728 x 90

لحظه‌ٔ تلاقی بن‌بست حاکمیت و فوران اراده‌ٔ سرکوب‌شدگان

لحظه‌ٔ تلاقی بن‌بست حاکمیت و فوران اراده‌ٔ سرکوب‌شدگان
لحظه‌ٔ تلاقی بن‌بست حاکمیت و فوران اراده‌ٔ سرکوب‌شدگان

در جغرافیای سیاسی معاصر، «ساعت صفر» تنها یک استعاره برای توصیف بحران نیست؛ بلکه لحظه‌ٔ تلاقی بن‌بست حاکمیت و فوران اراده‌ٔ سرکوب‌شدگان است. ایران امروز در لبه‌ٔ این گسست تاریخی ایستاده است. اما تفاوت بنیادین وضعیت کنونی با سرفصل‌های پیشین در تاریخ ایران(همچون مشروطه و ۵۷)، وجود یک «آلترناتیو دموکراتیک» تدوین‌شده و یک «اهرم میدانی» برای هدایت خشم اجتماعی به سمت یک دگرگونی ساختاری است.

 

ضرورت آلترناتیو در خلأ قدرت

ساعت صفر، به همان اندازه که نویدبخش تغییر است، به‌دلیل پتانسیل آشفتگی و مداخله‌ٔ قدرت‌های خارجی، مخاطره‌آمیز نیز هست. تجربه نشان داده که قیام‌های خودجوش و فاقد رهبری منسجم، به سهولت در تله‌ٔ استبداد جایگزین یا سناریوهای «تغییر از بالا» گرفتار می‌شوند. در این مختصات، نقش شورای ملی مقاومت ایران(NCRI) به‌عنوان دیرپاترین ائتلاف سیاسی، برجسته می‌شود.

رئیس‌جمهور برگزیده این شورا خانم مریم رجوی با تکیه بر برنامه ۱۰ ماده‌ای خود، نه تنها یک نقشه راه برای ایران فردا (مبتنی بر جدایی دین از دولت، لغو اعدام و برابری جنسیتی) ارائه داده، بلکه مانع از آن شده است که سرنوشت ایران در راهروهای دیپلماسی بین‌المللی و توسط قدرت‌های خارجی رقم بخورد. این آلترناتیو، تضمین‌گر این حقیقت است که «ساعت صفر»، نقطه‌ٔ پایان حاکمیت فعلی و نقطه‌ٔ آغاز یک جمهوری دموکراتیک بر پایه حاکمیت مردم است، نه بازگشت به گذشته و نه فروپاشی تمام‌عیار.

 

 

کانون‌های شورشی؛ موتور محرک قیام

اگر شورای ملی مقاومت را «سر سیاسی» این تغییر بدانیم، کانون‌های شورشی در داخل کشور، «قلب تپنده» و بازوی اجرایی آن هستند. در شرایطی که فضای اختناق مانع از شکل‌گیری تجمعات کلاسیک است، این کانون‌ها با استراتژی «تداوم نبرد در محیط استبداد»، طلسم ترس را شکسته و مسیر را برای قیام نهایی هموار می‌کنند.

کانون‌های شورشی در ساعت صفر ایران ۲وظیفه‌ٔ مهم به عهده دارند:

 

یکم. تبدیل اعتراضات پراکنده به یک قیام سازمان‌یافته که هدفش نه اصلاح، بلکه واژگونی تمامیت ساختار است.

دوم. ممانعت از انحراف قیام و جلوگیری از نفوذ نیروهای موازی که به‌دنبال حفظ بقایای ساختار قدرت تحت پوشش‌های فریبنده هستند.

 

تقابل دو اراده: ارتجاع در برابر انقلاب

ساعت صفر ایران، صحنه‌ٔ نبرد دو اراده است. از یک سو، حاکمیتی که برای بقای خود از تهدید به جنگ منطقه‌یی و تخریب زیرساخت‌ها ابایی ندارد و از سوی دیگر، جبهه‌ٔ مقاومتی که «بهای آزادی» را با سازمان‌یافتگی پرداخت کرده است. تفاوت اساسی این دوران با مقاطع تاریخی گذشته در این است که این بار، نیروی محرک تحولات (مجاهدین خلق و متحدانشان در شورا) دارای یک تشکیلات مستحکم و سابقه ۵دهه ایستادگی هستند که مانع از «دزدیده شدن انقلاب» می‌شود.

در این میان، قیام‌آفرینانی که در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرهای ایران، از زاهدان تا کردستان و از تهران تا خوزستان، پنجه در پنجه‌ٔ سرکوب می‌اندازند، پیامی روشن به جهان مخابره می‌کنند: سرنوشت ایران نه در «اتاق‌های فکر» پایتخت‌های غربی، بلکه در «میدان‌های نبرد» داخل کشور رقم می‌خورد.

 

به سوی جمهوری دموکراتیک

عبور موفق از ساعت صفر، مستلزم عبور از ذهنیت «انتظار برای معجزه» و گرویدن به منطق «سازمان‌یافتگی» است. تنها راه جلوگیری از سناریوهای پرهزینه و مداخله‌گرانه، تقویت جبهه‌ای است که بر «اراده ملی» تکیه دارد.

هدف نهایی این مسیر، استقرار یک دولت موقت است که وظیفه‌ٔ اصلی آن برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان و سپردن دائمی قدرت به دست مردم باشد. این همان معنای حقیقی جمهوری دموکراتیک است؛ جایی که هیچ فرد یا گروهی برتری موروثی یا مذهبی بر دیگری ندارد.

 

لحظه‌ٔ انتخاب بزرگ

ایران در آستانه انفجار است. اما این انفجار برخلاف تصور بدبینان، لزوماً به ویرانی ختم نمی‌شود، مشروط بر این‌که انرژی متراکم جامعه توسط کانون‌های شورشی و تحت هدایت آلترناتیو دموکراتیک، کانالیزه شود. ساعت صفر ایران، فراخوان بزرگ به تمام کسانی است که به «ایران آزاد» می‌اندیشند تا در صفوف منظم قیام، آخرین گام را برای پایان دادن به دوران سیاه استبداد بردارند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/902a0952-3c99-47f6-9c37-7211e9c4eabb"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات