انتشار سوگندنامه و عهدنامه مجاهد شهید مهدی خانکی، حقوقدان ۲۶ ساله، علت سراسیمگی و شتاب در شکنجه و اعدام مهدی را برملا کرد.
این دستنوشتهها بیش از هر چیز، منش و تواضع انقلابی و اخلاق والای انسانیِ مجاهدی را نشان میدهد که حقوقخوانی را با عمل انقلابی پیوند زد و برای احقاق حقوق پایمالشده مردمش به صفوف مقاومت پیوست.
مهدی خانکی سوگندنامه خود را با جملاتی شورانگیز آغاز میکند. جملاتی که در عین صمیمیت و سادگی، منشور شورشگری و ریشههای آرمانی اوست:
«با درود و سلام به شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایرانزمین و مجاهدان دلاور که عهد بستند که تا خشت آخر این حاکمیت پلید و سفیانی را ویران کنند. من بهعنوان یک کانون شورشی مجاهد خلق از خاک اسیر میهنمان ایران به بهانه محرم و بنا به سنت دیرینه مجاهدین خواستم بگم که برای آزادی، عدالت و رهایی ایران همانند خواهران و برادرانم سوگند یاد میکنم حاضر حاضر حاضر».
این مجاهد شورشگر در عهدنامهاش نیز در اوج احساس مسئولیت نسبت به ۴۵ سال رنج و عذاب مردم نوشت: «از روزی که خمینی دجال قدم شومش را در این میهن گذاشت جز ریختن خون مظلوم این سرزمین چیزی به خود ندید. از کشتار مردم کردستان تا دهه وحشتناک و سیاه ۶۰ تا امروز...» و تأکید کرد خامنهای با جنایاتش روی ضحاک و فرعون را سفید کرده است.
او با افشای سرکوب زنان خاطرنشان کرد رژیم از فرط بزدلی دست به جنایت میزند: «چرا که بهخوبی میداند بهدست همین زنان و دختران نابود خواهد شد و ایران بهدست این شیرزنان آزاد خواهد شد».
مهدی با یادآوری جنایات دهه ۶۰ و پیوند نانوشتهٔ دیکتاتوریهای سلطنتی و دینی در حفظ ساختار سرکوب، آرمان خود را نابودی کامل ساختار ستم دانست و نوشت: «امید و آرزویی جز این ندارم که هر چه زودتر دیوارهای قزلحصار را از میان بردارم و برای همیشه تمام زندانهایی را که شاه ملعون ساخت و برای ولیعهدش، خمینی به ارث گذاشت نابود کنم... ذرهای از این ظلمها هم وجدان هر انسانی را به درد میآورد و برایم کافی است که تصمیم بگیرم تا آخرین لحظه عمرم از مبارزه با دیکتاتوری کوتاه نیایم».
او در نهایت با صلابت و تواضعی بینظیر، عهد خود را اینگونه به پایان برد:
«به خون شهیدان و رنج اسیرانمان قسم میخورم به لحظه لحظه بغض و اشکی که کودکان در از دست دادن مادران و پدران شهیدشان ریختند که همیشه با صلابت و جنگنده در این مسیر مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم با تمام وجود بجنگم».