حاکمیت ملایان پس از قتل عام خونین دیماه که میداند عواقب سیاسی و اجتماعیِ آن در میان مردم ایران، چه خشم و انفجاری را برخواهد انگیخت، برای مهار کردن این پتانسیل قدرتمند مردمی، به حداکثر ارعاب توسل جسته است. در نمونهیی جدید، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران روز پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در گزارشی که در شبکههای اجتماعی نشر داده است، خبر از «گسترش سرکوب خاموش در مدارس پس از خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴» داد.
این گزارش میافزاید: «یک الگوی سیستماتیک در سراسر کشور جریان دارد. مدارس به حیاط خلوت نهادهای سرکوب تبدیل شدهاند و افرادی تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی وارد مدارس شدهاند».
نظام متکی بر ولایت فقیه، از آغاز حاکمیت تحمیلیاش، همواره نسل جوان دانشآموز و دانشجو را کابوس موجودیت خود دانسته است. از اینرو با آنکه بسیاری از دانشآموزان را در قیام سراسریِ دیماه به خاک و خون کشیده است، اکنون نیز بنا بر گزارش مزبور، میرود که مدرسه «از یک نهاد حمایتگر به یک منبع تهدید تبدیل شود» و دانشآموز «خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک سوژه امنیتی میپندارد».
حاصل این جو ارعاب و امنیتی علیه مدارس، موجب «افزایش موارد گریز از مدرسه و افت انگیزه تحصیلی در پی این وضعیت» شده است.
توتالیتاریسم مذهبی ــ سیاسیِ ولایت فقیهی در کارنامهی حاکمیت خود، متلاشی کردن بسیاری خانوادهها را دارد. سالیان متمادی، گشت ارشاد در خیابانها و نهاد سیاسی ــ عقیدتی در مدارس، دانشگاهها، کارخانهها و ادارهها باعث ایجاد تنش بیاعتمادی میان خانوادهها شده است.
اکنون نیز پس از سرکوب خونین قیام دیماه، سیاست «تخریب دیوار اعتماد میان معلم و شاگرد» را پیش گرفته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در بخش پایانی گزارش خود نوشته است:
«فضای پلیسی ایجادشده باعث شده برخی دانشآموزان، معلمان را در جایگاه “ناظر” یا “گزارشدهنده” ببینند. این فضا سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و موجب بیاعتمادی گستردهتر نوجوانان نسبت به بزرگسالان، از جمله والدین و کارکنان مدارس شده است.»
از سطرسطر گزارش شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، جز این واقعیت برنمیآید که حاکمیت ولایت فقیه توان حکمرانی متعارف خود را از دست داده و جز با قتل عام، ارعاب و متلاشی کردن روح و روان و زندگی مردم، نمیتواند سر پا بماند. این البته در ذات خود، تسریع زمان سرنگونیِ حاکمیت را بهدست همین قربانیان رقم میزند؛ چرا که تنها معادلهی موجود میان اکثریت جامعهی ایران با حاکمیت ــ بهطور خاص در فصل پسلرزههای قتل عام دی ــ همین عامل است. این جنایتها فقط تصمیم مردم برای پایان دادن به روزگار نکبت و نحس اشغالگران ولایی ــ آخوندی را قاطع و ناگزیر میکند.