آیا از خود پرسیدهایم راز این میزان از جانافشانی و حمایت بیدریغ خلق از فرزندان رشید خود در چیست؟ چرا مردم ایران با وجود آنکه تحت حکومت مستبدانه و فاسد حاکم در شدیدترین تنگناهای اقتصادی، فقر عریان و بحرانهای معیشتی بهسر میبرند، اندک پسانداز و ذخیرهٔ روزهای سخت و طاقتفرسای خویش را اینگونه شیداوار و با اشتیاق به پای مقاومتی میریزند که گاه تنها از طریق برنامههای سیمای آزادی با آن آشنا شدهاند؟
تأمین معیشت به بهای جان
برای اینکه اهمیت این جانافشانی بیشتر بارز شود، توجه به این موضوع ضروری است که در شرایط کنونی و زیر سلطهٔ حاکمیتی که اقتصاد را به ویرانی کشانده است، «پول» و تأمین معاش روزمره گاه اهمیتی حیاتیتر از جان پیدا کرده است. اخبار تکاندهنده و دردناک فروش کلیه، کبد، قرنیه چشم و حتی قلب برای تهیه لقمهای نان برای کودکان، تا فروش موی سر برای گذران ابتداییترین نیازهای زندگی بیانگر عمق فاجعه اقتصادی است. با اینحال، چگونه و بر اساس چه منطقی مردم در چنین شرایط دشواری، از سفرههای کوچکشدهٔ خود میکاهند تا به حمایت از سیمای آزادی و مقاومت بپردازند؟ این اعتماد یکسویه و عمیق از کجا سرچشمه میگیرد؟
ریشهها و رازهای اعتماد عمیق خلق به مجاهد خلق
منشأ و راز این اعتماد بینظیر را میتوان در مؤلفهها و ریشههای تاریخی و عقیدتی زیر جستوجو کرد:
۱. گذشتن از تمامی تمایلات و منافع شخصی
مجاهدین خلق انسانهایی هستند که برای آزادی مردم و میهن خویش، از همه چیز گذشتهاند؛ از عواطف و علایق شخصی گرفته تا خانه، خانواده، شغل، مقام، تحصیلات عالی و هر تمایل طبیعی و مشروع دیگر. در میان آنان مقام، منصب و رقابت بر سر قدرت و کرسی وجود ندارد. هیچ مجاهدی بهدنبال انباشت ثروت، کلکسیون جواهرات، آپارتمان، ویلا و املاک شخصی نیست و زندگی جدا از جمع و منافع عامه ندارد. بنابراین، کسانی که از آنان پشتیبانی میکنند با اطمینان کامل میدانند که حتی یک ریال از کمکهایشان به حساب شخص خاصی نمیرود، بلکه سکه به سکه و اندک به اندک آن صرف هزینههای مستقیم نبرد برای سرنگونی استبداد میشود.
۲. پرداخت سنگینترین بهای تاریخی برای آزادی
این جنبش با تقدیم ۱۲۰ هزار شهید در راه آزادی، اثبات کرده است که در پایبندی به آرمان خلق از هیچ فداکاری درنگ نمیکند. برافراشته ماندن پرچم پایداری توسط ۳۰ هزار زندانی سیاسی که در تابستان ۱۳۶۷ تنها بهدلیل ایستادگی بر مواضع اصولی و عقیدتی خود سربهدار شدند، گواهی روشن بر این فداکاری تاریخی است. جانافشانی بیدریغ و حماسی اعضا و فرماندهان کانونهای شورشی در میدانها و زندانهای ایران برگی دیگر از این رزومهٔ پرافتخار است.
۳. انقلاب ایدئولوژیک و فوران اعتماد
تحول درونی و انقلاب ایدئولوژیک در ساختار این مقاومت، موجب فوران و تحکیم اعتماد عمومی شد. مضمون این تحول، فدا کردن همهچیز با طیب خاطر در راه منافع و مصالح عالی مبارزه و نثار تمامی هستی برای خلق و آزادی خلق است. همین ایثار بیچشمداشت، سرچشمهٔ اصلی توانمندیها و سرمایهٔ بیزوال اعتماد مردمی است.
پشتوانه سرخ اعتماد و شراکت در نبرد آزادی
این اعتماد بینظیر بهسادگی و ارزانی به دست نیامده است. جنبش آزادیخواهانه ایران برای جلب و حفظ این اعتماد، بهایی بس گزاف پرداخته است؛ بهایی از خون پاکترین و صادقترین فرزندان ایرانزمین. دریاچهای از خون جوشان شهدا، پشتوانهٔ محکم و تزلزلناپذیر این اعتماد ملی است. بیش از نیم قرن مبارزهٔ خالصانه و بیچشمداشت، در بانکی ذخیره شده است که نام آن «اعتماد خلق» است.
بنابراین آنان که با مال خود به همیاری این مقاومت برمیخیزند در عداد مجاهدینی قرار دارند که جان خود را به میدان کارزار آوردهاند. این اعتماد و بذل جان و مال برای آن بیگمان آیندهٔ تابناک ایران و ایرانی را ضمانت خواهد کرد.
دامون دانافر
مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است