ایران امروز در آستانهٔ تحولی بنیادین و بازگشتناپذیر قرار دارد. رژیم ولایت فقیه در گرداب فروپاشی بهسر میبرد و بهخاطر فقر مفرط معیشتی و غارت سیستماتیک داراییهای مردم، در محاصرهٔ خشم فزایندهٔ جامعه قرار گرفته و در بحران عمیق عدم مشروعیت دستوپا میزند. بندبازیهای استراتژیک رژیم در لبهٔ تاریک «نه جنگ، نه صلح» و تلاش برای صدور بحران به خارج از مرزها، دیگر قادر به پنهان کردن لرزههای سرنگونی نیستند.
واقعیت سرسخت این است که بقای این اختاپوس ضدبشری، بهسان چوبی در لای چرخدندههای صلح جهانی عمل میکند؛ لذا سرنگونی محتوم آن بهدست جوانان شورشگر و واحدهای ارتش آزادی، تنها تضمین قطعی برای بازگشت ثبات، امنیت و آرامش به منطقه و سراسر جهان است.
تاریخ این ایستادگی شکوهمند ملی به حماسه خونین ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ سرفصلی خونبار و تعیینکننده که در آن مرزبندی تاریخی میان آزادی و استبداد برخاسته از دجالیت مذهبی، با جوهر خون ترسیم شد. از آن روز تاریخی تا به امروز، کاروان فدیههای مقاومت هرگز از حرکت بازنایستاده و مشعل فروزان آزادی را در تاریکترین ادوار تاریخ ایران زنده نگاه داشته است. شهادت سرخ قهرمانان سرفرازی چون وحید بنیعامریان و یاران مجاهدش در ماههای اخیر، گواهی زنده بر این حقیقت است که این شعله با هیچ طوفانی خاموش نمیشود. او با صلابتی برخاسته از ایمان راهگشای خود اعلام کرد: «با کشتن، ما تکثیر میشویم»؛ پیامی تکاندهنده که لرزه بر اندام جلادان انداخت و نشان داد که خاک ایران، بذر قیام و تکثیر مجاهدت است.
اکنون یک سوی قطببندی واقعی جامعهٔ ایران در جبهه خلق تجلی یافته است؛ طیف گستردهای از ایرانیان که با آرزوی برپایی یک ایران آزاد و دموکراتیک، قاطعانه مرزبندی «نه شاه، نه شیخ» را برگزیدهاند. این جبهه در تقابل مستقیم با جریانهای فاشیستی قرار دارد که با سوءاستفاده از شرایط جنگی بهدنبال بازتولید دیکتاتوری گذشته هستند. این پروپاگاندای توخالی، با ضربه زدن به قیامها، عملاً بهعنوان سوپاپ اطمینان رژیم برای بقای آن عمل کرده است.
خواست واقعی مردم ایران در شعارهای ممتد «نه به اعدام»، لغو احکام ضدانسانی و مطالبهٔ حقوقبشر تجلی یافته است؛ اصولی که به زیباترین شکل در برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی برای ایران فردا ترسیم شده و چشمانداز یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و بیطرف را نوید میدهد.
تجمع بزرگ ۲۰ ژوئن / ۳۰ خرداد در پاریس، میدان آزمایش غیرت ملی و تبلور ارادهٔ پایدار یک خلق برای گسترش جبهه همبستگی علیه هر دو جریان استبدادی است. زمان آن است که طنین گامهای ما، لرزه بر کاخ ستمگران ولایی اندازد. شک نیست که در این روزهای سرنوشتساز، هر ایرانی وطنخواه و دوستدار آزادی وظیفه میهنی و آرمانی خود میداند که با حضوری پرشور و کوبنده، بذر امید را در دل مبارزان داخل کشور زندهتر کند و فریاد فروخورده ملتی دربند باشد.
در این دادخواهی بزرگ، همصدا با شهیدان راه آزادی، شکوه همبستگی را به نمایش بگذاریم؛ چرا که پیروزی از آن ارادههای مستحکمی است که برای طلوع خورشید آزادی، از بذل هیچ چیز دریغ نمیکنند. پایداری ما، تضمین سرنگونی رژیم و برافراشتن پرچم ایران آزاد فرداست!