قیام دی ۱۴۰۴ از چه مراحلی عبور کرده و هماینک در چه موقعیتی است؟ اکنون چه ضرورتهایی فوریت یافتهاند؟
قیام با خواستهی صنفی بازاریان شروع شد. زمینهی اقتصادی و معیشتی، بعلاوهی زمینهی سیاسی که اکثریت جامعه را در بر گرفته است، موجب پیوند با اعتراض بازاریان و ناگهان تبدیل به خیزش ضد طبقاتی و خروش ضد دیکتاتوری حاکمیت ملایان شد.
از روز سوم قیام، خیابان میدان و عرصهی تجربه و دستآوردهای مشترک و شعارهای اصلی، متمرکز بر نفی دیکتاتوری با تأکید بر رأس نظام ولایت فقیه شد. از آن پس، تجارب قیامهای پیشین به یاریِ اتخاذ روشهای کارا در مقابل نیروی سرکوبگر حکومتی آمدند. اینگونه، رادیکال[۱] شدن قیام، به یک نیاز مشترک در بیشتر شهرهای بهپاخاسته تبدیل شد. در پایان هفتهی اول، که قیام به بیشتر از ۱۰۰ شهر ایران گسترش یافته بود، قاطعیت و رادیکالیسم به اصلیترین زبان مردم حاضر در خیابان علیه حاکمیت بالغ گردید. با رخ دادن این تحول، قیام با اتکا بر ذات ضد دیکتاتوریِ خود، رویکردهای مصنوع و فیک برای منحرف نمودن خواسته، شعار و مسیر قیام را افشا کرد.
بنابراین از بطن استمرار قیام، دو ضرورت، فوریت یافت:
۱ـ مرزبندی با هرگونه شعارهای مخدوش کنندهی تمرکز بر دیکتاتوری آخوندی.
۲ـ بهکارگیری و میدانی کردن امر سازماندهی برای حفاظت از آسیبپذیریِ قیام، تضمین پیشرفت و استمرار آن و نیز مقابلهی موفق با نیروهای سرکوبگر حاکمیت.
مسیر پیش روی قیام، شکستن طلسم اختناق و ورود گستردهی عنصر اجتماعی است. چشمانداز آینده، چند گام مانده به از هم دریدن کرباس اختناق حاکمیت آخوندی را نشان میدهد.
اکنون راه پیشروی قیام باز شده و روش کنار زدن حاکمیت، در میدان عمل و تجربهی عینی و مشترک، پیش برده میشود.
وقتی خیزش و خروش ضد دیکتاتوری به جریان جاری روزها تبدیل میشود، قیام گامی فراتر از مطالبات اولیه برمیدارد. در این مرحله، اهمیت سازماندهی به یک ضرورت اجتنابناپذیر و فوریت ناگزیر بالغ میگردد. این ضرورت و فوریت را رادیکال شدن قیام ضریب میزند؛ بهخصوص وقتی تنها راه پیش رو برای کنار زدن حاکمیت، رادیکال شدن قیام است.
در چنین وضعیتی، عنصر آگاهی جمعی نقش تعیینکنندهتری پیدا میکند. این آگاهی، خود را در پالایش شعارها، انتخاب اهداف مشخص و پرهیز از انحرافات تاکتیکی نشان میدهد. به همین دلیل، هرچه قیام ادامه مییابد، فاصلهی آن با پروژههای مهار، اصلاحطلبیِ سوخته و آلترناتیوسازیهای بیریشه، عمیقتر میشود.
در این وضعیت با اتکا به سازماندهی میدانی و گسترش شبکههای آن، میتوان توازن قوا را به سود مردم تغییر داد. در همین چارچوب، سازماندهی بهمعنای برآمدن اشکال متناسب با شرایط واقعیِ قیام و مطالبات جامعه است؛ اشکالی که از دل میدان، از نیازهای فوری حفاظت، تداوم و گسترش قیام زاده میشوند. این سازماندهی، پیوند میان شهرها، نسلها و لایههای اجتماعی را ارتقاء میدهد.
نتیجهگیری: استمرار قیام، تمرکز بر نفی هرگونه دیکتاتوری و ضرورت تحقق سازماندهی، تضمین پالایش و پیروزی قاطع قیام خواهد بود.
پینوشت:
[۱] رادیکالیسم از کلمه «رادیکس» در زبان لاتینی آمده است، بهمعنای «ریشه». «رادیکال»، صفتی است برای همهی نظرها و روشهایی که خواهان دگرگونیِ بنیادی و فوری در نهادهای اجتماعی و سیاسیِ موجود هستند.(داریوش آشوری، دانشنامه سیاسی، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۶، صفحات ۱۷۵ و ۱۷۶)