آیندهٔ سیاسی ایران و چگونگی عبور از دیکتاتوری حاکم، همواره یکی از مباحث کلیدی در میان فعالان و تحلیلگران سیاسی بوده است. پرسش بنیادین این است که یک جایگزین سیاسی چه ویژگیها و مختصاتی باید داشته باشد تا بتواند روند سرنگونی را رهبری کرده و استقرار دموکراسی را تضمین نماید؟ مریم رجوی - در سخنرانی خود در کنفرانس «ایران فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل» - با طرح این پرسش کلیدی میگوید:
«اجازه بدهید حالا به این پرسش پاسخ دهیم که یک جایگزین شایسته چه مشخصاتی باید داشته باشد تا بتواند از عهده سرنگونی رژیم برآید و به تغییر دموکراتیک جامه عمل بپوشاند».
پاسخ به این پرسش در ۳ محور اساسی تبیین میشود که شاخصهای اصلی نیروی پیشتاز در فرآیند تغییر را ترسیم میکند.
شاخصهای سهگانه نیروی تغییردهنده
از منظر مریم رجوی، نخستین شرط برای تحول اساسی در ایران، رویارویی مستقیم با ابزار اصلی سرکوب حاکمیت است. او تأکید میکند:
«تغییر در ایران به نیرویی نیاز دارد که اولاً: عزم نبرد با سپاه پاسداران یعنی ستون فقرات رژیم ولایت فقیه را داشته باشد و قیمت درافتادن با آن را بدهد».
بر این اساس، هر گونه برنامهریزی بدون در نظر گرفتن تقابل عملی با نیروی اصلی نگهدارنده رژیم، فاقد کارآیی لازم خواهد بود.
دومین ویژگی، مربوط به اصالت مردمی و استقلال تمامعیار سیاسی و اقتصادی است. در این بخش از سخنرانی آمده است:
«ثانیاً: برخاسته از درون جامعه ایران باشد و صاحب نیروی روی زمین در شهرهای ایران. وابسته به هیچ دولت و قدرت خارجی نباشد و نیازهای مالی، لجستیکی و ارتباطی خود را با پشتیبانی مردم ایران تأمین کند».
این اصل بر لزوم اتکا به نیروهای داخلی و عدم وابستگی به قدرتهای خارجی بهعنوان ضمانت استقلال سیاسی تأکید دارد.
سومین مؤلفه، عنصر تشکیلات و حضور نیروی انسانی آگاه و فداکار است. مریم رجوی در تبیین این ویژگی میگوید:
«ثالثاً: سازمانیافته باشد و از جوانان آگاه و رزمندهای تشکیل شده که مبارزه را انتخاب کردهاند و حاضرند برای آن فداکاری کنند».
جایگاه سازمان مجاهدین خلق و کانونهای شورشی
با تطبیق این معیارها بر واقعیتهای میدانی، سخنرانی به معرفی نیروی واجد این خصوصیات میپردازد: «سازمان مجاهدین خلق ایران و کانونهای شورشی آن که از همین ویژگیها و تواناییها برخوردارند، نیرویی تعیینکننده تغییر در ایرانند».
بر اساس این تحلیل، کانونهای شورشی توانستهاند در شرایط سخت امنیتی، الگویی از پایداری را ارائه دهند. مریم رجوی درباره مسیر طیشده توسط این نیروها میگوید: «در سالهای گذشته کانونهای شورشی بهرغم اختناق حاکم و دستگیریهای بسیار توانستند در نبرد با سپاه پاسداران و نیروی ضدمردمی بسیج، خود را تثبیت کنند و راه گسترش در مهمترین شهرهای ایران را در پیش بگیرند».
کارنامه عملیاتی و ارتقای ساختاری
بخش دیگری از سخنرانی به ارائه آمار و شواهد میدانی از اقدامات این کانونها اختصاص دارد. در تشریح عملکرد عملیاتی آنها آمده است:
«کانونهای شورشی، در دوره قیام دیماه، مراکز رژیم را با ۶۳۰ رشته تهاجم، هدف قرار دادند و ۵ روز قبل از جنگ اخیر در نهم اسفند، ۲۵۰ رزمنده فداکار و دلیر مجاهد به مقر خامنهای در امنیتیترین نقطه در قلب تهران تهاجم کردند».
این اقدامات بیانگر یک تحول کیفی در ساختار مقاومت است. مریم رجوی در جمعبندی این مرحله از مبارزه و تحلیلی که از هراس حاکمیت دارد، خاطرنشان میکند:
«در حقیقت در سال گذشته کانونهای شورشی به یگانهای ارتش آزادی ارتقا یافتند. رژیم بر اساس تجربه میداند که مهمترین تهدید برای موجودیتش، همافزایی میان اعتراضهای مردمی و مقاومت سازمانیافته است».
نیروی عینی سازمانیافته و متکی به مردم
جمعبندی مواضع مطرحشده نشان میدهد که جایگزین شایسته یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه نیرویی عینی، سازمانیافته و متکی به مردم است که توانایی تقابل با دستگاه سرکوب را در میدان عمل اثبات کرده است. پیوند میان اعتراضات گسترده مردمی و یک تشکیلات سازمانیافته، همان نقطهعطفی است که میتواند مسیر سرنگونی و نهایتاً استقرار یک حاکمیت دموکراتیک در ایران را هموار سازد.