728 x 90

پیشروی قیام و بحران بی‌علاج اقتصادی

سخن روز
سخن روز

در هشتمین روز قیامی که بر اثر سقوط شتابان ارز و بحران حاد اقتصادی از بازار تهران آغاز شد، رسانه‌های رژیم از «پایان ارز ترجیحی» خبر دادند و نوشتند «ارز خدماتی از ۱۵ دی با نرخ بازار تجاری محاسبه می‌شود». این اقدام یک روز پس از سخنرانی خامنه‌ای است که با جداسازی قیام‌کنندگان از مردم معترض، گفت آنها را باید سرجای خود نشاند، ولی با معترضان مسئولان حرف بزنند و حرف زدن را به رئیس‌جمهور تحت‌امر پاسکاری کرد.

پزشکیان هم که روز ۱۱دی وحشت‌زده از قیام گفته بود «اگر مشکل معیشت مردم را حل نکنیم، جای ما در جهنم است»، حذف ارز ترجیحی را به‌عنوان راه‌حل بحران پیش کشید. اما هنوز مرکب اطلاع‌رسانی در مورد پایان ارز ترجیحی خشک نشده، در همان روز یکشنبه ۱۴دی، کارشناسان، از جمله کارشناسان خود رژیم آن را قویاً به‌زیر سؤال بردند.

در همان روز شعله‌ور شدن قیام در بازار تهران که قیمت دلار به ۱۴۵هزار تومان رسید، کارشناسان رژیم با اذعان به درماندگی و بن‌بست نظام، نوشتند: «آشفتگی در بازار ارز به بی‌نظمی خطرناکی رسیده است» (تابناک-۷دی).

اما «بی‌نظمی خطرناک بحران اقتصادی» و سقوط ارز رسمی در ایران ناگهانی یا صرفاً ناشی از تحریم نیست. افزایش مداوم قیمت دلار نتیجه یک روند واقعی و مادی است که سالهاست اقتصاد کشور را از درون تهی کرده و اکنون به نقطه انفجار رسیده است.

علت پایه‌یی و ریشه‌یی بحران دلار، نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و تولیدی است. بنای اقتصاد هر کشور بر پدیده‌های ملموس ساخته می‌شود: برق پایدار، آب قابل دسترس، کارخانه فعال و شبکه‌های حمل ونقل و انرژی. در ایران، این پایه‌ها یکی‌یکی فرو ریخته‌اند.

وقتی برق نیست، فولاد، سیمان و پتروشیمی نمی‌توانند تولید کنند. همزمان، چون تولید داخلی پاسخگوی نیاز بازار نیست، واردات افزایش پیدا می‌کند. یعنی تقاضا برای دلار بالا می‌رود و عرضه آن پایین می‌آید. پایین آمدن «عرضه» نیز یعنی افزایش قیمت دلار.

علت دیگر، دخالت مستقیم حکومت برای جبران کسری بودجه است. حکومتی که اقتصادش ویران شده، درآمد پایدار ندارد، اما هزینه‌هایش سنگین است: حقوق، یارانه، نهادهای موازی، سرکوب و پروژه‌های نظامی. حکومت وقتی پول کم می‌آورد، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کند: گران کردن دلار. با بالا رفتن نرخ ارز، همان دلارهای محدود وقتی به ریال تبدیل می‌شوند، عدد بزرگتری می‌سازند و صرف پرداخت حقوقها و پوشاندن ظاهری کسری بودجه می‌شوند.

این یعنی یک دزدی پنهان. چرا که پایین آمدن پیاپی و حتی ساعتی ارزش پول ملی، در شرایطی که دستمزدها ریالی است، یعنی افزایش تورم. بنابراین بازی با نرخ ارز، ابزار انتقال بحران از خزانه حکومت به سفره مردم است.

حتی اگر بر فرضی محال، این دخالت حکومت هم متوقف شود، بحران دلار حل نمی‌شود. چون ریشه در همان ویرانی زیرساختها دارد. بازسازی نیروگاهها، شبکه آب و صنعت، سال‌ها زمان و دهها میلیارد دلار سرمایه می‌خواهد؛ چیزی که در حاکمیت غارتگر آخوندی اساساً وجود ندارد. تا وقتی این پایه‌ها ترمیم نشوند، دلار در ایران فقط یک مسیر دارد: بالا رفتن، ولو با نوسانات مقطعی و کوتاه.

در چنین بن‌بستی، پزشکیان برای ریختن آب بر آتش خشم مردم بپا خاسته، همتی را که یک‌بار زیر ضرب مجلس رژیم کنار گذاشته شده بود، به ریاست بانک مرکزی نشاند. همان روز خبرگزاری رسمی خود دولت با طعنه نوشت: «ریشه بحران کنونی ارز را نمی‌توان به‌عملکرد یک مدیر یا یک نهاد تقلیل داد» (ایرنا-۱۰دی).

این همان اعتراف به بحران بی‌راه‌حلی است؛ بحرانی که تنها یک راه برون‌رفت و ریشه‌یی دارد: حاکمان غارتگر کنونی، هم‌چنان‌که قیام‌کنندگان در خیابان فریاد می‌زنند؛ مانند شاه گورشان را گم کنند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/0e91141d-6fa0-4acd-b53d-08d5d5e47776"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات