جهان صنعت: زنده و مرده این مناظرهها یکسان است
تجربه مناظرههای گذشته نه فقط دستاندرکاران صدا و سیما که تصمیمگیران درباره تبلیغات نامزدهای ریاستجمهوری را هم به محافظهکاری وارد کرده و باعث شده شیوههای محدودکننده و محافظهکارانهای برای اجرای مناظرهها در نظر گرفته شود.
هراس از زنده شدن درگیریهای لفظی به سبک انتخابات 88 و پرهیز از مواجهه دوطرفه میان نامزدها، صدا و سیما را بر آن داشت تا با به میدان آوردن همه نامزدها و پرسیدن سؤالات تکراری و نهچندان چالشبرانگیز، مناظرهای هدایت شده برگزار کند و از خطر افشاگریهای حسابنشده و گاه غیرقابل کنترل نامزدها بگریزد.
این امر البته میتواند توصیه مقامات ارشد نظام باشد که میخواهند کنترل اوضاع از دست خارج نشود و آنچه نباید رسانهیی شود، در جلوی دوربینها و میکروفنها بیان نشود. به این ترتیب مناظره جمعه گذشته با تریبون آزادی که این روزها از صدا و سیما پخش میشود و در آن اظهارات مردم بهطور گزینشی روی آنتن میرود تفاوت چندانی ندارد چرا که در مناظرهها بهدلیل زنده بودن و عدم امکان اجرای ویرایش و سانسور، آب را از سرچشمه بستهاند و گربه را دم حجله کشتهاند.
آنچه جمعهها از سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان مناظره پخش میشود، تریبونی است که اگر چه شکل و فرمی آزاد دارد ولی نامزدها به بند کشیده شدهاند و کمتر اجازه چالش یا نقد رقیب را پیدا میکنند. حال این سؤال مطرح است که اگر قرار بود مناظره به مصاحبه یکطرفه و تریبون کنترلشده تبدیل شود، اصلاً چه نیازی به اجرای مناظره بود و دیگر اینکه زنده یا مرده این بهاصطلاح مناظره چه تفاوتی میکرد؟
برخی روزنامههای باند حسن روحانی تلاش کردهاند جنگ واقعی بین مردم و نظام را در دود و دم «بدخواهان منطقهیی و فرامنطقهای» لاپوشانی کنند اما باز هم واقعیت ولو با ابراز وحشت از «حرکت و طغیان زشت خفته» خود را نشان داده است:
آرمان: بعضیها میدان انتخابات را با میدان جنگ اشتباه گرفتهاند. ظاهراً برخی فعالان سیاسی در گرماگرم فعالیتهای انتخاباتی فراموش میکنند هدف از انتخابات چیست؟ وظیفه کاندیداها و منتخبان کدامند و اینکه حرفهایی میزنند و رفتاری را بروز میدهند که اصطلاحا بازی در زمین دشمن است. انتخابات برای برگزیدن تعدادی از متخصصان در حوزههای گوناگون (رئیس جمهوری، شوراهای شهر و...) برای رفع مشکلات شهروندان از میان خود شهروندان میباشد و نه تقابل منافع شخصی و گروهی با منافع ملی.
ممکن است برخی استفاده از واژه دشمن را ابزاری تلقی کنند و آن را نپذیرند اما واقعیت امور در روابط بینالملل آشکارا تاییدی بر واقعی بودن دشمن است. بنابراین اگر بپذیریم که کشور دشمنانی دارد که در پی اعمال نفوذ و سوءاستفاده اقتصادی، سیاسی، دفاعی، فرهنگی و... از کشور هستند، آنگاه نه فقط در زمان و میدان انتخابات بلکه در همه عرصهها و زمانها فعالان سیاسی باید هوشیار و به این نکته توجه داشته باشند که دشمنان بالقوه و بالفعل کشور بیوقفه در حال رصد رفتار فعالان و مسئولان سیاسی کشور هستند و اینکه آنها (بدخواهان منطقهیی و فرامنطقهای) سیاستها و رفتار خود را در قبال کشور ما بر پایه رفتار و بیانات فعالان و مسئولان داخلی برنامهریزی میکنند. تنها افرادی که از اختلافات داخلی فعالان سیاسی سود میبرند، بدخواهان خودی و غیرخودی کشور هستند.
آرمان: وعدههای افراطی نتیجه ضعف مفرط گفتمانی است. سیاهنمایی گزافگرایانه واجد خصلتی بیدارکننده است، چهبسا زیباییهای خفتهای را بیدار کند و شاید حتی زشتیهای خفته. تلنگری است به ذهن و ضمیر مخاطبی که سابقه نظم گفتار را در بایگانی تاریخی خود جستوجو کند. آنگاه وجدان بیدار موجود در او پرونده سیاست را با درایت بیشتری تورق خواهد کرد. اینجاست که زیباهای خفته بیدار میشوند و سیاست راستین یعنی حضور مردم برای نفی افراطگرایی را مطالبه میکنند. اما باید ترسید از حرکت و طغیان زشت خفته. دمیدن افراطی در سیاهنمایی غیرواقعبینانه، چهبسا میدان بازی را از دایره سیاست رقابتی به میدان تخاصم بلغزاند، میدانی که لغزیدن در آن امنیتسوز، تورمزا، رکودآور و در یک کلام بحرانساز است. اگر سرچشمه این پوپولیسم افراطی با بیل تدبیر همزمان ملت و مسئولان گرفته نشود، چه بسا که مخاطرات ناشی از آن را نشاید گرفتن به پیل.
رو کردن فساد باند رقیب مضمون مشترک حملات روزنامههای باند حسن روحانی و علی خامنهای است:
آرمان: تیرخلاص زنجانی بر پیکر انتخاباتی قالیباف!
«جناب آقای دکتر سلام؛ خدمت رسیدم، تشریف نداشتید. آقای دکتر من نیاز مبرم به پروانه ساختمانی خوب در پروژه ایرانزمین دارم و مبلغ کل آن 200میلیارد تومان بوده که 150 میلیارد تومان آن را نقدا به منطقه... دادهام و دو فقره چک 25 میلیارد تومانی هم داده شده بود که خواهش کردم با... و شما... ظاهرا... 35 میلیارد تومان آن را بیشتر قبول نکرده و شهرداری منطقه 2 میگوید تا تسویه کامل نشود، امکان صدور پروانه وجود ندارد. آقای دکتر... بفرمایید این مبلغ الباقی را یک چک از ما بگیرد و قبول آن را به منطقه بدهد. من 150 میلیارد تومان به منطقه، 2ساله دادم و حرفی نزدم. 80 میلیارد هم جنابعالی گرفتید و بیش از یک سال است چیزی نخواستیم. یک حرکت هم این مجموعه برای ما انجام بدهد، والا خسته شدم و آزرده از جنابعالی و دوستانتان تقاضا دارم امروز حل کنید. با وعده کار حل نمیشود. لطفاً دستور بدهید کار انجام شود». نامه بابک زنجانی به معاون مالی شهرداری دیروز در ایلنا منتشر شد و کاندیداتوری قالیباف را با ابهامات زیادی مواجه کرد.
کیهان: زاکانی: امروز کشور نیاز به یک تحول و غربال دارد
زمانی از وزیر کنونی دولت میپرسند شما چرا اینقدر پول و سرمایه دارید عنوان میکند، من تنها یکهزار و 500 میلیارد تومان دارم و نفر هفتم هستم و 6نفر دیگر بیشتر از بنده ثروت دارند، من پولهایم را در بانک ایران گذاشتم در صورتی که آنان در خارج از کشور سرمایهگذاری کردند و میببینیم که هزاران میلیارد تومان سرمایه ملی اقتصادی و امکانات در دست اینها است و این ثروت چگونه به وجود آمده است؟
جهانگیری رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی و معاون اول رئیسجمهور هستند و باید امسال گزارش کار دهند، برادر وی در دوره قبل صاحب بانک گردشگری شد در صورتی که مردم ما قادر به گرفتن وام نیستند و این افراد صاحب بانک میشوند.
به شرکت پتروشیمی p.C.C، هزار میلیارد تومان واگذار شد و این شرکت در سال 91، 3/7 میلیارد یورو متصدی صادرات بوده و بخشی از بدهی خود را با تأخیر ماهها و سالها به دستگاههای دولتی پرداخت کرده و 2/5 میلیارد یورو را نیز ابتدا در بازار تبدیل به ریال کرده و سپس به مجتمع پتروشیمی تحویل داده در صورتی که این امر خلاف قرارداد مجتمع پتروشیمی بوده است، چرا جهانگیری به شکایت وزارت اطلاعات وقت در این 4سال رسیدگی نمیکند؟ در همین مجتمع برادر جهانگیری که صاحب بانک گردشگری است فعال هیأت مدیره است.
اخوی رئیس جمهور، برای افرادی رایزنی کرد که یکی از آنان 5هزار میلیارد تومان معوقه بانکی داشت و وی این سرمایه را جهت تولید و اشتغال از بانک دریافت کرده و به جای تولید و اشتغال، برجی در فرمانیه احداث کرده که تنها یک واحد آن را 55 میلیارد تومان فروخته بود،
روزنامههای حکومتی با درج اظهارات کاندیداهای نمایش انتخابات و بیپایه بودن وعدههای انتخاباتی آنان، ناخواسته به اعتراف نامههای طولانی از ناکارآمدی و عمق ورشکستگی نظام شدهاند:
وطن امروز: رئیسی: فساد فراجناحی شده
بعد از 39سال، وقتی نگاه به اقتصاد و معیشت مردم میکنیم وضعیت امروز در شأن ملت ایران نیست
چرا فرزندان ما بیکارند و از پدر و مادر خود خجالت میکشند؟ برخی زندگیشان با همین یارانهها میچرخد. کسانی هستند که زندگیشان در فقر مطلق است. آیا کشور منابع ندارد که اینها در فقر مطلق زندگی میکنند؟
فساد در کشور ما فراجناحی شده است؛ هرکس میآید فساد را به گردن آن یکی میاندازد
شرق:شعار ١، ٥ میلیون شغل شبیه شوخی است
معنای بیکار را نمیدانند
مثلاً این شعاری که گفتند هر کسی بیکار است ثبتنام کند، نشان میدهد اصلاً متوجه نیستند قضیه چیست. بیکار در قاموس مرکز آمار معنای خاصی دارد. نه اینکه کسی که شاغل نیست بیکار باشد؛ شاغلهای ما فقط ٣٧ درصدند، ٦٣ درصد دیگر شاغل نیستند، به آنها که نمیگویند بیکار. بیکار آنهایی هستند که دو هفته منتهی به نظرسنجی دنبال کار بوده و پیدا نکردهاند، حالا ممکن است کسی ناامید شده و دیگر دنبال کار نباشد، او را بیکار حساب نمیکنیم، او منفعل است. به آن معنا ما سهمیلیونونیم بیکار داریم. عبدی اضافه کرد: حالا اگر بگویید کسی که کار ندارد، ثبتنام کند، تمام آن ٦٣درصد ثبتنام خواهند کرد. نهفقط آنها که حدود هفت، هشت میلیون از شاغلها ثبت نشدهاند، مثل کسی که با ماشین خود دارد کار میکند، او هم میتواند ثبتنام کند، زن خانهدار نیز میتواند ثبتنام کند.
ابتکار: سرمقاله: این سنگها مفت نیست، آقای پوپولیست!
در طول یکی دو هفته اخیر ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف
بهرغم انکار و هشدارهای صریح اقتصاددانان و قانونگذاران کشور، وعدههایی به مردم میدهند که حتی روی کاغذ هم امکان عملی شدن آنها صفر مطلق است.
رئیسی و قالیباف ظاهراً در رقابت داخلی برای پیشی گرفتن از هم و تصاحب اکثریت سبد آرای اصولگرایی و سپس پیروزی در رقابت نهایی با روحانی وارد مسابقه وعده و وعید شدهاند و ظاهراً هیچکدام هم بنا ندارند کوتاه بیایند. یکی میگوید یارانهها را تا سه برابر افزایش میدهم و آن دیگری به دوبرابر کردن مبلغ یارانه خانوادهها قانع است! یکی از ادامه ساخت مسکن مهر برای خانهدار شدن تمامی ایرانیان میگوید و آن یکی برای اینکه در این رقابت کم نیاورد، پرداخت کارانه چند صدهزارتومانی به بیکاران (!) را شعار اصلی خود قرار داده است. این یکی میگوید درآمد اقتصادی کشور را ۲.۵ برابر افزایش میدهم و 5 میلیون شغل ایجاد میکنم و آن دیگری لطفش شامل حال منابع کشور شده، در سرجمع یک میلیون به مردم تخفیف داده و به ایجاد مجموعاً 4 میلیون شغل دردوره چهارساله ریاست جمهوریاش بسنده کرده است.
تحت تاثیر این شعارها و وعدههای عجیب و غریب و توخالی فضای تبلیغات انتخاباتی کشور در هفتههای اخیر بیش از هر چیز آدمی را یاد بازارهای مکاره سرگذر و جارچیهای بذله گو و طنازِ چندشنبه بازارهای شهرهای مختلف میاندازد.