نگاهی به آمار اعدام در ایران حقایق بسیاری را بازگو میکند:
آمار اعدام در ایران از ابتدای ۲۰۲۲ تا ابتدای ۲۰۲۶

آنچه در نمودار بالا مشاهده میکنید، آمار اعدام در ۴سال از ۲۰۲۲ تا اول ۲۰۲۶ است. روندی صعودی و رو به افزایش در ایران تحت حاکمیت آخوندها که بیشک جز قتلعام و کشتار مردم ایران را تداعی نمیکند.
اعدامهای سال ۲۰۲۵ بیش از ۲برابر سال ۲۰۲۴، ۲.۵برابر سال ۲۰۲۳ و نزدیک به ۴برابر سال ۲۰۲۲ است.
اعدامها در ۶ماه دوم ۲۰۲۵ بیش از ۲برابر ۶ماه اول. ۳۷۶ اعدامی در دسامبر ۲۰۲۵ در ۳۷سال اخیر بیسابقه است.
اما آنچه سبب تأمل و غور در نمودار بالا میشود، ستون مربوط به ۲۰۲۵ است که بهیکباره افزایش شدید اعدامها را نشان میدهد. امری که این پرسش را در آدمی برمیانگیزد که علت این افزایش هولناک و در واقع علت این کشتار و قتلعام سبعانه مردم ایران چیست؟ چرا حکومت به چنین سرکوب سیستماتیک و کشتار مردم رنجدیده بهویژه در سال ۲۰۲۵ روی آورده است؟ مگر این همان سالی نبود که جنگ ۱۲روزه در آن رخ داد و بهگفته سرکردگان همین رژیم، مردم ایران از دیکتاتوری آخوندی دفاع کردند. بر فرض محال، چنین بوده باشد، پس آیا این است پاسخ دفاع دروغین از نظام؟! آیا این است قدردانی از مردم؟! آن هم با اعدام و کشتار و قتلعام آنان به سبک نظام آخوندی؟!
اینجاست که پرده از همه فریبکاریها و مکر و نیرنگ این رژیم دجال، فرومیافتد و عمق ماهیت ضدبشریاش عیان و پیدا میشود.
اما واقعیت چیست؟ واقعیت، همان مقاومت و پایداری مردم ستمدیده در برابر سرکوب افسارگسیخته این نظام فرتوت است. واقعیت، همان نبرد جانانه زنان و جوانان دلیر شورشی در ارتش آزادی است که با فداکاری تمام، برای احقاق حقوق ملت ایران میجنگند تا آزادی و عدالت را به ارمغان بیاوند. این واقعیات سرسخت است که رژیم را مستأصل و درمانده کرده که به اعدام و قتلعام روی بیاورد تا بهزعم باطل خود، چند صباحی بیشتر به حکومتش تداوم بخشد.

آنچه در نمودار بالا مشاهده میکنید، آمار اعدام در ۳فصل از ۴فصل سال ۱۴۰۴ است. روندی صعودی و رو به افزایش در ایران تحت حاکمیت آخوندها که بیشک جز قتلعام و کشتار مردم ایران را تداعی نمیکند.
در آذرماه با آمار ۳۶۳نفر اعدام مواجه بودیم یعنی روزی ۱۲.۱نفر توسط رژیم آخوندی بهقتل رسیدند و این به این معنی است که کمتر از هر ۲ساعت یک نفر، طناب دار به گردنش انداخته شد.
تنها در ماه تیر است که از آمار اعدامها کمی کاسته شده که آن هم مربوط به پیامدهای جنگ ۱۲روزه است. همان ایام و روزهای پس از آن که خامنهای، به یکباره قولنج «ایران» و «وطن» گرفته بود و با دخیل بستن به مجسمه شاپور ساسانی، «کنسرتدرمانی» پیشه گرفته بود.
و اکنون در دیماه تنها در ۳روز اول ماه جاری ۵۲نفر توسط دژخیمان اعدام شدند.
آمار صعودی و رو به افزایش کشتار مردم فقط یک روی سیاه سکه اعدام است. آن روی سپید سکه، حاکی از مقاومت مردمی و ایستادگی زنان و جوانان شورشی ایرانزمین است که دیکتاتوری آخوندی را دچار ترس و وحشت کرده تا بهزعم باطل خود، مانع از قیام نسل بهجان آمده شود. اما دیکتاتور هرگز از این قتلعام طرفی نخواهد بست.
در برابر نمودار اعدام و قتلعام، یک نمودار اصیل و درخشان نیز رخ مینماید: نمودار شورش و عصیان مردمی کارد به استخوان رسیده. طغیان ستمکشان.
همچنانکه این روزها شاهد آن هستیم، خیزش و قیام سراسری مردم ایران در دیماه، سرنگونی این نظام پلید را هدف گرفته است و دور نیست بساط و دودمان اهریمنی آن توسط ارتش رنجدیدگان و گرسنگان، شعلهور و سوزان، برچیده و دود شود. تقدیری محتوم که در آن شکی نیست. بر مردم رنجدیده و عصیانگر است که راه فرزندان مجاهد و رشید و پیشتاز خود در کانونهای شورشی را هر چه پرتوانتر در پیش گرفته و ضربه سنگین آخر را بر پیکر پوسیده نظام آخوندی وارد کنند و بهاران آزادی و آبادی و خرمی را در ۱۴۰۵ رقم بزنند.