در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، یک کنفرانس بینالمللی آنلاین با حضور صدها شخصیت سیاسی شامل نخست وزیران و وزیران پیشین نمایندگان پارلمان، شهردارها و منتخبان از کشورهای مختلف جهان و با شرکت خانم مریم رجوی برگزار شد. در این کنفرانس که «ایران: نقطهٔ عطف؛ حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت بر اساس برنامه ۱۰مادهای» نام داشت. بیانیه بیش از ۱۰۰۰قانونگذار، رهبران و مقامهای سابق و شخصیتهای سیاسی در حمایت از دولت موقت توسط سناتور جولیو ترتزی اعلام شد و برخی سخنرانان به سخنرانی پرداختند.
آنچه میخوانید گزارشی تحلیلی از این کنفرانس است.
یک دکترین عملیاتی برای خروج از بنبست کنونی ایران
خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در این کنفرانس، با اشاره به شرایط بحرانی ایران و منطقه، «سرنگونی رژیم بهدست مقاومت و قیام سازمانیافته» را یگانه راهحل صلح و آزادی برشمرد. وی با مروری بر چهار دهه افشاگریهای مقاومت در زمینههای تروریسم، پروژههای اتمی و دخالتهای منطقهای، تأکید کرد که سیاست مماشات غرب تنها باعث پیشروی استبداد دینی و بروز جنگهای کنونی شده است.
وی ساختار مقاومت برای دوران گذار را در پنج محور اصلی تبیین کرد:
۱. ائتلاف دموکراتیک: شورای ملی مقاومت بهعنوان پارلمان مقاومت با حضور فعال زنان (۵۰٪ اعضا) و تکیه بر کثرتگرایی.
۲. استراتژی سرنگونی: نفی راهحلهای موهوم نظیر فروپاشی خودبهخودی یا دخالت نظامی خارجی، و تکیه بر نبرد میدانی برای کنار زدن سپاه پاسداران.
۳. واحدهای مقاومت: کانونهای شورشی بهعنوان نیروی محرک تغییر در داخل ایران که با انجام هزاران عملیات ضداختناق و تهاجم به مراکز حساس (از جمله بیت خامنهای)، عزم مردم برای تغییر را نشان دادهاند.
۴. سازمان هدایتگر: نقش محوری سازمان مجاهدین با ۶۰ سال تجربه و شبکه گسترده هواداران و متخصصان.
۵. برنامه ۱۰ مادهای: طرحی برای ایران فردا شامل جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو اعدام و ایران غیراتمی.
خانم رجوی با رد قاطعانه هر گونه بازگشت به دیکتاتوری پیشین (سلطنت) یا تداوم استبداد فعلی (ولایت فقیه)، انتصاب پسر خامنهای را نشانه بنبست کامل رژیم دانست. او تصریح کرد که مقاومت بهدنبال قدرت نیست، بلکه مأموریت دولت موقت، انتقال حاکمیت به مردم ایران از طریق برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان ظرف شش ماه پس از سرنگونی است.
مریم رجوی در پایان، جهان را به بستن سفارتخانههای رژیم و بهرسمیت شناختن حق نبرد مردم ایران و ارتش آزادی با سپاه پاسداران فراخواند. رجوی تأکید کرد که مقاومت ایران نه سلاح میخواهد و نه پول، بلکه خواستار بهرسمیت شناخته شدن اراده ملی برای برپایی یک جمهوری دموکراتیک و مستقل است.
فراخوان مریم رجوی در این کنفرانس به نام «صلح و آزادی»، نه یک شعار آرمانی، بلکه یک دکترین عملیاتی برای خروج از بنبست کنونی ایران بهشمار میرود.
سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس آنلاین حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران
چرا دولت موقت؟
سخنرانیهای ارائه شده در این کنفرانس، از جمله بیانات شخصیتهایی نظیر ژنرال وسلی کلارک و جان برد، بر یک اصل بنیادین تأکید داشتند: تغییر رژیم نه از طریق دخالتهای خارجی (که به هرج و مرج میانجامد) و نه از طریق مماشات (که به باز تولید استبداد کمک میکند)، بلکه تنها از مسیر یک «مقاومت سازمانیافته داخلی» عبور میکند.
دولت موقت مطرح شده توسط شورای ملی مقاومت، پاسخی هوشمندانه به دغدغه «فردای سرنگونی» است. این ساختار با تدوین وظایف مشخص برای یک دوره گذار ششماهه، در واقع «خلاء قدرت» را پیشبینی و مهار کرده است. این مدل از انتقال قدرت، بیانگر بلوغ یک جنبش است که نمیخواهد صرفاً «ویرانگر» نظم موجود باشد، بلکه خود را «معمار» نظم نوین دموکراتیک میداند.
نقد میراثگرایی و اصالت دموکراسی
یکی از محورهای برجسته در تحلیلهای سخنرانان (بهویژه سناتور جرالد کراول و بارونس اولون)، مرزبندی صریح با مدلهای «استبداد موروثی» است. سخنرانان در این کنفرانس به درستی اشاره کردند که بازگشت به گذشته (سلطنت) یا تداوم حال (ولایت فقیه موروثی)، هر دو خروج از مسیر تکامل تاریخی ملت ایران است.
رویکرد این مقاومت، بر «حق انتخاب مردم» استوار است. تکیه بر «برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی» که شامل جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی و لغو حکم اعدام است، این جنبش را از یک نیروی سیاسی صرف به یک «پروژه ملی برای نوسازی ایران» ارتقا میدهد. همانطور که اسقف مارگورت کسمن اشاره کرد، جدایی دین از دولت در این برنامه، نه تنها یک ضرورت سیاسی، بلکه یک نیاز مبرم فرهنگی برای صلحآمیز کردن فضای جامعه است.
پیوند ارگانیک میان «ستاد سیاسی» در خارج و «بدنه عملیاتی» در داخل
همانطور که در سخنرانی مریم رجوی خاطرنشان شد. یک پیوند ارگانیک میان «ستاد سیاسی» در خارج و «بدنه عملیاتی» در داخل وجود دارد. عملیاتهای کانونهای شورشی، از جمله تهاجم به مراکز حساس قدرت، حاکی از وجود یک «نیروی تغییر روی زمین» است. این نیروی مادی، پشتوانه حقوقی دولت موقت را فراهم میکند. در واقع، مشروعیت این جایگزین سیاسی نه از لابیهای بینالمللی، بلکه از «فداکاری و شجاعت» نسلی میآید که در خیابانهای ایران حضور دارد.
شناسایی بینالمللی، یک ضرورت حقوقی
حمایت بیش از ۱۰۰۰ قانونگذار و شخصیت سیاسی برجسته (مانند سناتور جولیو ترتزی و گی فرهوفشتاد) فراخوانی به چرخش پارادایم در غرب است. جهان دموکراتیک پس از دههها «خواب آلودگی» (به تعبیر چرچیل)، اکنون دریافته است که صلح جهانی با وجود یک کانون صدور بنیادگرایی در تهران ناممکن است.
نکته کلیدی در تحلیل سخنرانان این کنفرانس، تأکید بر این بود که حامیان بینالمللی مقاومت بهدنبال تحمیل راهحل خارجی نیستند، بلکه بهرسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران را پی میگیرند. این تمایز ظریف، مرز میان مداخلهجویی استعماری و همبستگی بینالمللی دموکراتیک را مشخص میکند.
رهبری زنان: آنتیتز بنیادگرایی
حضور مریم رجوی در رأس این مقاومت و تأکید سخنرانانی چون لیندا چاوز بر نقش زنان، یک تحلیل عمیق جامعهشناختی را در بطن خود دارد. در کشوری که زنستیزی رکن رکین حاکمیت است، پیشتازی زنان در مقاومت، قویترین ابزار برای فروپاشی بنیادگرایی صادراتی این رژیم است. مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی که در برنامه ۱۰ مادهای تضمین شده، تضمینکننده این است که ایران فردا، جامعهیی کثرتگرا و عدالتمحور خواهد بود.
عبور از دالان تاریخ
کنفرانس حمایت از دولت موقت، نشان داد که مقاومت ایران از مرحله «اعتراض» به مرحله «ایجاد ساختار» رسیده است. این جنبش با داشتن برنامه روشن (۱۰ مادهای)، تشکیلات آزموده (مجاهدین و کادر متخصص)، حمایت بینالمللی گسترده و نیروی رزمنده داخلی (کانونهای شورشی)، تنها گزینه معتبر برای گذار مسالمتآمیز و منظم به دموکراسی است. ایران امروز نه نیازمند اصلاحات موهوم است و نه بازگشت به گذشته؛ بلکه نیازمند جهشی به سوی آینده است که نطفه آن در دولت موقت شورای ملی مقاومت بسته شده است. بهقول ژنرال کلارک، دوران مماشات به پایان رسیده و اکنون زمان آن است که جهان، ایران نوین را در چهره این مقاومت سازمانیافته بهرسمیت بشناسد.