728 x 90

مذاکرات هسته‌یی؛ پیچ در کجاست؟

سخن روز
سخن روز

انریکه مورا هماهنگ‌کننده اتحاد اروپا در مذاکرات اتمی وین که روز پنجشنبه ۲۲مهر به‌ایران سفر کرده بود، دست خالی تهران را ترک کرد. رسانه‌های بین‌المللی از شکست مذاکرات انریکه مورا با مقامات رژیم در تعیین تاریخ شروع مجدد گفتگوهای اتمی با آمریکا خبر دادند. خبرگزاری بلومبرگ (۲۲مهر) در این باره نوشت: «مقام‌های رژیم ایران و اتحادیه اروپا ملاقات خود را بدون تعیین زمانبندی برای از سرگیری مذاکرات با آمریکا، در مورد توافق هسته‌یی به‌پایان رساندند و تنها متعهد به‌مذاکرات بیشتر در بروکسل در روزهای آینده شدند».

عبداللهیان وزیر خارجه رژیم، طی یک گفتگوی تلفنی با لاوروف وزیر خارجهٔ روسیه نتیجهٔ گفتگوها با انریکه مورا را مثبت خواند (تلویزیون رژیم ۲۳مهر) اما به‌طور متناقضی برای توصیف وضعیت دو بار از کلمهٔ «بن‌بست» استفاده کرد. وی ضمن آن‌که بن‌بست موجود را ناشی از «مواضع و رویکرد تعهد گریز واشنگتن در رفع کامل و مؤثر تحریم‌ها» عنوان می‌کرد، گفت: «گفتگوها با نماینده اتحادیه اروپا بر یافتن راه‌حل‌های عملی برای رفع مشکلات و بن‌بست کنونی در وین متمرکز است» (همان منبع).

 

این در حالی است که دیپلماتهای سه کشور اروپایی در آستانهٔ سفر «مورا» این سفر را «حیاتی» توصیف کرده بودند و طی یادداشتی نوشتند: «این بازدید در زمان مهمی رخ می‌دهد که مذاکرات وین در خصوص بازگشت کامل به‌برجام تقریباً به‌مدت ۴ماه توسط ایران تعلیق شده است».

در ادامه این یادداشت آمده است: «از آن زمان، شرایط در حوزه هسته‌یی در حال بدتر و بدتر شدن است» (خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ ۲۱مهر). به‌این ترتیب به‌نظر می‌رسد که مضمون سفر «مورا» یک هشدار جدی به رژیم است؛ کما‌این‌که همزمان با سفر انریکه مورا، رئیس او جوزپ بورل مسئول دیپلوماسی اتحادیهٔ اروپا نیز به‌آمریکا رفت و با بلینکن و سایر مقامات وزارت‌خارجهٔ آمریکا دیدار کرد و در آنجا هشدار داد «زمان دارد فشار می‌آورد». این همان مضمونی است که در هفته‌های اخیر آن را به‌کرات از بلینکن و مسئولان دیپلوماسی اروپا هم شنیده‌ایم. آنها در عین‌حال هشدار می‌دهند که توپ در زمین رژیم ایران است و این رژیم است که بایستی تعیین‌تکلیف کند.

 

نگاهی به‌حرفها و موضع‌گیریهای سردمداران رژیم از یک‌سو و مواضع و تحرکات مقامات و دیپلماتهای آمریکا و اروپا طی هفته‌های اخیر از سوی دیگر، بیانگر یک وضعیت بن‌بست و آچمز است. بن‌بستی که عبداللهیان نیز با همهٔ پرهیزی که مقامات رژیم از به‌کار بردن کلمه «بن‌بست» دارند، ناگزیر از اقرار به‌آن است. اما ماهیت این بن‌بست چیست و پیچ و مشکل در کجاست؟

پیچ در این است که رژیم نه قادر به‌رفتن پای میز مذاکره و پذیرش شروط طرف مقابل و رفتن پای برجام جدید یا برجام۲۰۲۱ است و نه توان ایستادگی در برابر جامعهٔ جهانی و تحمل تبعات نابود کنندهٔ آن را دارد. بنابراین با شیوهٔ یکی به‌نعل و یکی به‌میخ تلاش می‌کند از طریق کش دادن، دفع‌الوقت و خسته کردن طرف مقابل امتیازاتی بگیرد و تا آنجا که می‌تواند تتمهٔ اتمی را به‌امید آن‌که روزی به‌بمب دسترسی پیدا کند، حفظ کند و در عین‌حال طناب تحریم‌ها را از گردن خود باز کند یا لااقل تا آنجا که امکان دارد این طناب را شل‌تر کند. ابتدا به‌بهانهٔ تغییر دولت و نیاز به‌زمان برای آمادگی دولت جدید و تیم جدید مذاکره، مذاکرات را به‌حالت تعلیق درآورد. اما این بهانه پس از ۴ماه پذیرفتنی نیست و چنان‌که جوزپ بورل در سفر اخیر خود در واشنگتن گفت: «دولت جدید ایران زمان کافی برای مطالعه پرونده و آموزش تیم مذاکره‌کننده خود داشته است».

 

رژیم هم‌چنین برای آغاز مذاکرات شروطی را پیش می‌کشد، از جمله عبداللهیان در سفر به‌نیویورک خواستار آن شد که طرف مقابل اول ۱۰میلیارد دلار پرداخت کند، اما از آنجا که این درخواست مستأصلانه، جز پوزخند جواب دیگری دریافت نکرد، اکنون می‌گوید آمادهٔ مذاکره هستیم، ولی آمریکا اول باید همهٔ تحریم‌ها را لغو کند. درخواستی که کارشناسان و تحلیلگران خود رژیم هم آن را نامعقول و غیرعملی می‌دانند چرا که لغو همهٔ تحریم‌ها حتی در حیطهٔ اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا هم نیست. برخی ناظران می‌گویند رژیم در پشت‌پرده خواسته خود را به‌حذف سپاه و بیت خامنه‌ای از لیست تروریستی آمریکا تقلیل داده است، اما جواب آمریکا آن است که در پاسخ به‌بازگشت رژیم به‌تعهدات برجامی، تنها تحریم‌های مرتبط با برجام را برمی‌دارد.

 

واقعیت این است که بازی رژیم با زمان و سیاست کش دادن نمی‌تواند مدت زیادی ادامه داشته باشد، زیرا طرفهای مقابل نیز احساس خطر می‌کنند که سپری شدن هر روز به‌معنی آن است که رژیم یک قدم به‌بمب اتمی نزدیکتر می‌شود، امری که برای هیچ‌یک از قدرتهای جهانی و منطقه‌یی، از جمله چین و روسیه، قابل پذیرش نیست. کما این‌که برای رژیم نیز ادامهٔ این وضعیت به‌منزلهٔ هر لحظه تنگ‌تر شدن حلقهٔ تحریم‌ها و خفگی اقتصادی و هم‌چنین تشدید خطر انفجار اجتماعی است. این عوامل بیانگر آن است که ولی‌فقیه ارتجاع دیگر زمان زیادی برای ادامهٔ بازی ندارد.

 

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات