سیامین کارزار همیاری ملی با سیمای آزادی، در اوج شکوفایی، به رفراندومی بزرگ و تجلیگاه پیوند ناگسستنی استقلال سیاسی، مالی و نظامی مقاومت سازمانیافته تبدیل شد.
در شرایط حساس کنونی و بحرانهای فزایندهٔ درونی استبداد دینی و سلطنتی، این کارزار فراتر از پشتیبانی مادی، مرز سرخ نفی دیکتاتوری موروثی را بهروشنی ترسیم کرد.
این حماسه ملی، با حضور پهلوانان و قهرمانان پیشکسوت، اساتید دانشگاه، متخصصان و جوامع ایرانیان، خط بطلانی بر تمام آلترناتیوهای دستساز کشید؛ کارزاری شگرف که در آن کانونهای شورشی با «۵۰ پراتیک انقلابی» و «۳۰ شعله همیاری»، آتش خشم تودهها را بر سرتاپای ولایت آخوندی فرود آوردند.
درخشش ایمان جوانان در این گلریزان، بنبست دستگاه سرکوب و سانسور رژیم را در تزریق ناامیدی عیان ساخت. یاران در میدان و زندان و خیابان یکصدا برخاستند؛ آنجا که زندانیان سیاسی سر موضع در قزلحصار و کرج با خطرپذیری بسیار، لرزه بر اندام «کینگ مجتبی» انداخته و فریاد زدند: «اعدام و کشتار جوانان شورشی، جز اینکه بر عزم آتشین ما بیفزاید دردی» دوا نخواهد کرد. همزمان، مجاهدان اسیر در اوین با غلبه بر فضای ارعاب و اختناق زندان، تکیه انحصاری مقاومت بر اراده مردم را به رخ کشیده و اعلام کردند این جنبش «هیچگاه مسیر وابستگی را طی نکرده و دست یاری به سوی احدی جز خلق خویش دراز نکرده است».
این فرهنگ زیبای پرداختگری، پاسخ قاطع ملتی است که بهای آزادی خود را تمام و کمال میپردازد.
خانم مریم رجوی این همبستگی و کارزار درخشان را امتداد خط آتش و خون ۱۲۰ ساله مردم ایران علیه دیکتاتوری دینی و سلطنتی دانسته و تأکید کردند: «پیوند و پیمان بستن و حاضر گفتن صف ملی و جهانی زنان و مردان و جوانان پرشور با صف پرافتخار شهیدان و سربهداران، سطح جدیدی از آگاهی و انتخاب و آمادگی برای پرداخت و نثار کردن بیدریغ برای آزادی ملت ایران را نشان میداد. این همان دارایی بزرگ و لایزالی است که به چگونگی تحقق ایران آزاد و مستقل پاسخ میدهد».
ایشان افزوند: «دستمریزاد به آنها که استقلال مالی را با استقلال سیاسی گره زدند و اصالت و مقاومت مردم ایران را با نثارکردنهایشان بهثبت رساندند و ثابت کردند».
رهبر مقاومت مسعود رجوی کارزار بزرگ همیاری را «پرتویی از جنگ جنگها که در دانشگاه استقلال و آزادی شعله میکشید» توصیف کرده و با اشاره به «صفی از سرمایههای بیهمتای وطن» و شگفتی از اراده «یاران آتشبهجان که چند روز صف کشیدهاند تا بپردازند» نوشتند: «این همان «توان جلیل بهدوش بردن بار امانت» برای آزادی و استقلال خلقی شاهزده و شیخگزیده است».
این سیل خروشان ارادهها، انبار باروت جدیدی در دستان کانونهای شورشی است که تا روز نابودی کامل ولایت موروثی، در کف خیابانهای سراسر ایران سهمگینتر از پیش خواهد غرید.