از روز اولی که قیامهای مردمی در عراق و سپس لبنان شکل گرفت، بلافاصله به شعارهای الشعب یرید اسقاط النظام و در عراق به شعار «رژیم ایران اخراج اخراج» و در لبنان به شعار «مرگ بر نصرالله، مرگ بر حزبالله» بالغ شد، رژیم آخوندی نه تنها فرو ریختن آنچه را که عمق استراتژیکش میدانست احساس کرد، بلکه وحشت از رسیدن آتش قیام به داخل ایران سراپای رژیم را فرا گرفت و بهرغم اینکه تلاش کرد قیامهای مردم عراق و لبنان را به نیروهای خارجی و دشمنان نظام نسبت دهد و با همان ترفندهایی که قیام مردم ایران را کوچک نمایی میکرد تلاش کرد این قیامها را هم ناچیز جلو دهد. اما بهرغم این ترفندها نتوانست وحشت خود را از جارو شدن در منطقه و افتادن آتش قیام به قبای نظام پنهان کند.
پس از چند روز از دور دوم قیام مردم عراق و لبنان و بیرنگ شدن تشبثات رژیم در کوچک نمایی و وابسته خواندن این قیامها به قدرتهای خارجی، کم کم ابراز وحشت از پیامدهای آن بر زبان کارشناسان و رسانههای حکومتی جاری شده است.
از جمله عبدالله شهبازی، از کارشناسان امنیتی نظام، با اشاره به زمینههای مشترک اوجگیری قیام در لبنان و عراق با اوضاع ایران به رژیم هشدار داد: «نباید خوشخیال بود. باید بهشدت هشیار بود و چارهاندیشی کرد. تراکم فساد و ناراضیتراشیها، که در مواردی عمدی است و در مواردی از سر جهالت، ناگهان به جایی میرسد که قابل کنترل نیست». این کارشناس حکومتی ضمن اذعان به فساد گسترده، ادامه قیامها را طبق معمول به دشمنان نظام نسبت داد و با نگرانی از بر باد رفتن آرزوهای خلیفه ارتجاع برای چنگاندازی به کشورهای منطقه افزود: « وضعیت منطقه حساس است. بهنظر میرسد برای ایران نیز، مانند عراق و لبنان، برنامه دارند. نمیخواهند بگذارند پیروزی جبهه مقاومت در منطقه به آن نتایجی برسد که آرزو میکنیم».
وی در عینحال به زمینههای مساعد «آشوبخیزی» قلمرو تحت حاکمیت آخوندها اذعان کرد و گفت: «بحث سازماندهی و غیرسازماندهی بودن اعتراضات، آشوبها بحث مهمی است. شبیه به بحث تروریسم است که گاهی سازمانیافته است و گاهی طبیعی و علل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی دارد... آشوبهایی که «طبیعی» است به این معنا که ناشی از وضع خاص جامعه است، مثل فقر و نارضایتی و فساد و فشار و اختلافات دینی و قومی و غیره و غیره که در جایی سرریز میکند و به اعتراض یا بهدلیل حل نشدن اعتراضها به شورش و آشوب منجر میشود».
بهرغم طبیعی دانستن قیامها توسط این کارشناس حکومتی، تلویزیون رژیم تلاش میکند به مجازات رسیدن مزدوران پیشانی سیاه این رژیم توسط مردم عراق را به جای دیگری نسبت بدهد: «معترضان عراقی ابتدا خواستار بهبود سطح خدمات عمومی و ایجاد شغل و مبارزه با فساد بودند اما اکنون صداهایی ناآشنا از بین مردم برای ساقط کردن دولت رسمی بگوش میرسد.....در همین حال و پس از تصاویر منتشر شده از شلیک گلولههای مستقیم و از محلهای ناشناس به مردم، مزدوران در تازهترین اقدام خود ۲تن از اعضای ارشد جنبش عصائب اهل حق و از فرماندهان مبارزه با داعش را ترور کردند. در این حمله پس از شلیک افراد ناشناس به عصام العلیاوی و تعقیب وی او را بهمراه برادرش در بیمارستان بشهادت میرسانند». (تلویزیون رژیم۵آبان ۹۸)
.
یک کارگزار دیگر حکومت درست مثل شرایط قیام دیماه ۹۶در ایران، ضمن سوزوگداز از شبکههای اجتماعی، قیام مردم عراق و به مجازات رساندن مزدوران وابسته به رژیم ایران را مخدوش نشان میدهد: «یک تبلیغات بسیار گستردهیی صورت گرفته برای نفوذ به این تظاهراتها همچون کشتارهایی که در استانهای جنوبی هم شاهد بودیم. کشتارهایی که کاملاً برنامهریزی شده آن هم علیه نیروهای بسیج مردمی و با انتشار تصاویر گستردهیی برای بدنام کردن این گروه...ما شاهد هستیم افراد نفوذی این گروهها را هدف قرار دادهاند. درست همان گروههایی را هدف قرار دادهاند که در چند سال گذشته حامی مرجعیت و فرمانبردار از مرجعیت بودند». (تلویزیون رژیم ۴آبان)
کارگزاران حکومتی سوزش خود از نفرت شیعیان عراق از رژیم آخوندی را نتوانستهاند پنهان کنند که اکنون استانهای شیعه نشین کانون نفرت از رژیم و ایادی آن شده است: «در تظاهراتی که ما از دیروز و پریروز در شهرهای مختلف عراق یعنی در ۸استان شیعه ما شاهد بودیم جالب این است که در هیچ منطقه سنینشین و در هیچ منطقه کرد نشین همچین تظاهراتی را شاهد نبودیم».
پاسدار سرتیپ سعدالله زارعی، از کارشناسان و سرکردگان نیروی تروریستی قدس، هم ضمن سوزوگداز از هدف قرار گرفتن وابستگان رژیم آخوندی در عراق مثل حشدالشعبی و عصائب الحق، توسط قیامکنندگان خشمگین، از گسترش آتش قیام لبنان و عراق به دامان آخوندها در ایران ابراز وحشت کرد و گفت: «هر حادثهیی که در یک جایی اتفاق میافتد میتواند برای جای دیگه الهامبخش باشد این وضعیت طبیعیاش است که ما بگوییم که بالاخره لبنان میتواند از عراق الهام بگیره عراق میتواند از جای دیگه الهام بگیره...». (تلویزیون رژیم ۴آبان ۹۸)
صریحتر از او، مهدی محمدی، مهرهٔ امنینی نظام، است که صراحتاً از تاثیری گذاری قیامهای مردم ایران بر مردم سایر کشورهای منطقه و نقش اخص دشمن اصلی نظام یعنی سازمان مجاهدین ابراز وحشت کرده و مینویسد: «آنچه در عراق و لبنان میگذرد نسخههایی اصلاح شده از فتنه ۸۸و در ایران و آشوبهای دی ۹۶است. الگوی عملِ بخش سازمانیافته عراق به شیوههای مجاهدین بسیار نزدیک است».
