728 x 90

مسئول مسیر رشد قیمت ارز و کالاها کیست؟

بحران شدید اقتصادی
بحران شدید اقتصادی

از حق نگذریم آخوندها برای دزدی و غارت مُخشون خیلی خوب کار می‌کنه. کی فکر می‌کرد روحانی بعد از بالابردن مالیاتها و پول آب و برق این بار برای جبران کسری بودجه نرخ دلار رو بالا ببره. باور نمی‌کنین؟

زیباکلام که از تئوریسینهای باند اصلاحات میگه: «بگذارید با یک ضرب و تقسیم ابتدایی بودجه سال جاری کار را شروع کنیم تا مشخص شود که دلار ۲۰هزار تومانی از کجاها نشأت می‌گیرد. بودجه عمومی دولت در سال جاری در حدود ۴۸۰هزار میلیارد تومان است. . . حتی قبل آن که کرونا بیاید، دولت ۱۵۰هزار میلیارد تومان یا نزدیک به یک‌سوم آن ۴۸۰هزار میلیارد تومان را نداشت (با کسر بودجه مواجه بود). بودجه در آذرماه به تصویب مجلس رسیده بود. تقریباً نیمی از هزینه‌ها از محل دریافت مالیات (۱۹۵هزار میلیارد تومان) و صادرات نفت (یک میلیون بشکه در روز از قرار میانگین بشکه‌ای ۵۰دلار) .

تحریم‌ها و کرونا همه ضرب و تقسیم های دولت و مجلس را بر باد دادند. تحریم‌ها صادرات را از یک میلیون بشکه، در خوش‌بینانه‌ترین حالت به کمتر از صد هزار بشکه در روز رساندند. . . . بماند این‌که ایران به واسطه دور زدن تحریم‌ها مجبور است تخفیف هم بدهد و همان صد هزار بشکه را هم خیلی کمتر از قیمت رسمی می‌فروشد. درآمدهای نفتی به کنار، کرونا دمار از روزگار درآمدهای مالیاتی کشور تا همین جا درآورده است... یعنی سرنوشت نفت و مالیات، دو تأمین کننده اصلی آن ۴۸۰هزار میلیارد تومان فعلاً نامعلوم‌اند. یک‌سوم بودجه هم که از ابتدا کسر بود» (سایت اعتماد ۵تیر ۹۹).

بله پس سرنوشت پول نفت و مالیات که مشخصه حالا راه‌حلی که به ذهن ولایت مداران میرسه چیه؟ جهان صنعت هم زیر مقاله‌یی با عنوان «افزایش نرخ ارز طبیعی است» گفته که:

«به نظر می‌رسد دولت به جای آن که حامی مردم باشد و جلوی افزایش قیمت کالاهای داخلی هم‌چون مسکن را بگیرد اما مسیر رشد قیمتها را هموار کرده تا منافع گروهی خاص را تأمین کند. . . . واقعیت این است که در سایه تحریم‌ها صادرات نفتی افت شدیدی داشته، هزینه‌های دولت هم‌چنان بالاست و نقدینگی رشد سرسام‌آوری دارد. . . . مگر دولت چقدر می‌تواند مالیات، عوارض، پول آب و برق و گاز و مواردی از این قبیل را افزایش دهد تا دلارهای از‌دست‌رفته نفتی‌اش را جبران کند؟ به‌نظر می‌رسد دولت تمام ظرفیت‌های ممکن را دنبال کرده و راهی جز افزایش نرخ ارز برایش باقی نمانده است...» (جهان صنعت ۱۴تیر۹۹)

بذارین ساده‌ش کنیم: نظام آهی در بساط نداره، با برجام، بدون برجام، با ترامپ، بدون ترامپ، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی کامل قرار داره، ترفند نظام برای فرار از این بحران شده تاکتیک از این ستون به آن ستون. به همین خاطر از نخ کوک ته جیب مردم هم نمی‌گذره. بنابراین با بالابردن نرخ دلار از اونجا که همه کالاها در ایران وارداتی و با نرخ دلار تعیین میشه، میخواد ته‌مونده پول مردم رو هم بالابکشه تا بلکه صندوق دولت رو پر کنه.

علیرضا محجوب به‌اصطلاح دبیرکل خانه کارگر در جواب خبرنگار روزنامه حکومتی آرمان که ازش پرسید:

یکی از توجیهات افزایش قیمت ارز و درگیر کردن بازارهای مختلف با نقدینگی سرگردان، جبران کسری بودجه است. از نظر شما تبعات افزایش قیمت ارز چنین اراده‌ای را توجیه می‌کند؟ گفت:
«... در شرایطی که درآمدهای نفت کاهش چشمگیر داشته‌اند، دولت ارز مورد نیاز خود را از عرضه‌کنندگان فراهم می‌کند؛ البته نوسانهای ارزی موجب می‌شوند که عرضه‌کنندگان اطمینان خود را از دست بدهند و ارز کمتری را عرضه کنند تا صرفاً نیاز خود را تأمین کنند اما نتیجه این کار برهم ریختن تعادل میان عرضه و تقاضا و افزایش قیمت است». (آرمان ۴تیر۹۹)

الان زمزمه دلار ۲۵ تومنی هم هست چون همین روزنامه در قسمتی دیگه‌یی نوشته که:

«در ماه‌های گذشته این گمانه از سوی برخی کارشناسان مطرح شده که بانک مرکزی بازار را رها کرده است تا قیمت دلار روی ۲۵هزار تومان تثبیت شود».

نتیجه این‌که بحران اقتصادی به مرز خفگی اقتصادی نظام رسیده. خفگی اقتصادی همون چیزیه که آتش یک ابرخیزش اعتراضی رو مشتعل می‌کنه. نظام از یک‌طرف میخواد با غارت ته‌مونده جیب مردم از خفگی و البته قیامهایی بسا عظیم‌تر از آبان۹۸ فرار کنه اما بجاش بنزین روی آتش همون قیام میریزه یعنی هر دوجورش یه جوره. به این میگن بن‌بست در فاز سرنگونی.