جامعه ایران هماکنون در برههای قرار دارد که از آن با تعبیر «سال جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات» یاد میشود. در چنین شرایطی، هر توان و امکاناتی که بتواند یاریرسان مقاومت سازمانیافته در فضای اختناقزده میهنمان باشد، وزنی مضاعف و نقشی حیاتی در شتاب دادن به روند انقلاب دموکراتیک ایران ایفا میکند. سیامین دوره جنبش همیاری و گلریزان برای پشتیبانی از سیمای آزادی، درست در ثقل این کارزار تاریخی معنا و اهمیت مضاعف مییابد.
بنبست فاشیسم دینی و ابزارهای نومیدانه برای بقا
در یک سوی این کارزار، ساختار خودکامه حاکم قرار دارد که خود را درگیر در مردابی عمیق از بحرانهای فلجکننده اقتصادی، گسستهای عمیق اجتماعی و ریزش روزافزون مشروعیت میبیند. بقایای فاشیسم دینی برای به تأخیر انداختن لحظهٔ اجتنابناپذیر سرنگونی به شیوههای سرکوبگرانهتری روی آوردهاند. از یکسو با موجسازیهای ماجراجویانه و آتشافروزی در حوزههای منطقهیی میکوشند توجه جامعه را از چالشهای بنیادین داخلی منحرف سازند، و از سوی دیگر با اجرای چرخهٔ بیوقفهٔ اعدامها و سرکوب شدید کانونهای اعتراض، درصدد ایجاد رعب و انسداد در فضای سیاسی ایران برآمدهاند.
هدف اصلی ماشین اختناق، ممانعت از پیشرفت کانونهای شورشی و خاموش ساختن صداهایی است که امید به تغییر را در دل آحاد جامعه زنده نگه میدارند.
کمینگاههای ارتجاع کهن و تلاش برای مصادره انقلاب
جریانهای وابسته به دیکتاتوری پیشین و بقایای نهادهای امنیتی آن نیز فرصتطلبانه در کمین نشستهاند. آنها برآنند حاصل دستآوردهای رنجآور، خونهای پاک و انقلاب ضدسلطنتی را به نفع خود مصادره کرده و چرخ تاریخ را به عقب بازگردانند تا ساختاری متکی بر خودکامگی موروثی و وابسته را بازسازی نمایند.
اقدامات آنان از جمله اشاعه اخبار خلاف واقع و تخریب چهره مقاومت سازمانیافته را شامل میشود. آنها علیرغم غارت درآمدها و دستمزدهای چندین دهه این ملت، کماکان طلبکارانه رفتار کرده و آزادیخواهی واقعی را هدف حملات خود قرار میدهند. هوشیاری تاریخی مردم ایران اما، مانعی بزرگ در برابر آنان ایجاد کرده است؛ چرا که جامعه دریافته است که رهایی واقعی تنها با نفی تمام اشکال استبداد امکانپذیر است.
مرزبندی آگاهانه با هر نوع خودکامگی
آگاهی نوین ملت ایران بیش از هر چیز در شعارهای شفاف و بنیادین تظاهرات مردمی متجلی شده است. شعار ماندگار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، مرزبندی آگاهانه جامعه با هر نوع خودکامگی فردی، موروثی یا مذهبی است. مردم ایران با رساترین صدای ممکن اعلام کردهاند که متمایل به بازگشت به دیکتاتوری گذشته نیستند و حاکمیت مطلق فقیهان را نیز تحمل نخواهند کرد.
خواست روشن و بیجایگزین معترضان و آزادیخواهان، برپایی ساختاری مبتنی بر حاکمیت مردم، حق انتخاب آزادانه، برابری حقوقی شهروندان و نفی هر گونه تبعیض عقیدتی و طبقاتی است. این مرزبندی روشن، بستر اصلی شکلگیری جبهه گسترده دموکراتیک را فراهم ساخته و راه را بر هر گونه سودجویی و فرصتطلبی جریانهای میرا بسته است.
سیمای آزادی؛ سنگر رسانهیی بیبدیل در برابر سانسور قرن
در محیطی که استعمار و ارتجاع با همپیمانیهای آشکار و پنهان سعی در اعمال سانسور بزرگ قرن و نابودی صدای مقاومت دارند، وجود یک رسانه مستقل به نیاز مبرم جنبش آزادیخواهی بدل شده است. «سیمای آزادی» بهعنوان اولین شبکه تلویزیونی ماهوارهیی سراسری و ۲۴ ساعته فارسیزبان، سالهاست که نقش پرچمدار و پل ارتباطی میان خروش درون جامعه و افکار عمومی جهانی را ایفا میکند.
ویژگی منحصر بهفرد این رسانه، استقلال مطلق مالی و سیاسی آن از هر گونه دولت، قدرت خارجی یا نهاد سرمایهگذار است. هزینهها و امکانات سیمای آزادی تماماً از محل کمکهای هموطنان، همیاران و آزادیخواهانی تأمین میشود که دل در گرو استقلال و سرافرازی وطن دارند. همین اتکای محض به مردم، به این رسانه قدرت داده است تا خطمشی سیاسی هیچ قدرتی جز خواست مردم ایران را پی نگیرد و اخبار سلسله پراتیکها و عملیات کانونهای شورشی را از پس دیوارهای ضخیم اختناق به گوش همگان برساند.
همیاری؛ تجلی پیمان ملی و اعلام حضور در نبرد نهایی
شرکت هر یک از هموطنان در سیامین دوره همیاری با سیمای آزادی، اعلام حضوری آگاهانه، پیمانی میهنی و تعهدی اخلاقی در برابر ماشین سرکوب، اعدام و قتلعام است. هر کمکی به این رسانه، این پیام را به فاشیسم دینی میدهد که صدای آزادیخواهی خاموششدنی نیست.
همیاری با سیمای آزادی، در حقیقت یاریرساندن به انقلاب دموکراتیک مردم ایران و انعکاس صدای شورشگرانی است که سرودخوانان در برابر دار و درفش ایستادگی میکنند. همیاری با سیمای آزادی، همصدا شدن با اقشار تحت ستم برای پایهریزی ایرانی آزاد و آباد است.
همیاری با سیمای آزادی، تجسم اراده ملتی است که تصمیم گرفته است سرنوشت خویش را با اتکا به نیروی خود و با برپایی یک جمهوری دموکراتیک، مستقل و مبتنی بر آرای آزادانهٔ مردم رقم بزند.