سخنان روز 17بهمن 96 آخوند حسن روحانی در کنفرانس خبری آنچنان پوچ، فریبکارانه بود که که رسانههای باند او را نیز نسبت به آن اعتراض واداشت، و با بیانهای تمسخرآمیزی آن را دست انداختند.
در این زمینه روزنامه جهان صنعت مینویسدْ ”حسن روحانی حرف چندان جدیدی بیان نکرد و همان مواضعی که قبلاً شهروندان ایرانی از زبان رئیسجمهور و همکارانش شنیده بودند، تکرار شد“ (جهان صنعت 18بهمن 96)
نویسنده مقاله روزنامه دیگر وابسته به این باند (بهار) با بیان تمسخرآمیزی کدهایی از حرفهای روحانی را در گیومه نقل کرده و سپس مینویسد: ”میدانم که شـروع ملالانگیزی را برای ایـن مطلب انتخاب کردهام. اما برای نمایان سـاختن میزان ملالانگیزی سـخنان دیـروز رئیسجمهور در نشسـت خبریاش جز این شروع راهی را نمیشناختم.“(بهار18بهمن 96)
صادق زیباکلام در مقالهیی در روزنامه شرق مینویسد: ”از شروع دور دوم ریاستجمهوری روحانی هر گفتوگویی که روحانی انجام داده باعث ریزش شمار بیشتری از آرای او شده است. در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت دستکم هیچ گفتوگویی باعث بالارفتن محبوبیت رئیسجمهور نشده. است“(شرق 18بهمن 96)
این مهره حامی دولت روحانی در ادامه ضمن اشاره به مشکلاتی نظیر، بیکاری، آلودگی هوا، ترافیک، بالارفتن قیمت دلار، آلودگی محیطزیست، گردو غبار در خوزستان، خط فقر، و... مینویسد: ”آقای روحانی بهجز مطالب زیبا و شیوا و یکسری کلیگویی و وعده و وعید و تلاش برای دادن امید به آینده، عملاً حرف دیگری به مخاطب تحویل نمیدهد.“(شرق 18بهمن 96)
روزنامه ابتکار 18بهمن نشست خبری را ”یک نشست خبری غیرجذاب و سرد“ مینامد، و روزنامه اعتماد نیز در این زمینه مینویسد: ”نه اثری از حرف مردم در آن دیده میشود و نه خط و خبری از آن بیرون میآید.“ (ابتکار18بهمن 96)
ملاحظه میشود دست آخوند روحانی در این مصاحبه آنچنان خالی بود که رسانههای حامی خودش نیز با جملات و کلمات این چنینی آن را دست انداخته و به آن اعتراض میکنند.
این وضعیت این است که حرفهای روحانی در این کنفرانس خبری حتی انتظارات خوانندگان رسانههای حامی خودش را برآورده نکرد.
فارغ از اینکه این رسانهها چه انتظاری از روحانی داشتند که برآورده نشد، اما بهطور واقع نیز هیچ حرف جدی در چنته نداشت.
آنچنان که در مورد فضای مجازی و شبکههای اجتماعی مدعی درسآموزی به مردم شد و گفت: ”باید درزمینه فضای مجازی سواد آموزی کنیم“!
مردمی که این آخوند شیاد میخواهد در فضای مجازی برای آنها سواد آموزی کند، خودشان در جریان قیام آنچنان درسی در زمینه استفاده از فضای مجازی به رژیم دادند که وزیر ارتباطات دولت روحانی ناگزیر به فیلترینگ رسانههای اجتماعی و کند کردن بیسابقه سرعت اینترنت شد. اکنون این شیخ امنیتی بهطور ابلهانهای مدعی سواد آموزی به مردم میشود.
در زمینه مسایل هستهیی و بنبست رژیم در آن نیز حرفهایش تکرار حرفهای گذشته بود و راهحلی برای خروج از بنبست برجام جز مذاکره ارایه نکرد تنها با حسرت گفت: ”که «اگر آمریکاییها به تمام تعهدات خودشان در برجام عمل میکردند، به نظر من، شرایطی ایجاد میشد که ممکن بود راجع به موضوعات دیگری هم با هم صحبت میکردیم اما متأسفانه این فرصت طلایی را از بین بردند.»، اما نگفت در صورت به خطر افتادن برجام توسط آمریکا چه اهرمی برای مقابله با این وضعیت در دست دارد.
در زمینه قیام، اعتراضات و مطالبات مردم نیز بدون ارایه هیچ راه حل و پاسخ مشخصی به مطالبات مردم به این که ”گوش ما باید کاملاً شنوا باشه و بدونیم مردم چی میخواهند.“! بسنده کرد.
در رابطه با معضل گرانی ارز نیز حرف حساب روحانی این بود ”من به مردم توصیه میکنم که در این مسیر پر ریسک قدم برندارند. برای منافع خودشان در راههای امنتر از ارز قدم بردارند. خواهش من از مردم این است که به راهنماییهای کارشناسان اقتصادی توجه کنند.“!(خبرگزاری ایسنا 17بهمن96)
و...
اشاره به تمامی پوشالبافیهای رئیسجمهور ارتجاع در این نوشته امکانپذیر نیست، اما همین مقدار از حرفهای او نیز که به آن اشاره شد، کاملاً گویای دست خالی اش برای حل معضلات است.
آنچنان که آن مهره حامی دولتش (صادق زیباکلام) نیزکلی گویی و وعده وعیدهای او را زیر ضرب میگیرد.
طبعا این کلیگوییها و وعده وعیدها نمیتواند احدی از مردم ایران را بفریبد، و این مردم هم انتظاری ندارند که دولت ورشکسته و نظام در گل نشسته آخوندی مسایل و مشکلاتشان را حل کنند.
اگر این دولت و حاکمیت آخوندی میتوانستند و میخواستند به مطالبات مردم پاسخ بدهند و به قول روحانی گوششان به حرف مردم بازمی بود، کار به اینجا کشیده نمیشد که در جریان قیام ایران مردم در 142شهر به خیابان بریزند و شعار مرگ بر روحانی، مرگ بر خامنهای بدهند و خواستار سرنگونی این نظام سرکوبگر و تبهکارشوند.
اکنون نیز خواسته اصلی مردم ایران سرنگونی حاکمیت پلید آخوندی است، که با سرنگون کردن به خواستههایشان در زمینه آزادی و زندگی بهتر هم خواهند رسید.
.