آزادی، کالایی وارداتی نیست که در جعبههای کمکهای فرستاده شده از مرزهای دور یا با چتر نجات ارتشهای خارجی بر خاک ما فرود آید. کسانی که به امید معجزهای از بیرون نشسته، یا چشم به فروپاشی خودبهخودی و بیهزینه از داخل حاکمیت دوختهاند، آب در هاون میکوبند. ترندهای تصنعی، چهرهسازیهای مجازی و ارتشهای رباتیک در فضای سایبر، هرگز بار سنگین یک انقلاب واقعی و دموکراتیک را به مقصد نخواهند رساند.
نیروی محرکهٔ تغییر، جریانی زنده، تپنده و برخاسته از عمق خیابانهاست؛ برآمده از اراده مردمی که دیگر تن به ستم نمیدهند و در پی بنای جامعهیی عادلانه و آزاد هستند. این همان نسل آگاه و فداکاری است که با رد هر گونه بازگشت به گذشته و نفی صریح «شاه و شیخ»، مرزهای اصیل آزادیخواهی را ترسیم کرده است؛ نسلی متکی بر یک پتانسیل ساختاری با بیش از شش دهه تجربه مبارزاتی مستمر در برابر دو روی سکه دیکتاتوری.
غرش کانونهای شورشی در قلب اختناق
پاسخ واقعی به انسداد سیاسی، نه در بیانیههای دیپلماتیک، بلکه در میدان عمل مشخص میشود. تنها پنج روز پیش از آغاز درگیریهای اخیر، در سحرگاه چهارم اسفندماه، حماسهای در سکوت شب پایتخت رقم خورد؛ جایی که ۲۵۰ رزمنده دلاور مجاهد، حصار توهم امنیت رژیم را شکافتند و در قلب تهران بر مقر ولایت جهل فرود آمدند تا پیام آمادگی خلق را ابلاغ کنند.
این عملیات جسورانه، استمرار خروش قیام دیماه ۱۴۰۴ بود. در آن ایام، کانونهای شورشی با ثبت بیش از ۶۳۰ عملیات تهاجمی علیه نمادها، مراکز و اهداف سرکوبگر رژیم، نشان دادند که آتش زیر خاکستر ایران، با هیچ بادی خاموششدنی نیست. این سلسله عملیات و بهخصوص «پتک آتشین» (عملیات حمله به بیت خامنهای)، هیمنهٔ حاکمیت را در هم شکست و اثبات کرد که بازوی اجرایی انقلاب، روی زمین حضور دارد و نفس میکشد.
تنها طرف سود برنده از خلعسلاح ارتش آزادیبخش
وقتی صحبت از بازوی اجرایی انقلاب میکنیم لازم است نگاهی به تاریخ معاصر ایران بیاندازیم. در سال ۱۳۸۲ سیاست استمالت با حاکمیت جرار آخوندی، در معاملهیی بزرگ و آشکار، حدود ۲۰ هزار سلاح سبک و سنگین به همراه ۲۰ هزار تن مهمات را از دست مجاهدین خارج کرد. این تسلیحات، نه هدایای دولتی بودند و نه ثمرهٔ وابستگی؛ بلکه دستآوردهای گرانبهایی بودند که رزمندگان ارتش آزادیبخش در بیش از ۱۰۰ رشته عملیات سنگین از چنگال ماشین جنگی خمینی به غنیمت گرفته یا با بهای عرق جبین و بودجه خود تهیه کرده بودند.
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در بیانیه رسمی خود در ۱۷ مه ۲۰۰۳، به گردآوری و توقیف ۲۱۳۹ دستگاه تانک، نفربر زرهی، قبضههای توپخانه و تسلیحات پدافندی از این ارتش اشاره کرد. اکنون، پس از گذشت سالها، این پرسش تاریخی در برابر وجدان بشری قرار دارد:
خلع سلاح ارتش آزادیبخش ملی ایران در مرزهای میهن، به سود چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟ و چه کسی از حذف این وزنهٔ تعادل نظامی در منطقه سود برد جز حاکمان تشنه به خون تهران؟
اگر ارتش آزادیبخش در مرزهای ایران بود
بدون تردید، بهقول خانم مریم رجوی، اگر آن زرادخانه عظیم و ارتش آماده در مجاورت مرزهای ایران پابرجا مانده بود، سرنوشت و مسیر قیامهای بنیانکن سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ بهگونهیی دیگر رقم میخورد. در آن روزها که مردم بیدفاع در برابر گلولههای جنگی سپاه و بسیج سینه سپر کرده بودند، وجود یک بازوی مسلح و پشتیبان میتوانست موازنه قوا را به نفع خیابان تغییر دهد و مانع از جویهای خونی شود که رژیم برای بقای خود جاری ساخت.
واقعیت عریان سیاست در شرایط کنونی ایران به ما میگوید که استبداد عنانگسسته را نمیتوان با دست خالی و خواهش به عقب راند. حق دفاع مشروع، پاسخی منطقی به فاشیسم مذهبی است.
در شرایط کنونی بیشازپیش به اثبات میرسد که ارتش آزادی تنها راه برای نیل به گوهر آزادی است. این مسیری است که از فداکاری، سازمانیافتگی و ایستادگی میگذرد و بیگمان آیندهٔ ایران را رقم خواهد زد.