتراضات، پس از سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، به اتهام «محاربه» و «بغی»

اعدام به اتهام «مواد مخدر»، حتی در مواردی که متهم فعال سیاسی بود

 

ابعاد حقوقی و بین‌المللی

عفو بین‌الملل و سازمان ملل متحد بارها ایران را به‌دلیل «بالاترین نرخ اعدام سرانه جهان» و «اعدام بدون محاکم عادلانه» محکوم کردند. خامنه‌ای به‌عنوان فرمانده کل قوا و مسئول انتصاب رئیس قو قضاییه، مسئولیت مستقیم حقوقی این اعدامها را برعهده داشت.

در طول ۳۶سال حاکمیت علی خامنه‌ای، اعدام به ابزاری روزمره برای سرکوب سیاسی و ایجاد ترس تبدیل شد. اعدام‌های انجام شده در حاکمیت او نه تنها جان هزاران نفر را گرفت، بلکه روح یک ملت را زخمی کرد و نشان داد که برای حفظ قدرت مطلقه، هیچ خط قرمزی وجود ندارد.

 

جنایت در دوران کرونا (ممنوعیت ورود واکسن)

یکی از جنایت‌های غیرمستقیم اما مرگبار خامنه‌ای، تصمیم‌گیری شخصی و جنایت‌بار او در بهار ۱۳۹۹ در اوج همه‌گیری کووید-۱۹ بود. او با صدور فتوای حرام بودن واکسنهای آمریکایی و انگلیسی (فایزر و مدرنا) و ممنوعیت کامل ورود آنها، عملاً صدها هزار ایرانی را به کام مرگ فرستاد. در حالی که کشورهای همسایه با سرعت واکسن وارد می‌کردند، ایران به واکسنهای روسی و چینی محدود شد که کارآیی پایین‌تری داشتند و توزیع آنها با فساد و ناکارآمدی همراه بود. خامنه‌ای این تصمیم را «مقاومت در برابر استکبار» نامید. این جنایت، نه تنها نقض حق حیات میلیون‌ها ایرانی، بلکه نمونه‌یی آشکار از فدا کردن جان مردم بر پای تمامیت‌خواهی خودکامه ولایت فقیه بود.

 

دربار پنهان؛ فساد سیستمی و زندگی‌اشرافی خاندان خامنه‌ای

علی خامنه‌ای همواره تلاش کرده است چهره‌ای زاهدانه از خود به نمایش بگذارد، اما واقعیت زندگی فرزندان و اطرافیان او، تصویری از یک نظام «الیگارشی مذهبی» است که ثروتهای ملی را میان خود تقسیم کرده‌اند.

 

مجتبی خامنه‌ای؛ جانشین سایه و میلیاردر مخفی

مجتبی، پسر دوم خامنه‌ای، قدرتمندترین چهره در «بیت رهبری» است. او نه تنها مسئولیت نهادهای امنیتی و سرکوب را برعهده دارد، بلکه ثروتی معادل ۳میلیارد دلار در بانک‌های خارج از کشور (امارات، سوریه و ونزوئلا) برای خود اندوخته است.

در قیام ۱۳۸۸، مجتبی فرماندهی مستقیم گردانهای سرکوب را برعهده داشت. او در پاسخ به اعتراضات خانوادگی نسبت به خشونت‌ها، جمله‌ٔ تکان‌دهنده‌ای بر زبان آورد: «باید آنها را در خیابان می‌سوزاندیم».

زمین‌خواری گسترده: او با همکاری محمدباقر قالیباف، بخش‌های وسیعی از اراضی تهران و مشهد را به تملک خود درآورده است.

 

مسعود و میثم؛ انحصارگران اقتصادی

مسعود خامنه‌ای: با ثروتی بالغ بر ۴۰۰میلیون دلار در بانک‌های اروپا، علاوه بر مدیریت بازوی تبلیغاتی پدرش، مالک انحصاری فروش محصولات شرکت «رنو» فرانسه در ایران است.

میثم خامنه‌ای: او نیز شریک برادرش در قراردادهای تجاری کلان است و پیوند نزدیکی با بزرگترین تجار بازار تهران دارد که از رانت‌های حکومتی بهره‌مند می‌شوند.

 

دختران خامنه‌ای؛ ثروت در سایه

بشری و هدی خامنه‌ای، برخلاف شعارهای عدالت‌طلبانه پدرشان، زندگی‌های فوق‌اشرافی دارند. ثروت هر کدام از آنها حدود ۱۰۰میلیون دلار برآورد می‌شود. گزارشها حاکی از آن است که برای خریدهای شخصی این افراد، پاساژهای لوکس قرق شده و اجناسی از بهترین برندهای اروپایی برای آنها سفارش داده می‌شود.

 

تروریسم دولتی و صدور ارتجاع به جهان

سیاست خارجی خامنه‌ای بر پایه «عمق راهبردی» بنا شده است که چیزی جز صدور تروریسم، مداخله در امور کشورهای همسایه و حذف فیزیکی مخالفان در خارج از مرزها نیست.

 

پرونده میکونوس؛ محکومیت جهانی ولی‌فقیه

در شهریور ۱۳۷۱، تیم ترور تحت فرمان بیت رهبری، صادق شرفکندی و همراهانش را در رستوران میکونوس آلمان به‌قتل رساند. دادگاه تاریخی آلمان صراحتاً اعلام کرد که این جنایت توسط «کمیته امور ویژه» به ریاست علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی طراحی شده است. این اولین بار در تاریخ بود که یک دادگاه معتبر بین‌المللی، رهبر یک کشور را به‌عنوان آمر جنایت و تروریست معرفی کرد.

 

ماجراجویی اتمی؛ نابودی اقتصاد ایران

خامنه‌ای با هدف دستیابی به سلاح هسته‌یی برای بقای رژیم خود، هزینه‌های کمرشکنی را به ملت ایران تحمیل کرد. او با مخفی‌کاری در پروژه‌های اتمی و موشکی، ایران را زیر سخت‌ترین تحریم‌های بین‌المللی برد. مهره‌هایی چون «محمد مخبر» که از نزدیکان او در ستاد اجرایی بودند، وظیفه دور زدن تحریم‌ها و تأمین مالی این پروژه‌های ضد ملی را برعهده داشتند. نتیجه این سیاست، سقوط ارزش پول ملی، نابودی طبقه متوسط و گسترش فقر مطلق در ایران بود.

 

آپارتاید مذهبی و نقض حقوق بنیادین بشر

خامنه‌ای از مذهب به‌عنوان ابزاری برای تفکیک شهروندان به «خودی» و «غیرخودی» استفاده کرده است.

او با صدور فتواهای تکفیری علیه بهائیان (نجس دانستن آن‌ها) و محروم کردن آنها از تحصیل و اشتغال، عملاً یک آپارتاید مذهبی را در ایران قرن بیست و یکم پیاده کرد. اهل سنت، دراویش گنابادی و مسیحیان نیز تحت حاکمیت او همواره با زندان و تخریب مراکز عبادی روبه‌رو بوده‌اند.

خامنه‌ای بزرگترین دشمن آزادی‌های فردی بود. او با اصرار بر حجاب اجباری و راه‌اندازی گشتهای سرکوب، نیمی از جمعیت ایران را به بند کشید.

 

غروب استبداد؛ مرگ ولی‌فقیه و بحران جانشینی

فرجام تمامی دیکتاتورهای تاریخ، رویارویی با حقیقت مرگ و قضاوت سخت تاریخ است. علی خامنه‌ای که دهه‌ها با مشت آهنین و تکیه بر «فقه سرکوب» بر اراده یک ملت لرزه انداخته بود، سرانجام در اسفند ۱۴۰۴ با مرگ خود، نظام ولایت فقیه را در برابر بزرگ‌ترین چالش بقا قرار داد.

 

تزلزل در ارکان نظام و وحشت سران

بلافاصله پس از تأیید مرگ وی، پیام‌های صادر شده از سوی کارگزاران رژیم (از پزشکیان و قالیباف تا اژه‌ای و لاریجانی) نشان‌دهنده یک «خلاء قدرت» عمیق بود. اعتراف علی لاریجانی به لزوم تشکیل «شورای موقت رهبری» و درخواست وی برای کنار گذاشتن اختلافات، پرده از این واقعیت برداشت که نظام بدون «فردمحوری» خامنه‌ای، فاقد انسجام درونی است. این وحشت، نه از سر سوگواری، بلکه از ترس فوران خشم انباشته‌شده مردمی است که دهه‌ها منتظر چنین لحظه‌ای بودند.

مرگ خامنه‌ای و هراس در رأس رژیم؛ از تهدید انتقام تا شورایی برای اداره موقت کشور

 

شکست ایده ولایت مطلقه

مرگ خامنه‌ای عملاً پایان ایدئولوژی «ولایت‌فقیه» به‌معنای سنتی آن بود. حتی نزدیک‌ترین یاران او نیز اعتراف کردند که نظام از این پس نمی‌تواند بر پایه یک فرد اداره شود. این یعنی فروپاشی ستون فقرات قانون اساسی ارتجاعی که خامنه‌ای با خون و رانت آن را برافراشته بود.

 

میراث ویرانی؛ آنچه خامنه‌ای برای ایران به جا گذاشت

کارنامه‌ٔ نزدیک به چهار دهه حاکمیت مطلقه‌ٔ علی خامنه‌ای را می‌توان در چند سطر سیاه خلاصه کرد:

ویرانی اقتصادی: تبدیل یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان به کشوری با تورم ۵۰درصدی، نابودی پول ملی و گسترش گورخوابی و فقر مطلق، در حالی که کارتل‌های زیرمجموعه او (ستاد اجرایی و آستان قدس) سرمایه‌های نجومی را در اختیار داشتند.

نسل‌کشی سیاسی: از تداوم اعدام‌های دهه ۶۰ تا کشتار ۱۵۰۰نفر در آبان ۹۸ و شلیک مستقیم به چشم‌های جوانان در قیام ۱۴۰۱ و کشتار هزاران جان نازنین در قیام ۱۴۰۴.

انزوای جهانی: تبدیل ایران به کانون تروریسم برون‌مرزی و تحمیل تحریم‌های کمرشکن به واسطه پروژه‌های اتمی مخفیانه.

فساد نهادینه: ایجاد شبکه الیگارشی «بیت رهبری» که در آن فرزندان وی (مجتبی، مسعود و...) به ثروتهای میلیاردی دست یافتند.

 

فرصت تاریخی

ایران اکنون وارد فصلی شده است که بازگشت به گذشته در آن غیرممکن است. علی خامنه‌ای که خود را نماینده خدا می‌نامید، میراثی جز نفرت، ویرانی و زندان بر جای نگذاشت. اکنون با فرو ریختن هیمنه‌ٔ پوشالی ولی‌فقیه، جبهه‌ٔ مردم مشتاق آزادی و دموکراسی در برابر فرصتی تاریخی قرار گرفته است تا الیگارشی ۴۷ساله‌ٔ استبداد مذهبی را شکسته و ایرانی نوین بر ویرانه‌های سلطنت مطلقه فقیه بنا کند.

 

 

منابع: 

۱. خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری؛ انتشارات انقلاب اسلامی (افشای ماهیت بی‌سواد و بی‌منطق حاکمیت و قتل‌عام ۶۷).

۲. گزارش تحقیقی خبرگزاری رویترز (۲۰۱۳)؛ درباره امپراتوری ۹۵میلیارد دلاری «ستاد اجرایی فرمان امام».

۳. اسناد وزارت خزانه‌داری ایالات متحده؛ پیرامون تحریم‌های بیت رهبری و هلدینگ‌های اقتصادی وابسته به خامنه‌ای.

۴. حکم دادگاه میکونوس (آلمان، ۱۹۹۷)؛ در مورد نقش مستقیم رهبر جمهوری اسلامی در ترورهای برون‌مرزی.

۵. گزارشهای عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر؛ پیرامون سرکوب قیامهای ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱.

۶. آمار صندوق بین‌المللی پول (IMF)؛ درباره سهم آستان قدس رضوی از تولید ناخالص ملی ایران.

۷. افشاگریهای حمیدرضا فروزان‌فر (نوه خواهر خامنه‌ای)؛ درباره زندگی‌اشرافی و درونی خانواده رهبر.

۸. متن قانون اساسی نظام ولایت فقیه (اصلاحیه ۱۳۶۸)؛ پیرامون اختیارات مطلقه ولی‌فقیه.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/233228e3-61f4-4895-8e6c-a17f6e23e972"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات