تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی ملل متحد، بازتاب اراده خلقی بپا خاسته برای بازپسگیری حق حاکمیت ملی و فریاد مشروعیتی غصبشده در قلب دیپلماسی جهانی بهشمار میرود. در روزهایی که سران فاشیسم دینی حاکم بر ایران تلاش میکنند از تریبون ملل متحد برای مشروعیتبخشی به سرکوب و تروریسم خود بهرهبرداری کنند، حضور پرشکوه هموطنان آزاده پرده از تزویر این رژیم برمیدارد و صدای واقعی جامعه ایران را به گوش جهانیان میرساند.
مطالبه اخراج دیکتاتوری دینی
یکی از برجستهترین محورهای این گردهمایی بزرگ، اعتراض به غصب کرسی ایران در سازمان ملل توسط حکومتی است که پرونده آن بیش از هفتاد و دو بار در مجمع عمومی و نهادهای گوناگون بینالمللی بهدلیل نقض فاحش و سیستماتیک حقوقبشر محکوم شده است. حاکمیتی که هزاران اعدام سیاسی، زنستیزی نهادینه شده، کشتار معترضان در خیابانها و صدور بنیادگرایی را در کارنامه خود دارد، فاقد هر گونه صلاحیت حقوقی و اخلاقی برای نمایندگی مردم بزرگ ایران است.
خواست مبرم و اصولی تظاهر کنندگان، اخراج دیپلماتها و سران این استبداد قرونوسطایی از سازمان ملل و تعلیق حق رأی آنان است. همراستا با عرف بینالمللی در مواجهه با رژیمهای آپارتاید و فاشیستی، این کرسی باید به صاحبان راستین آن، یعنی مقاومت سازمانیافته مردم ایران و شورای ملی مقاومت واگذار گردد؛ شورایی که بهعنوان دیرپاترین و سازمانیافتهترین ائتلاف دموکراتیک، یگانه آلترناتیو مستقل و استوار در برابر این رژیم توتالیتر شناخته میشود.
نبردی تاریخی از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا امروز
تظاهرات نیویورک بار دیگر به جهان یادآوری میکند که تقابل کنونی، محصول یک بحران مقطعی نیست؛ بلکه ریشه در جنگی سازشناپذیر دارد که از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ میان مردم و دیکتاتوری ولایت فقیه آغاز شده است. بیش از چهار دهه است که مقاومت سازمانیافته با پرداخت سنگینترین بهای انسانی، در برابر انحصارطلبی ایستاده تا آرمان تأسیس یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر آرای عمومی را محقق سازد.
در این پهنه نبرد، شعار بنیادین «نه شاه، نه شیخ»، خط مرزی روشن میان خواست اصیل آزادیخواهانه مردم و هر گونه ارتجاع سنتی یا مدرن ترسیم میکند. جامعه ایران با پشت سر گذاشتن دههها سرکوب، بار دیگر در خیابانهای نیویورک فریاد زد که هرگز به سلطنت موروثی و دیکتاتوری فردی بازنخواهد گشت، همانگونه که ولایت مطلقه و استبداد دینی را با تمامیت آن نفی میکند. نفی وابستگی و دیکتاتوری، دو بال تفکیکناپذیر نبرد مردم برای استقلال واقعی است.
حق مقاومت، کانونهای شورشی و برنامه ۱۰ مادهای
ابعاد دیگر این خروش اعتراضی، پافشاری بر ضرورت شناسایی رسمی نبرد مردم ایران برای سرنگونی است. امروز کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش، در بطن شهرهای ایران با پاسداران نظام سرکوب درگیرند. تظاهر کنندگان با تأکید بر حقوق بینالملل، ضرورت شناسایی حق دفاع مشروع مردم در برابر خشونت عریان سپاه پاسداران و کل دستگاه سرکوب را مطرح ساختند؛ نیرویی که باید در تمامیت خود در لیستهای تروریستی بینالمللی تثبیت و مهار شود.
در سوی سازنده و ایجابی این حرکت، دفاع از دولت موقت شورای ملی مقاومت و برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی قرار دارد. این برنامه، نقشهراهی جامع برای دوران گذار است. موادی مانند: جدایی دین و دولت، برابری کامل جنسیتی و لغو هر گونه تبعیض، پایبندی به آزادی بیان و تجمعات، لغو حکم اعدام، برپایی یک ایران غیراتمی، صلحطلب و همزیست با جامعه جهانی را در کانون توجه خود قرار داده است. حمایت از این برنامه در نیویورک، خط بطلانی بر تبلیغات حامیان مماشات است که تلاش میکنند القا کنند در غیاب دیکتاتوری کنونی، جایگزین دموکراتیکی وجود ندارد.
همزمانی با شصت و دومین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق
این تظاهرات در مقطعی بسیار حساس که میتوان آن را دوران تعمیق بحرانهای رژیم و نبرد نهایی دانست، همزمان با شصت و دومین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران برگزار میشود. بیش از شش دهه پایداری، از زندانهای ستمشاهی تا میدانهای ایستادگی در برابر هیولای فاشیسم دینی، سرمایه عظیمی از تجربه، تشکیلات و فداکاری را برای جنبش آزادیخواهی فراهم ساخته است.
تظاهرات نیویورک نمایانگر عزم جزم مردم ایران برای پایان دادن به بیش از یک قرن استبداد متناوب شاه و شیخ است. پیام شرکتکنندگان روشن، قاطع و فراگیر است: زمان مماشات با قاتلان مردم ایران به پایان رسیده است؛ جامعه بینالمللی باید میان ایستادن در کنار ستمگران یا حمایت از اراده یک ملت برای دموکراسی، آزادی و صلح، جانب عدالت و آزادی را برگزیند.