728 x 90

ماجرای قتل‌عام زندانیان سیاسی ـ صدای قتل‌عام شدگان! شماره ۹

خواستن صداشونو خاموش کنن اما تو همه شهرها منتشر شدن

راستی! پیام اون بچه‌ها چی بود؟

حرفشون چی بود؟

مجید صاحب‌جمع زندانی سیاسی سالهای ۶۱ تا ۷۸:

«یکی از اون سیمرغها رضا کیاکجوریه مجاهد خلقی که در پاسخ یک سؤال ساده هیات مرگ جواب ساده‌تر از آب خوردن داد».

محمد زند زندانی سیاسی سالهای ۶۰ تا ۷۱:

«همین که می‌گفتی اتهامم مجاهدینه نیری می‌گفت برو بیرون. حکم اعدام با همین یه کلمه صادر می‌شد».

محمود رویایی زندانی سیاسی سالهای ۶۰ تا ۷۰

«مدال محارب نصیب زندانیانی شد که در برابر هیاتهای مرگ خمینی ایستادند و حاضر نشدند حتی برای ادامه حیاتشون لحظه‌ای نظام ولایت فقیه رو به‌رسمیت بشناسن».

اونها نامشون مجاهد بود و پیامشون آزادی. به همین خاطر بود که به قیمت جونشون سرموضع ایستادن. سرموضع شرف؛ سرموضع وفای به‌ عهد و پیمانشون با مردم.

مصاحبه آخوند فلاحیان وزیر سابق اطلاعات ـ تیر ۹۶

مجری: ملاک سر موضع بودن، چه بود؟

علی فلاحیان: سر موضعی می‌گوید که من سازمان را قبول دارم، شما را هم قبول ندارم؛ رها هم بشوم، علیه شما می‌جنگم.

مجری: خوب، این‌که دیوانگی است.

مجری دیوانگی را می‌کردند.

پروین فیروزان زندانی سیاسی سالهای ۶۰ تا ۶۹:

«اون شب یادم میاد شهید اعظم طاقدره گفت: مجاهد گفتن خون میخواد و ما باید خونش‌رو بدیم».

حسین فارسی زندانی سیاسی سالهای ۶۰ تا ۷۲:

«ایرج لشکری وقتی ازش اتهامش ‌رو پرسیدن گفت: هوادار مجاهدین خلق. روی کلمه مجاهدین تأکید داشت چون معتقد بود که این یک کلمه نیست. یک آرمانه».

اکبر شفقت زندانی سیاسی سالهای ۶۰ تا ۷۲

«در زندان گوهردشت از فرعی ۱۴ هیچ‌کس نموند»

بالاخره چن نفر کشتن؟