728 x 90

معادلهٔ جدید ایران؛ پس از جنگ چه تغییر کرد؟

تصویری از قیام مردم ایران ـ عکس از آرشیو
تصویری از قیام مردم ایران ـ عکس از آرشیو

این روزها مکث و سکوت توأم با تأمل درباره‌ی سرنوشت ایران، بیش از همیشه رخ می‌دهد. چرا؟ علت واضح است؛ تعادل داخلی و بین‌المللی پیرامون حاکمیت آخوندها بسیار با گذشته ــ حتی ۲ ماه پیش ــ تغییر کرده است. نمودهای این تغییر تعادل از این قرارند:

۱ ـ جریان مماشات دیرینه و طولانیِ اروپا و آمریکا با حاکمیت ملایان ضربه‌‌ای جدی خورد و منجر به بروز جنگ شد. جنگی که نتیجه‌ی طبیعیِ مماشات با دیکتاتور جنگ‌افروز بوده است. این جنگ اگرچه در کانون خود، کشاکش منافع طرفین است، اما به‌طور مستقیم بر سرنوشت آینده‌ی کشور ایران، وضعیت سیاسی و حکمرانیِ حاکمیت و نیز وضعیت اجتماعی و صنفیِ مردم ایران تأثیر خواهد داشت.

مردم ایران در این جنگ به یک تجربه‌ی مهم و تاریخی دست یافتند و آن، این‌که تعیین تکلیف حاکمیت ملایان کار نیروی خارجی و جنگ خارجی نیست.

 

۲ ـ حاکمیت آخوندی بر اثر جنگ خارجی ــ که سبب‌سازش خودش به‌دلیل سیاست متکی بر جنگ‌افروزی و صدور بحران و تروریسم بوده ــ ضربات کلان خورده است. یک‌قلم شخص ولی‌فقیه به‌عنوان «ستون خیمه‌ی نظام» از بین رفته است. این عامل و عامل فروپاشی سرمایه‌های اجتماعیِ نظام و طرد آن از جانب اکثریت مردم ایران، باعث شتاب گرفتن و تشدید فوق‌العاده‌ی درگیری‌های مهارناپذیر دسته‌جات درون ساختار نظام شده است.

 

۳ ـ معادله‌ی بین اکثریت مردم ایران و حاکمیت ملایان جز با تعیین تکلیف قتل‌عام تابستان ۶۷، کشتار نویسندگان و دگراندیشان، کشتار در قیام‌های شش‌گانه از ۸۸ تا ۱۴۰۴ و نیز تعیین تکلیف اقتصاد به‌معنی نان، مسکن، تورم، کار و درآمد، حل‌وفصل نمی‌شود.

 

۴ ـ در روزهای جنازه‌گردانی خامنه‌ای و جمع‌بندی آن که منجر به پیام مجتبی خامنه‌ای شد، معلوم شد که این حاکمیت قصد ندارد از جنگ‌افروزی و زیستن با بحران به‌خاطر فرار از پاسخ‌گویی به مطالبات مردم ایران، دست بردارد. به این محور از پیام مهم آقای مسعود رجوی در روز ۲۱ تیر ۱۴۰۵ توجه کنید:

«كينگ مجتبی حاصل همه تجمعات و جنازه‌گردانی با شعارهای انتقام، انتقام را برای تنور جنگ و حفظ هژمونی خودش می‌خواست.»

 

مکث و سکوت توأم با تأمل  پیرامون این وضعیت، موجب این پرسش می‌شود که مردم ایران با این وضعیت چه باید بکنند؟ آیا مردم برای عبور از این شب ظلام ولایی ــ فقاهتی کم هزینه داده‌اند؟ آیا هر موقعیتی را که در پی اعتراضات صنفی و اجتماعی پیش آمده، تبدیل به فرصتی برای قیام و خروش و شورش نکرده‌اند؟

 

برای هر ناظر تاریخ ۴ دهه‌ی گذشته ایران روشن است که همگان از روز آغاز صدارت حاکمیت نظام متکی بر ولایت فقیه، به‌طور دائم بها و قیمت سنگین پرداخته‌اند. این هزینه‌پردازی هرچه از عمر این رژیم گذشته، بیشتر و بیشتر شده است. از طرفی اما واقعیت این است که میهن ما اسیر یک تفکر قرون وسطایی با سیاست و مذهب تمامیت‌خواهی شده است. علت سنگین بودن هزینه‌ی تحمل این حاکمیت و مبارزه با آن، به‌همین دلایل است. از این‌رو خلاصی و نجات ایران و مردم آن از این اختاپوس فاسد فکری و سیاسی و مذهبی، فقط با استمرار پرداخت قیمت و تسلیم نشدن به شرایط و مشکلات مسیر آزادی ایران ممکن است. این محور از پیام آقای مسعود رجوی روشنگر چشم‌انداز تحقق ایرانی آزاد و دموکراتیک است:

«لازمهٔ صلح و آزادی و استقلال، پرداخت بهای تمام‌عيار برای قيام و سرنگونی، انقلاب دموكراتيك و حاكميت جمهور مردم ايران است.» 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/8305c5ad-2128-4709-b412-f73fe45b0274"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات