روز پنجشنبه 14اسفند مجلس ارتجاع بعد از نزدیک ده ماه ادا و اصولهای بهاصطلاح مستضعف نمایانه، تا حدودی این تعارفات را کنار گذاشت و سقف حقوق 24میلیونی برای مدیران دولتی را به تصویب رساند.
این مصوبه بهخصوص در سرفصل دعواهای قبضه قدرت در جریان نمایش انتخابات، مثل یک «خزینه» تمام جانماز آبکشهای نظام را به دور خود جمع کرد.
فرصت بسیار مناسبی ایجاد شد که هرکس برای لاپوشانی دزدیهای باند خود، با فریاد آی دزد، آی دزد، انگشت اتهام را به سوی مصوبه مجلس و کسانی که به آن رأی دادند، بگیرد.
اولین جیغ و دادهای وا مستضعفا در خود مجلس ارتجاع به هوا بر خواست. اما آنجا خیلی زود تیرشان به سنگ خورد. چون به قول معروف پیش قاضی و ملق بازی؟ جایی که همه این کارهاند و به قول خودشان چند صد برابر حقوق دوره نمایندگی خرج میکنند تا به کرسی مجلس برسند و جبران مافات کنند زیاد نمیتوانند از این «پز» ها بدهند. کما اینکه پاسدار لاریجانی نه گذاشت و نه برداشت و سوابق آقایان را در این امور یادآوری کرد و از جمله گفت: «فضای انتخابات است»، بعد هم بهنقل از حاجی بابایی رئیس کمیسیون تلفیق مجلس ارتجاع گفت: «شورای نگهبان گفته این مدیریتی را باید اضافه کنید. چرا به شورای نگهبان نمیگید. شورای نگهبان عامل این (مصوبه) بوده» (رادیو معارف مذاکرات مجلس 14اسفند).
پاسدار لاریجانی همچنین به طرف حسابها با زبان سربسته گوشزد کرد: «این جاروجنجال راهانداختن تو کشور هم به ضرر مردم هست و افکار عمومی» بعد هم یادآوری کرد «و ضمنا این رو بگم بعضی از این آقایونی که این حرفها رو زدند من نمیخواهم نام ببرم، اینها سابقه در مجلس دارند و دریافت هاشون هم از مجلس هم وجود داره اونقدر جا نماز آب نکشند».
اما چون دور دور جانماز آب کشیدن است تا کرسی ریاستجمهوری را از زیر پای هم بکشند، وقتی در مجلس ارتجاع حریف باند رقیب نشدند سر از بوقهای دلواپسان و رقبای انتخاباتی حسن روحانی درآوردند. کیهان خامنهای سخنان حاجی دلیگانی و دیگر «دل سوختگان ولایت» را انعکاس داد. روزنامه ارگان بسیج (جوان) و یک ارگان چماقداران باند احمدینژاد موسوم به وطن امروز تا توانستند به این مصوبه تاختند. ارگان سازمان زندانهای رژیم (حمایت) هم سینه چاک مستضعفان شد و صدایش را بلند کرد و بدون عنایت به دکوراسیون اشرافی محل سردژخیم قضاییه، و حسابهای نجومیاش در سر مقالهاش از قبح اشرافیت رؤسا، فغان سر داد. بگذریم که نویسنده مقاله نقوی حسینی از دژخیمان کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع است که سالهاست طرح های سرکوب همین مستضعفان را با جدیت در مجلس ارتجاع به روز کرده و از بودجههای ارگانهای امنیتی و سرکوبگر تمام و کمال دفاع میکند. دفاعی چنان فعال که ولیفقیه ارتجاع هر بار او را از صندوق در میآورد تا به این خوشخدمتی ادامه دهد.
دلواپسان در برابر حملات باند رقیب جا نزدند. چون دعوا دیگر یک دعوای باندی نبود. ممکن بود کار نظام را به جاهای بیخ دار بکشد. هر چه رسانههای باند رفسنجانی-روحانی نوشتند: هجمههای پوپولیستی و یا مهرههای این باند، روراست اعتراف کردند «اگر سقف حقوق پایین باشد قطعاً اختلاسها افزایش مییابد» (احمد شیرزاد، آفتاب یزد14اسفند) به خرجشان نرفت و همچنان جیغ بنفش کشیدند تا مجلس ارتجاع ناگزیر از عقبنشینی شد و سقف حقوق را به 12میلیون و ششصدهزار تومان محدود کرد. چون رقبا دست روی جای حساس نظام گذاشته بودند.
کیهان خامنهای نسبت به «قانونی کردن حقوقهای نجومی بر دریافتی 30برابری مدیران نسبت به کارگران» هشدار داد. ارگان بسیج سرکوبگر هم که دستش در کار است و نبض اعتراضات اجتماعی هر روز موجی از ریزش روی دستش میگذارد نوشت: «این تصمیم مجلس موجی از گلایهها و اعتراضات مردمی را بهدنبال داشته» و بعد هم بهصورت سربسته میپرسد: «آسیبهای اجتماعی-فرهنگی و حتی سیاسی اینگونه تصمیمات» را متوجه هستند؟ و برای بیشتر شیرفهم شدن اعضای مجلس ارتجاع کمی بیشتر پرده را از روی درد بیدرمان نظام کنار زده و هشدار میدهد این کارها «بستر بدبینی و ”شکاف بین مردم- حاکمیت “را مهیا میکند» و بالاخره حرف آخر که همان وحشت از روز برخاستن مردم است را بر زبان آورده و یادآوری میکند: «در شرایطی که مردم احساس کنند مسؤلان حتی یک قدم محسوس در جهت مرتفع کردن» آنها برنداشتهاند «بر اساس چه استدلالی باید نسبت به رفتار گذشته خود تجدید نظر نکنند؟» (سرمقاله جوان-14اسفند)
پیام ارگان سرکوبگر به مجلس ارتجاع کاملاً روشن است. پاسدار لاریجانی که صبح خودش به آن یکی باند هشدار داده بود «این جاروجنجال راهانداختن تو کشور هم به ضرر مردم هست و افکار عمومی»، دید خطر جدی است و این تهدید دیگر، سنبه انتخاباتی نیست و قانونی کردن چنین سقف حقوقی برای مدیران ممکن است به خراب شدن زودرس سقف مجلس ارتجاع بر سرش منجر شود، در وحشت از مردم به جان آمده، دریافت که دیگر جای ایستادن جلوی باند رقیب نیست و لاعلاج خودش جلودار این عقبنشینی شد.
اما باند رقیب یعنی همان مافیاهای وابسته به ولیفقیه ارتجاع از «تجار محترم» باند فاشیستی مؤتلفه تا «برادران قاچاقچی» در سپاه پاسداران که اخیراً جهانگیری در دعوای باندی مختصری از چپاولهای نجومی آنها در پروژه پارس جنوبی را رو کرد، «همه با هم» می خواهند نان انتخاباتی این عقبنشینی مجلس ارتجاع را هم بخورند. چون بهرسم آخوندی دو لپه خوردن خواصش بیشتر است. در نتیجه بهرغم توصیه پاسدار لاریجانی به «جانماز آبکشیدن» ادامه میدهند. یکی از این قره «جانماز آبکش» ها، مهدی محمدی است که عضو سابق شورایعالی امنیت رژیم و عضو تیم مذاکرات هستهیی پاسدار جلیلی بوده و سالها سابقه دفاع از حقوق «هستهیی» نظام را لابد برای حفظ امنیت محرومان و مستضعفان! در کارنامه دارد، چنان ذوق زده وسط صحنه پریده که مبادا فرصت مظلوم نمایی در این نمایش را از دست بدهد. بنابراین در دم دستیترین جا که کانال تلگرامیاش باشد نوشت: «چه اشکال دارد وقتی پای حق و حقوق کارگر و معلم رنج دیده در میان است، کمی هم فحش بخوریم. مجلس بعدازظهر امروز مصوبهاش را پس گرفت». البته این جانماز آبکشی هم یک دوجایه خوری پاسدار-آخوندی است. طرف هم خواسته تنور انتخاباتش را گرم کند و هم ظاهراً بوهایی از عاقبت نظام به مشامش خورده، دارد پیشاپیش برای خودش کارنامه مردمی بودن دست و پا میکند.
ظاهراً در این دور «همه باهم» سمت تهدید بود و نبود نظام را گرفتهاند.
این مصوبه بهخصوص در سرفصل دعواهای قبضه قدرت در جریان نمایش انتخابات، مثل یک «خزینه» تمام جانماز آبکشهای نظام را به دور خود جمع کرد.
فرصت بسیار مناسبی ایجاد شد که هرکس برای لاپوشانی دزدیهای باند خود، با فریاد آی دزد، آی دزد، انگشت اتهام را به سوی مصوبه مجلس و کسانی که به آن رأی دادند، بگیرد.
اولین جیغ و دادهای وا مستضعفا در خود مجلس ارتجاع به هوا بر خواست. اما آنجا خیلی زود تیرشان به سنگ خورد. چون به قول معروف پیش قاضی و ملق بازی؟ جایی که همه این کارهاند و به قول خودشان چند صد برابر حقوق دوره نمایندگی خرج میکنند تا به کرسی مجلس برسند و جبران مافات کنند زیاد نمیتوانند از این «پز» ها بدهند. کما اینکه پاسدار لاریجانی نه گذاشت و نه برداشت و سوابق آقایان را در این امور یادآوری کرد و از جمله گفت: «فضای انتخابات است»، بعد هم بهنقل از حاجی بابایی رئیس کمیسیون تلفیق مجلس ارتجاع گفت: «شورای نگهبان گفته این مدیریتی را باید اضافه کنید. چرا به شورای نگهبان نمیگید. شورای نگهبان عامل این (مصوبه) بوده» (رادیو معارف مذاکرات مجلس 14اسفند).
پاسدار لاریجانی همچنین به طرف حسابها با زبان سربسته گوشزد کرد: «این جاروجنجال راهانداختن تو کشور هم به ضرر مردم هست و افکار عمومی» بعد هم یادآوری کرد «و ضمنا این رو بگم بعضی از این آقایونی که این حرفها رو زدند من نمیخواهم نام ببرم، اینها سابقه در مجلس دارند و دریافت هاشون هم از مجلس هم وجود داره اونقدر جا نماز آب نکشند».
اما چون دور دور جانماز آب کشیدن است تا کرسی ریاستجمهوری را از زیر پای هم بکشند، وقتی در مجلس ارتجاع حریف باند رقیب نشدند سر از بوقهای دلواپسان و رقبای انتخاباتی حسن روحانی درآوردند. کیهان خامنهای سخنان حاجی دلیگانی و دیگر «دل سوختگان ولایت» را انعکاس داد. روزنامه ارگان بسیج (جوان) و یک ارگان چماقداران باند احمدینژاد موسوم به وطن امروز تا توانستند به این مصوبه تاختند. ارگان سازمان زندانهای رژیم (حمایت) هم سینه چاک مستضعفان شد و صدایش را بلند کرد و بدون عنایت به دکوراسیون اشرافی محل سردژخیم قضاییه، و حسابهای نجومیاش در سر مقالهاش از قبح اشرافیت رؤسا، فغان سر داد. بگذریم که نویسنده مقاله نقوی حسینی از دژخیمان کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع است که سالهاست طرح های سرکوب همین مستضعفان را با جدیت در مجلس ارتجاع به روز کرده و از بودجههای ارگانهای امنیتی و سرکوبگر تمام و کمال دفاع میکند. دفاعی چنان فعال که ولیفقیه ارتجاع هر بار او را از صندوق در میآورد تا به این خوشخدمتی ادامه دهد.
دلواپسان در برابر حملات باند رقیب جا نزدند. چون دعوا دیگر یک دعوای باندی نبود. ممکن بود کار نظام را به جاهای بیخ دار بکشد. هر چه رسانههای باند رفسنجانی-روحانی نوشتند: هجمههای پوپولیستی و یا مهرههای این باند، روراست اعتراف کردند «اگر سقف حقوق پایین باشد قطعاً اختلاسها افزایش مییابد» (احمد شیرزاد، آفتاب یزد14اسفند) به خرجشان نرفت و همچنان جیغ بنفش کشیدند تا مجلس ارتجاع ناگزیر از عقبنشینی شد و سقف حقوق را به 12میلیون و ششصدهزار تومان محدود کرد. چون رقبا دست روی جای حساس نظام گذاشته بودند.
کیهان خامنهای نسبت به «قانونی کردن حقوقهای نجومی بر دریافتی 30برابری مدیران نسبت به کارگران» هشدار داد. ارگان بسیج سرکوبگر هم که دستش در کار است و نبض اعتراضات اجتماعی هر روز موجی از ریزش روی دستش میگذارد نوشت: «این تصمیم مجلس موجی از گلایهها و اعتراضات مردمی را بهدنبال داشته» و بعد هم بهصورت سربسته میپرسد: «آسیبهای اجتماعی-فرهنگی و حتی سیاسی اینگونه تصمیمات» را متوجه هستند؟ و برای بیشتر شیرفهم شدن اعضای مجلس ارتجاع کمی بیشتر پرده را از روی درد بیدرمان نظام کنار زده و هشدار میدهد این کارها «بستر بدبینی و ”شکاف بین مردم- حاکمیت “را مهیا میکند» و بالاخره حرف آخر که همان وحشت از روز برخاستن مردم است را بر زبان آورده و یادآوری میکند: «در شرایطی که مردم احساس کنند مسؤلان حتی یک قدم محسوس در جهت مرتفع کردن» آنها برنداشتهاند «بر اساس چه استدلالی باید نسبت به رفتار گذشته خود تجدید نظر نکنند؟» (سرمقاله جوان-14اسفند)
پیام ارگان سرکوبگر به مجلس ارتجاع کاملاً روشن است. پاسدار لاریجانی که صبح خودش به آن یکی باند هشدار داده بود «این جاروجنجال راهانداختن تو کشور هم به ضرر مردم هست و افکار عمومی»، دید خطر جدی است و این تهدید دیگر، سنبه انتخاباتی نیست و قانونی کردن چنین سقف حقوقی برای مدیران ممکن است به خراب شدن زودرس سقف مجلس ارتجاع بر سرش منجر شود، در وحشت از مردم به جان آمده، دریافت که دیگر جای ایستادن جلوی باند رقیب نیست و لاعلاج خودش جلودار این عقبنشینی شد.
اما باند رقیب یعنی همان مافیاهای وابسته به ولیفقیه ارتجاع از «تجار محترم» باند فاشیستی مؤتلفه تا «برادران قاچاقچی» در سپاه پاسداران که اخیراً جهانگیری در دعوای باندی مختصری از چپاولهای نجومی آنها در پروژه پارس جنوبی را رو کرد، «همه با هم» می خواهند نان انتخاباتی این عقبنشینی مجلس ارتجاع را هم بخورند. چون بهرسم آخوندی دو لپه خوردن خواصش بیشتر است. در نتیجه بهرغم توصیه پاسدار لاریجانی به «جانماز آبکشیدن» ادامه میدهند. یکی از این قره «جانماز آبکش» ها، مهدی محمدی است که عضو سابق شورایعالی امنیت رژیم و عضو تیم مذاکرات هستهیی پاسدار جلیلی بوده و سالها سابقه دفاع از حقوق «هستهیی» نظام را لابد برای حفظ امنیت محرومان و مستضعفان! در کارنامه دارد، چنان ذوق زده وسط صحنه پریده که مبادا فرصت مظلوم نمایی در این نمایش را از دست بدهد. بنابراین در دم دستیترین جا که کانال تلگرامیاش باشد نوشت: «چه اشکال دارد وقتی پای حق و حقوق کارگر و معلم رنج دیده در میان است، کمی هم فحش بخوریم. مجلس بعدازظهر امروز مصوبهاش را پس گرفت». البته این جانماز آبکشی هم یک دوجایه خوری پاسدار-آخوندی است. طرف هم خواسته تنور انتخاباتش را گرم کند و هم ظاهراً بوهایی از عاقبت نظام به مشامش خورده، دارد پیشاپیش برای خودش کارنامه مردمی بودن دست و پا میکند.
ظاهراً در این دور «همه باهم» سمت تهدید بود و نبود نظام را گرفتهاند.