728 x 90

گذشته‌یی که آینده ندارد

گذشته‌ای که آینده ندارد
گذشته‌ای که آینده ندارد

«سلطنت؛ گذشته‌یی که آینده ندارد»؛

این یک ادعا از جانب جریان‌های مخالف سلطنت یا شعار سیاسی نیست، بلکه جمع‌بندی قابل توجهی است که این روزها در ارزیابی رسانه‌های معتبر جهان درباره پروژه بازگشت سلطنت به ایران به‌چشم می‌خورد.

در حالی‌که برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند گزینهٔ پادشاهی و سلطنت را به‌عنوان آلترناتیو مطرح کنند، بازتاب‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که این پروژه، نه از پشتوانه تاریخی برخوردار است و نه از مشروعیت سیاسی در شرایط امروز ایران.

روزنامه معتبر سوئدی داگنز نی‌هیتر که روزانه یک و نیم تا ۲میلیون تیراژ آنلاین دارد، در سرمقاله شنبه ۱۱ آوریل، با یادآوری «حکومت پلیسی» دوران شاه و نقش سرکوب و شکنجه در شکل‌گیری انقلاب ۱۳۵۷، تأکید می‌کند «ممکن است پهلوی بمب‌های آمریکایی را به‌عنوان یک «مداخله بشردوستانه» ببیند، اما این ایرانیان عادی هستند که از بمب‌ها و خشونت و سرکوب (رژیم ایران) آسیب دیده‌اند».

هم‌زمان، تلویزیون فرانس‌ انفو با لحنی صریح‌تر، از پایان سیاسی این پروژه سخن می‌گوید.

سردبیر خارجی این رسانه با اشاره به حمایت بچهٔ شاه از حملات اسراییل گفت: از نظر سیاسی «شاه کوچک مرده است» زیرا او به‌معنای واقعی کلمه توسط تاریخ پاک شده است... کسی که گفت حملات اسراییل و آمریکا برای آزادی مردم ایران است... او توسط تاریخ محو شده است و قطعاً، تاریخ بدون او نوشته می‌شود».

از سوی دیگر، فرانسوا آسلینو، سیاست‌مدار فرانسوی، با نگاهی تاریخی‌، اساساً ایده بازگشت سلطنت را «مضحک» توصیف می‌کند. او با اشاره به ریشه‌های به‌قدرت رسیدن پهلوی‌ها، دیکتاتوری ساواک و وابستگی به قدرت‌های خارجی، تأکید می‌کند که بازگشت این سلسله نه‌تنها غیرممکن است، بلکه به‌ویژه پس از حمایت از بمباران مردم ایران، با بی‌اعتباری گسترده مواجه شده و در پایان تصریح می‌کند: «این واقعیت که او بمباران‌های گسترده مردم خود را تأیید کرد و برای بازگرداندن تاج و تخت خود روی آن حساب می‌کرد، او را کاملاً در نظر تقریباً همه ایرانیان بی‌اعتبار کرد».

وجه مشترک همهٔ این مواضع، یک واقعیت را به‌خوبی روشن می‌کند؛

در شرایطی که جامعه ایران در حال عبور از ساختارهای استبدادی است، تکیه بر الگوهای شکست‌خوردهٔ تاریخی یا امید بستن به مداخله خارجی، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خود بخشی از مسأله است. رسانه‌های جهانی، هر کدام از زاویه‌یی متفاوت، به یک نتیجه واحد رسیده‌اند:

پروژه‌یی که نه پایگاه اجتماعی دارد و نه شعور و درک سیاسی، نمی‌تواند آینده را نمایندگی کند.

آنچه در این ارزیابی‌ها برجسته می‌شود، نه یک رقابت سیاسی، بلکه یک حکم تاریخی است:
آینده ایران از دل جامعه و خواست و ارادهٔ جوانان و قیام‌آفرینان شکل می‌گیرد، نه از دل نوستالژی قدرت‌های موروثی و به همین دلیل، این عبارت بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می‌کند:
سلطنت، گذشته‌یی است که آینده ندارد.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/ca757c76-feaa-4b75-837a-f88ee6880323"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات