728 x 90

قیام ۱۴۰۴؛ نبرد سرنوشت‌ساز دو گفتمان

ملکشاهی ۱۳دی
ملکشاهی ۱۳دی

قیامی که هر روز شهرها را جذب پیام دگراندیش خود علیه دگم‌اندیشیِ ولایی ــ آخوندی کرده، از کجا آمده است؟ این پرسش، دروازه‌ی فهم رخدادی است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اعتراض مقطعی یا واکنشی احساسی دانست. قیام در بستر جامعه رخ می‌دهد. جامعه از کجا تا به اکنون آمده است؟ چه شده است؟ پاسخ این پرسش‌ها ما را به روندی تاریخی و انباشته می‌برد؛ روندی که سال‌ها زیر فشار سرکوب، سانسور و تحریف انباشته شده و اکنون به شکل خیزش و قیام خود را آشکار کرده است.

 

کلی‌ترین تحولی که اتفاق افتاده، جلو افتادن جامعه از حکومت است. این جلو افتادن نه بیانی احساسی و نه ادعایی ذهنی، بلکه واقعیتی عینی در رفتار، زبان و خواست عمومی مردم است. ساختار قدرت هنوز در مناسبات قرون‌وسطایی خود منجمد مانده، اما جامعه مسیر دیگری را پیموده است. فکر از سانسور رد شده است. ابزارهای کنترل اندیشه فرسوده شده‌اند و ذهن جمعی، راه‌های عبور از دیوارهای رسمی را یافته است. آن‌چه را که حکومت ملایان در همه‌ی عمر ممنوع کرد تا جامعه را کنترل کند، امروز به گفتمان عمومی بدل شده و این، خود نشانه‌ی شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت است.

 

آزادی از استبداد جلو افتاده، اگرچه زندانی است. آزادی به بند کشیده شده، اما شکست نخورده است. زندان، سرنوشت آزادی در نظام‌های استبدادی است، نه گواه ناکامی آن. جامعه، آزادی را پیشاپیش زیسته و دیگر نمی‌توان آن را به عقب راند. جامعه از اصلاحاتی‌ها عبور کرده است. تجربه‌ی چند دهه اصلاح‌طلبی حکومتی، نشان داد که اصلاح در چارچوب استبداد، جز بازتولید همان قدرت، ثمری ندارد. این عبور، عبور از توهم تغییر از بالا بوده است.

 

جامعه از اصلاحاتی‌های سلطنت‌طلب جلو افتاده است. بازگشت به گذشته، حتی با بزک رسانه‌یی و نوستالژی، پاسخ جامعه‌یی نیست که آینده را می‌طلبد. سلطنت‌طلبی، حتی در نسخه‌های اصلاح‌شده‌اش، هم‌چنان حامی گفتمان تمرکز قدرت و پرستش فرد است.

قیام از کجا آمده است؟ گفتمان آزاداندیشی، گفتمان انحصاراندیشی را پشت سر گذاشته است. دیگر نمی‌توان حقیقت را در انحصار یک نهاد، یک طبقه یا یک روایت ــ حوزوی یا درباری ــ نگه داشت. گفتمان کثرت‌گرایی از گفتمان تمامیت‌خواهی پیشی گرفته است. جامعه‌ی امروز ایران، جامعه‌ی تک‌صدا نیست؛ جامعه‌ی تنوع، تفاوت و هم‌زیستی است.

 

مسیر قیام به‌طور کامل شناسایی شده است. حسرت‌طلبیِ دیکتاتوری از آینده‌نگریِ دموکراتیک شکست سخت خورده است. حسرت گذشته ــ هرچقدر هم در شمایل رنگین تبلیغاتی و رسانه‌یی همراه شود ــ در برابر افق دموکراسی و مشارکت عمومی رنگ می‌بازد.

قیام و خیزش از اتحاد همه‌ی این جلو افتادن‌ها و پیشی گرفتن‌ها رخ داده است. این قیام، جمع جبریِ نارضایتی‌ها نیست؛ حاصل بلوغ تاریخی یک جامعه است که در قرن بیستم و بیست‌ویکم، از نمادهای مجسم قرون وسطا عبور کرده است.

 

این اتفاق‌های برآمده از نبرد دو گفتمان در تاریخ معاصر ایران را باید درک کرد. این شبه‌رنسانس در ایران را باید شناخت. جامعه‌ی ایران می‌خواهد گفتمان تمامیت‌خواهیِ سلطانی و شاهی و شیخی را پشت سر بگذارد و گفتمان نوین آزاداندیشی و کثرت‌گرایی را جایگزین خودکامگی و تباهی کند. این روزها در ایران‌زمین عزم چنین دگرگونیِ بنیادین در کار خیزش و قیام و تداوم و گسترش آن است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/f4fea211-c9e1-4d50-a84c-dff25389ce5c"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات