728 x 90

قیام ایران؛ نسل بی‌باک و بیم

قیام ایران ـ‌نسل بی‌باک و بیم
قیام ایران ـ‌نسل بی‌باک و بیم

جهان در شگفتی نظاره می‌کند: ایران یک بار دیگر بر سکوی افتخار صعود کرد. شورشگران بی‌باک و بی‌بیم، دیگر بار قیام ایران را شعله‌ور ساختند. آنها دیوار پوشالی ترس را درهم‌شکستند و با رزم جانانه خود، "مرگ‌های بی‌فریاد" را تحقیر کردند. راستی که «نسلی که ترس را کنار گذاشته و به خیابان می‌شتابد، بی‌گمان پیروز میدان است». حالا دیگر همه می‌دانند چه کسی می‌ترسد و بسیار هم می‌ترسد. آیا او کسی جز خامنه‌ای و سردمداران و نیروهای روحیه‌باخته‌اش هست؟! آخر آنها با قیام و نیروی جنگنده‌ای مواجهند که سوگند خورده بند از بند رژیم پلیدشان بگسلد و تا وصال آزادی از پای ننشیند.

 

یکشنبه ۷دی‌ماه، سرانجام لحظه موعود فرارسید. قفل زمان شکست، فصلی تازه در سرنوشت ایران گشوده شد. بازار، قلب تپنده اقتصاد و نبض بی‌قرار جامعه، سکوت را شکست. جنبش از حکومت پیشی گرفت و آزادی، همان آزادی در اسارت، بر استبداد چیره شد. نان و آزادی با هم متحد شدند و قیام آغاز شد. خامنه‌ای ۲سال با جنگ خودخواسته و سپس با کشتار گسترده زندانیان و حداقل ۲۲۰۰نفر تنها در سال گذشته، تلاش کرد جامعه را مرعوب کند. او حتی با تعطیل کردن شهرها و استان‌ها کوشید شعله‌های قیام را خاموش کند، اما در همه این اقدامات زبونانه شکست خورد.

 

حالا به روزهایی رسیده‌ایم که حتی همین رسانه‌های حکومتی آشکارا یا تلویحاً قیام را نتیجه انباشت ده‌‌ها سال سرکوب، تبعیض، فقر ساختاری و حذف نظام‌مند کرامت انسانی می‌دانند که اکنون به نقطه انفجار رسیده است. این وضعیت، جامعه‌یی را ساخته که اکثریت آن دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و این‌گونه است که قیام ۱۴۰۴ «فریادی ریشه‌یی است برای پایان دادن به نظم سیاسی موجود». رهبری مقاومت پیشاپیش اعلام کرده بود که ما در موقعیت انقلابی «یک گام تا قیام» قرار داریم و در ۷دی ۱۴۰۴ افزود: «امروز در نقاط مختلف تهران، همگان صدای پای قیام را شنیدند». مسعود رجوی خطاب به پزشکیان و اظهار عجزهایش گفت: «مطالبه برحق خلق اسیر ما پس از ۴۷سال، تنها یک‌کلام بیشتر نیست: "تا دیر نشده مثل شاه گم شوید!"».

 

و حالا به‌وضوح این صدای نسلی است که آینده‌اش را به تاراج داده‌اند: «نسلی که میان مرگ تدریجی در سکوت و خطر ایستادن در خیابان، دومی را انتخاب کرده است».

 

گاهشمار قیام ۱۴۰۴

روز اول (۷دی): بازار علاءالدین قیام را کلید زد و به فاصله‌یی کوتاه، بازارهای عمده هر یک بر دیگری پیشی گرفتند و این‌چنین قیام شعله‌ور شد. در سنت مبارزاتی ایران، همواره بازار نقش بسیار اثرگذار و حتی تعیین‌کننده‌ای داشته است.

روز دوم: دانشگاه به قیام پیوست و شهرهای قهرمانی چون همدان و شهرهایی دیگر هم‌پیمان با تهران قیام کردند.

روز سوم: دانشگاه‌ها به‌طور گسترده به قیام پیوستند، هم‌چنان که بر تعداد شهرها افزوده شد.

روز چهارم: باز هم شهرهای بیشتر؛ فولادشهر، خرم‌آباد، درود، نهاوند، یاسوج، کوهدشت و همدان با دلیرانش و فسا با دلاورانی که فرمانداری را به تصرف خود درآوردند.

روز پنجم: قیام هر چه رادیکال‌تر خود را در لردگان، ایلام و قم عرضه کرد و در ازنا، کلانتری توسط مردم تسخیر شد. در تهران، میدان بزرگ تره‌بار به‌پاخاست و وحوش مهاجم را با خفت و خواری از صحنه بیرون ریخت. آخر آنجا خاطره «طیب»ها هنوز زنده است؛ کسی که سرانجام پرونده زندگی‌اش را با نه گفتن به دیکتاتوری ستم‌شاهی و ایستادن بر آن عاقبت به خیر کرد.

روز ششم: مراسم خاکسپاری شهیدان قیام کانون خشم و خروش شد. سازمان مجاهدین خلق اسامی ۸تن از شهیدان را اعلام کرد. مریم رجوی گفت شجاعت جوانان، جهان را به تحسین واداشته است. قیام در مرودشت، مشهد، تهران و دیگر شهرها خروشید و حمایت کمیته‌های ایران آزاد و برخی دیگر از شخصیت‌های خارجی را یکی پس از دیگری برانگیخت.

روز هفتم: خامنه‌ای از مخفی‌گاهش بیرون آمد تا تظاهرکنندگان را به شیوه همه دیکتاتورها به معترض و اغتشاشگر تقسیم و خط و نشان بکشد که «اعتراض آری، اغتشاش نه». او در واقع با این واژه‌سازی و مرزکشی اعلام کرد که داور، دادستان و جلاد خود اوست تا هر حرکتی که توازن قوایش را بر هم بزند، در پوشش «اغتشاش» جرم‌انگاری شده و مستحق سرکوب شود. خامنه‌ای تلاش کرد کسبه و بازاریان را به‌عنوان معترضان شایان گفتگو از دیگران جدا کند؛ اما نه تنها بازاریان شریف بر موج قیام خود افزودند، بلکه شعله‌های قیام هر چه رادیکال‌تر در تهران و دیگر شهرها فوران کرد: کازرون، ملکشاهی، برخی خوابگاههای دانشجویی و... .

روز هشتم: هشتمین روز با پیام مریم رجوی در آستانه دومین هفته تظاهرات گره خورد: «ادامه اعتراضات شما، دشمن زبون را به وحشت انداخته... صحنه‌های شجاعت، جنگاوری و ایستادگی شما، مردم جهان را مسحور می‌کند. از آن دختر شجاعی که گاز اشک‌آور را به طرف پاسداران برمی‌گرداند و آن مادر قهرمانی که تک و تنها فریاد مرگ بر خامنه‌ای سرمی‌دهد...». در آغاز دومین هفته قیام، تظاهرات گسترده محلات مختلف تهران؛ خیابان‌‌های سعدی، حافظ، امیرکبیر و جمهوری و خیزش دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، استمرار قیام را به ثبت رساند. محاصره و قطع ارتباط دانشجویان تربیت مدرس گواه وحشت حاکمیت در برابر این واقعیت بود که: اگر «شور خیابان» با «شعور دانشگاه» گره بخورد، هیچ نیروی سرکوبگری قادر به متوقف کردن بهمن تغییر نخواهد بود. در این روز اسامی ۱۰تن دیگر از شهیدان قیام توسط سازمان مجاهدین اعلام شد. از این پس با موج گسترده بازتاب قیام توسط رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها مواجه هستیم. دنیا باور کرد که خیزش ملت ایران برای دست‌یابی به آزادی و دموکراسی، بازگشت‌ناپذیر است.

روز نهم: قیام یک گام دیگر در رادیکالیسم به پیش برداشت. گزارش‌ها حاکی از به آتش کشیدن ون و خودروهای پاسداران، حملات با کوکتل به پایگاه‌های بسیج و انتظامی و تجمع اعتراضی خانواده‌های بازداشت‌شدگان در یزد و یاسوج برای آزادی عزیزان‌شان است. خشم و شور مراسم خاکسپاری شهیدان قیام نشان‌دهنده تداوم فضای اعتراضی و پیوند خیزش مردمی با آیین‌های سوگواری است. در این روزها تهران به‌عنوان قلب تپنده این رستاخیز، اثبات کرد که پیوند میان اقشار مختلف جامعه از بازاری و دانشجو تا کارگر و کارمند، مستحکم‌تر از آن است که با گاز اشک‌آور و گلوله از هم بگسلد. گسترش قیام به ۱۰۷شهر از جمله اراک، نجف‌آباد، جعفرآباد کرمانشاه و...

روز دهم: با خیزش بزرگ مردم آبدانان و ملکشاهی، قیام به مدار تازه‌یی گام گذاشت. نبردهای قهرمانانه مردم و جوانان شورشگر در این ۲شهر، به فرار نیروهای سرکوبگر منتهی شد تا آنجا که شهر در اختیار مردم قرار گرفت. مریم رجوی به مردم شجاع ملکشاهی و آبدانان درود فرستاد و مسعود رجوی گفت: «درود بر جوانان شورشگر و قهرمان آبدانان و ملکشاهی که پرچم یک شهر شورشی را در برابر خامنه‌ای و رژیم ضدبشری برافراشتند». حمله به خودروی انتظامی و گوشمالی مزدوران، آتش زدن شورای اسلامی شهر فردیس و درگیری‌های گسترده مردم و وحوش خامنه‌ای در بازار تهران از دیگر رویدادهای این روز بود. قیام در ۱۱۸شهر در سراسر ایران گسترش یافت.

روز یازدهم: درگیری‌ها بیشتر شعله‌ور شد: در تهران و شماری از شهرها شورشگران با بستن خیابان، مسیر نیرورسانی دشمن را مسدود کرده و منطقه را با غریو شعارهای کوبنده در دست می‌گرفتند. در نیشابور، تهران، مشهد و... جنگ‌وگریز با نیروهای سرکوب با کوکتل و نارنجک دستی ادامه یافت و در مواردی بسیجی مهاجم گوشمالی داده شد. در طوس مشهد، حمله به اتوبوس یگان ویژه، بیرون کشیدن وحوش از اتوبوس و مصادره سلاح‌هایشان و در ایلام، تهاجم شورشگران به ون یگان ویژه و آزاد کردن دلاورانه دستگیرشدگان و به آتش کشیدن ون از جمله عملیات این روز بود.

روز دوازدهم: باگسترش جغرافیایی و اعتلای کیفیت عملیات شورشگران آغاز شد، آتش زدن اماکن و خودروهای دشمن، درگیری‌های تن به تن و جان‌فشانی جوانان و شورشگران در بازار و در شهرهای گسترده‌تر ادامه یافت و دفتر قیام ۱۴۰۴ را با برگ‌های زرین زینت بخشید. شقاوت‌های دشمن مثل حمله نابخشودنی به بیمارستان خمینی ایلام و ضرب و جرح و ربودن مجروحان و یا کشتن نوجوانان ۱۴ و ۱۵ساله؛ و در آن روی سکه، حماسه نبردهای قهرمانانه و جان‌فشانی جوانان و شورشگران با ده‌ها شهید سرفراز هم‌چون ۲برادر قهرمان کرمانشاهی(کدیوریان) و... خود فصل‌های جداگانه‌ای است که در روزهای آینده بسیار بیشتر و بیشتر به آگاهی خلق قهرمان خواهد رسید. اما آنچه باید حقا در شأن و جایگاه این قیام شکوهمند گفته شود جز این نیست که «پیروزی نه یک احتمال، بلکه ضرورتی تاریخی است که در دستان پرتوان این نسل بی‌باک قرار دارد».

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/128ea1ab-7f5c-4d68-b187-c5ad0b888965"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات