مرگ خامنهای، پایان رژیم ولایت فقیه، پایان حکومت آخوندی، پایان هر نوع دیکتاتوری با هر نام و به هر شکلی و پایان خلافتها و پادشاهیهای مادامالعمر است. تاریخ شاه و شیخ در ایران به پایان رسیده است (مریم رجوی).
صبح یکشنبه ۱۰اسفند، رئیس پارلمان اروپا نیز در نخستین واکنش جهانی به هلاکت ضحاک خونآشام گفت:
«پایان آیتالله باید نشانهیی از پایان عصر دیکتاتورها در ایران باشد».
روبرتا متسولا با یادآوری دههها سرکوب، اعدام و جنایت، از کودکانی گفت که «در ترس از زنجیرهای رژیم بزرگ شدند» و مادرانی که «در جستجوی عزیزانشان، زیرزمینهای خونین انباشته از اجساد بیگناهان را جستوجو کردند».
صحبت از نظام و ولایت پلیدیست که بارها با وحشیترین نظامهای حکومتی و دیکتاتوریهای قرن بیستم مقایسه شده است؛ از سرکوب سیستماتیک مخالفان تا نسلکشی و قتلعام مجاهدین و سرکوب سازمانیافته زنان و اقلیتها.
در این میان، برخی کارشناسان در تشریح و مقایسهٔ این رژیم با دیکتاتوریهای معاصر پا را فراتر گذاشته و عملکرد ولایت فقیه را با یورش مغولان مقایسه کردهاند. همان طایفهیی که بهقول عطاملک جوینی: «آمدند و کندند و سوختند و بردند و رفتند».
با این حال، این مقایسهٔ تاریخی زمانی بهتر دیده میشود که به یک اعتراف جالب و تماشایی از درون نظام ولایت توجه کنیم.
محسن رنانی، اقتصاددان حکومتی، در یادداشتی تصریح میکند: «مغولان عصر جاهلیت، ساختمانها را تخریب کردند و تنها را به خاک و خون کشیدند اما بهتدریج دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند... در این آمد و رفت مغولان، دین و اخلاق مردم دستنخورده ماند» (دارایان ـ شهریور ۱۴۰۱).
این اعتراف ناخواسته، گویاترین قیاس را رقم میزند: اگر مغولان پس از ویرانی، در فرهنگ و اقتصاد جذب شدند، حاکمیت ولایت فقیه نهتنها بنیانهای مادی کشور را نابود کرد، بلکه به اعتراف خودیهای نظام، سرمایهٔ دینی، اخلاقی و اجتماعی جامعه را نیز هدف قرار داد و هیچ جای آبادی در هیچ جای میهن باقی نگذاشت.
از رکورد اعدام و سرکوب و شکنجه و کشتارهای خیابانی تا غارت و فسادهای نجومی و زمینگیر کردن مردم در تنور فقر و گرانی.
هنوز فراموش نکردهایم که خامنهای با تحریم واکسن کرونا صدها هزار ایرانی را در میدان مین کرونا به آتش کشید تا با زمینگیر کردن مردم، نظامش را در برابر قیام بیمه کند.
اکنون با مرگ خامنهای، بحث بر سر «پایان یک فرد» نیست؛ سخن از پایان یک دوره است و همانگونه که در ابتدا آمد، این لحظه میتواند نشانه «پایان عصر دیکتاتوری» و نظامهای موروثی در ایران باشد.