مهمترین عنوان روزنامههای حکومتی به ادعاهای آخوند روحانی در خصوص حقوق شهروندی اختصاص یافته است. روزنامههای باند حسن روحانی دود و دم کردهاند و روزنامههای باند رقیب ادعاهای وی را به سخره گرفتهاند:
آرمان: روحانی: والله پیغمبر شنود نمیگذاشت، در زندگی مردم دخالت نکنید
کیهان: مدیر مسئول کیهان در دانشگاه تبریز: دولت به جای جشن حقوق شهروندی باید مراسم ختم میگرفت!
کیهان: حذف یارانهها و افزایش قیمت بنزین پیشپرداخت حقوق شهروندی!... لایحه بودجه سال 97و گران کردن حاملهای انرژی و خیز برای حذف یارانه 34میلیون نفر و نیمی از یارانه نان و گندم، نشان میدهد نه تنها خبری از آن وعدههای دهان پرکن خبری نیست، بلکه رکود و کسری بودجه شدت گرفته و دولت میخواهد عمده این کسری را از جیب مردم حساب کند.
حتی اگر تورم اعمالی بنزین 50درصد باشد! لبخند بزنید: یارانههای حقوق شهروندی یکی پس از دیگری به حساب شما واریز میشود!... رئیس قوه قضاییه گفته بود که ما حرفی نداریم که هم در قوه قضاییه و هم در نهاد ریاستجمهوری معلوم شود که این تجهیزات بسیار فنی مربوط به امنیتی را بدون اطلاع نیروهای امنیتی به داخل ریاستجمهوری بردند، با اجازه که بوده است؟ به چه وجهی بوده است؟ پولش از کجا آمده است؟
در عنوانهای روزنامههای هر دو باند حاکم از شلیک موشک به پایتخت عربستان تحت نام حوثیها استقبال شده است:
ابتکار: لرزه در کاخ ملک سلمان
آرمان: روحانی: والله پیغمبر شنود نمیگذاشت، در زندگی مردم دخالت نکنید
کیهان: مدیر مسئول کیهان در دانشگاه تبریز: دولت به جای جشن حقوق شهروندی باید مراسم ختم میگرفت!
کیهان: حذف یارانهها و افزایش قیمت بنزین پیشپرداخت حقوق شهروندی!... لایحه بودجه سال 97و گران کردن حاملهای انرژی و خیز برای حذف یارانه 34میلیون نفر و نیمی از یارانه نان و گندم، نشان میدهد نه تنها خبری از آن وعدههای دهان پرکن خبری نیست، بلکه رکود و کسری بودجه شدت گرفته و دولت میخواهد عمده این کسری را از جیب مردم حساب کند.
حتی اگر تورم اعمالی بنزین 50درصد باشد! لبخند بزنید: یارانههای حقوق شهروندی یکی پس از دیگری به حساب شما واریز میشود!... رئیس قوه قضاییه گفته بود که ما حرفی نداریم که هم در قوه قضاییه و هم در نهاد ریاستجمهوری معلوم شود که این تجهیزات بسیار فنی مربوط به امنیتی را بدون اطلاع نیروهای امنیتی به داخل ریاستجمهوری بردند، با اجازه که بوده است؟ به چه وجهی بوده است؟ پولش از کجا آمده است؟
در عنوانهای روزنامههای هر دو باند حاکم از شلیک موشک به پایتخت عربستان تحت نام حوثیها استقبال شده است:
ابتکار: لرزه در کاخ ملک سلمان
اطلاعات: حمله موشکی ارتش یمن به کاخ پادشاهی ریاض
کیهان: شلیک موشک انصارالله به کاخ پادشاه آل سعود در ریاض
جوان:موشک یمنی در قلب ریاض
اذعان به ناکارآمدی در نظام و بحران اقتصادی مضمون برخی از سایر عنوانهای روزنامه حکومتی در روز چهارشنبه است:
آرمان: جهانگیری: کشور از ناکارآمدی مدیریت رنج میبرد
آفتاب یزد: ایران خودرو باز هم گران کرد
روزنامههای حکومتی خبر جلسه روز گذشته شورای امنیت سازمان ملل در مورد موشکی رژیم و خبر محکومیت رژیم در مجمع عمومی سازمان ملل را مسکوت گذاشتهاند. فقط یک روزنامه همسو با حسن روحانی در حالی که رژیم و مزدوران منطقهییاش را جهان اسلام نامیده ضمن ابراز نگرانی از تحولات، وظایف وزارتخارجه رژیم را در این شرایط یادآور شده و افزوده است:
جمهوری اسلامی: آمریکای ترامپ، این روزها مرتکب اقدامات خلاف مقررات بینالمللی و صلح جهانی میشود. این اقدامات، عمدتاً متوجه ایران و جهان اسلام است.
اعلام راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا... بر کشورهای ایران، کره شمالی، روسیه و چین تمرکز کرده، طرفه اینکه ترامپ در ادامه این سند، بار دیگر ایران را «اصلیترین حامی تروریسم دولتی» دانسته و آن را به بهرهگیری از بیثباتی خاورمیانه برای بسط نفوذ خود و اقدام به حمله سایبری علیه منافع آمریکا متهم کرده است.
روزنامه ارگان ولیفقیه ارتجاع به شقه درونی نظام بر سر سیاستهای منطقهیی و جهانی اذعان کرده است:
کیهان: آیا ما میتوانیم با مذاکره و گفتگو چنین حس و حالی را از سران مثلث واشینگتن، تلآویو و ریاض بگیریم و با آنان به نگاهی نزدیک که سایه اقدامات و اظهارات تهدیدآمیز را از سر منطقه رفع کند، برسیم. بعضیها با سادهسازی صورت مسأله میگویند اگر ما ادبیات خود را از وجه تند و قهرآمیز به ادبیات آرام و احترامآمیز اصلاح کنیم و یا اگر به رفت و آمدهای دیپلوماتیک خود بیفزاییم و در حوزه دیپلوماسی سخن گفتن و مراوده بر اساس هنجارهای مشترک بینالمللی را مد نظر قرار دهیم، میتوانیم شرایط بین خود را دگرگون کرده و به وضعی آرامتر دست پیدا کنیم. بعضی هم معتقدند سطحی از تنزل ایران در پروندههای منطقهیی و سپردن بعضی از امور سیاسی و امنیتی منطقه به آمریکا یا عربستان شرایط بین ما و آنان را دگرگون میکند. اما واقعیت چیست؟
سرانجام این مناقشه داغ وجودی به کجا خواهد انجامید؟ بعضی میگویند همه حرفهای شما را درباره ذاتی بودن تعارض آمریکا علیه ایران و تلاش آمریکا برای براندازی حکومت ایران را قبول داریم اما از آنجا که روند کنونی به رویارویی گرم نظامی بین ایران و این مثلث منجر میشود بنابراین باید فتیله مخالفت با آمریکا، اسراییل و عربستان را پایین بکشیم و امنیت مرز و درون جغرافیای خود را ترجیح دهیم. در این نظریه ما به جای بر دوش کشیدن «پرچم قدس» میتوانیم آن را مسئولیت سازمان همکاریهای اسلامی بدانیم و خود در عداد یکی از اعضای آن کاری را انجام دهیم که دیگران انجام میدهند... رهبر معظم انقلاب و نهادهایی مثل سپاه پاسداران چنین کادری را برنمیتابند و این به حاشیه رفتن سیاستهای مبتنی بر تسلیم منجر میشود و از سوی دیگر کنار کشیدن ما از مسئولیتی که دستکم چهل سال بر آن تأکید کردهایم، نشانه واضحی از ضعف ما خواهد بود
در روزنامههای هر دو باند ابراز نگرانی از سرآمدن دوران مماشات با رژیم موضوع مطالب متنوعی شده است:
جهان صنعت:از منظر تبارگرایی، راهبرد امنیتی جدید آمریکا چرخشی در برابر راهبرد امنیتی دو دهه گذشته این کشور است و در طبیعیترین شرایط تلاش میکند عامدانه و هدفمند برای پاککردن میراث اوباما در کاهش تنش در سطح جهانی گام بردارد. به این ترتیب و با تحول و تغییری که در راهبرد امنیتی آمریکای عصر ترامپ به وجود آمده است میتوان گفت که الگوهای متقارن و نئولیبرال عصر اوباما جای خود را به الگوی رئالیسم تهاجمی و یکجانبهگرایی فزاینده عصر ترامپ میدهد.
بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا به ایران اختصاص یافته است. ایران در این راهبرد جدید امنیتی آمریکا همچون گذشته و موازی با سیاستهای کینهتوزانه آمریکا، در کنار کره شمالی در زمره حکومتهایی یاغی قرار گرفته است... آمریکا از طریق اعمال تحریمهای یکجانبه و اتخاذ رفتارهای ایذایی در قبال برجام یا همان مواضع ضدبرجامی به رفتارهای تقابلی خود در مقابل ایران ادامه خواهد داد.
نمایش اخیر نیکی هیلی در سازمان ملل بابت اقدامات بیثباتکننده ایران در خاورمیانه و جهان را میتوان بهعنوان نمادی از تهدیدات هشداردهندهای دانست که بهگونهیی اجتنابناپذیر سیاستهای آمریکا در برخورد با ایران را به نمایش میگذارد.
حتی آنان تلاش میکنند نشان دهند ایران با رفتارهای ثباتزدایی که در قالب برنامه موشکی انجام میدهد، تمایلی به پذیرش مفاد برجام نداشته و بخشی از نشانههای ماهیتی و متنی برجام را نادیده گرفته است.
وطن امروز: چه کرد موگرینی با ما!
در راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا به ادعای مسئول سیاست خارجی اروپا درباره مرتبط بودن برجام با سیاستهای منطقهیی ایران استناد شده است
نکته بسیار مهم درباره این راهبرد، بخشهایی است که یکسان بودن یا به عبارتی همزبانی آمریکا و اروپا علیه ایران حتی در موضوع برجام را نشان میدهد. ب
در بخشی از راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا که مربوط به برجام و ادعای نقض مفاد آن از سوی ایران است، دونالد ترامپ مدعی شده است برجام بهصورت مستقیم به سیاستهای منطقهیی ایران متصل شده و به عبارتی برجام متضمن تغییر سیاستهای منطقهیی ایران است. او سپس استدلال کرده چون سیاستهای منطقهیی ایران تغییر نکرده، بنابراین برجام نقض شده است. در این سند ترامپ از ایران یاد کرده و ضمن «اصلیترین حامی تروریسم دولتی» خواندن کشورمان، ایران را به بهرهگیری از بیثباتی خاورمیانه برای بسط نفوذ خود و اقدام به حمله سایبری علیه منافع آمریکا متهم کرده است.
آمریکا اصرار دارد در مقدمه برجام، پیشبینی شده که انعقاد توافق هستهیی به ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه کمک میکند و از آنجا که صلح و ثبات هنوز هم گمگشته بزرگ این منطقه است، پس «روح برجام نقض شده است».
اظهارات ترامپ البته هفته گذشته توسط فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی تأیید شد و او گفت در بخشی از مقدمه برجام چنین متنی وجود دارد. موگرینی در بخشی از سخنرانی خود در پارلمان اتحادیه اروپایی، مطلبی را بیان کرد که در واقع منظور او از طرح این موضوع، تأیید ایرادات ترامپ به برجام و ارتباط دادن برجام با تحولات منطقهیی بود
در سندی که رئیسجمهور آمریکا بهعنوان راهبرد جدید امنیت ملی کشورش منتشر و آن را برای اجرا ابلاغ کرده، ایران بهعنوان یک دشمن جدی برای ایالات متحده عنوان شده است. در بندهای ابتدایی این راهبرد، ترامپ از بازسازی روابط دوستانه با کشورهای خاورمیانه بهعنوان اهرمی مؤثردر ایجاد حرکت جمعی علیه ایران یاد کرده؛
اعتماد: وزیرخارجه فرانسه بار دیگر از آزمایشهای موشکی ایران انتقاد کرد- اتحاد با واشینگتن حتی در وضع تحریم علیه تهران
فرانسه همچنان سیاست کجدار و مریز را با ایران پیش میبرد. از یک سو خواهان حفظ توافق هستهیی با تهران است و وزیر خارجه و رئیسجمهور این کشور از برنامههای خود برای سفر به تهران در آینده نزدیک خبر میدهند و از سوی دیگر مقامهای این کشور در گفتگو یا دیدار با مقامهای آمریکایی از اتحاد پاریس – واشینگتن علیه فعالیتهای منطقهیی و آزمایشهای موشکی ایران سخن میگویند. «ژان ایو لودریان» وزیر خارجه فرانسه در دیدار با رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده اعلام کرد که فرانسه و آمریکا مصمم هستند که فشار بر ایران را بهدلیل برنامههای موشک بالستیک این کشور افزایش دهند و البته یکی از این راهکارها هم میتواند وضع تحریمها علیه تهران باشد.
در روزنامههای باند علی خامنهای ابراز نگرانی از تحولات اخیر علیه رژیم همراه با حملات باندی شده است:
رسالت: حمله ترامپ به برجام دفاع دولت از ترامپ!
دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در مراسم رونمایی از راهبرد جدید امنیت ملی این کشور، از برجام بهعنوان توافقی فاجعهبار و ضعیف یاد کرد و بار دیگر اتهامات واهی خود را علیه کشورمان تأکید کرد.
ترمپ در این سخنرانی با انتقاد از سیاستهای دولت قبل گفت: «آنها از تهدید هستهیی کره شمالی غافل ماندند و با ایران به توافقی ضعیف، فاجعهبار و به نحو غیرقابل درک بد دست پیدا کردند
آقای روحانی با اشاره به اینکه 2سال از برجام گذشته و در این مدت چندین بار آمریکاییها خواستند تا برجام را از بین ببرند، تأکید کرد: تا امروز نتوانستهاند کاری از پیش ببرند و به اعتقاد من تا آخر هم نخواهند توانست. اگر هم کسی با برجام مخالف است به ترامپ دل نبندد کاری برایتان نمیکند! برجام میماند و ما راه را ادامه میدهیم.
انتظار میرفت آقای رئیسجمهور به جای تاختن دوباره به منتقدان برجام و گره زدن آنها به ترامپ و کاخ سفید، پاسخ اظهارات وقیحانه رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در تقابل با کشورمان را میداد.
یک قرینه یابی ساده از اظهارات آقای رئیسجمهور نشان میدهد که ایشان تصور میکند ترامپ مخالفتی عملی با توافق هستهیی نداشته و اقدام به نقض برجام نخواهد کرد. در این خصوص بهتر است ریاست محترم جمهور پاسخ دهند که اگر اقدامات اوباما و ترامپ در طی دو سال گذشته مصداق عینی و عملی نقض برجام نبوده، پس چه بوده
دولت فعلی و سابق ایالات متحده آمریکا مدتهاست برجام را نقض کرده و عملاً از توافق هستهیی عبور کردهاند، هر چند که ریاست محترم جمهوری اصرار دارد چشمان خود را روی این حقیقت ببندد.
روزنامه ارگان ولیفقیه ارتجاع ضمن نگرانی از تحولات جهانی علیه رژیم از تهاجم اخیر مقاومت ایران علیه رژیم بار دیگر سوز و گداز کرده است:
کیهان: لودریان که قرار است اوایل ژانویه سال آینده میلادی به ایران سفر کند، در اظهارنظری زیادهخواهانه گفت که نگرانیهای پاریس را به اطلاع ایران خواهد رساند.
وزیر خارجه فرانسه مدعی شد: ما کاملاً مصمم هستیم تا بسیار بهشدت به ایران اعمال فشار کنیم تا توسعه قابلیت بسیار چشمگیر بالستیک خود را متوقف کند.
در روزهای گذشته دولت پاریس در اقدامی که نشان از سیاستهای دوگانه فرانسه دارد؛ مجوز برگزاری نشست (مجاهدین) را در این کشور صادر کرد.
پیش از این «فرانسوا سنمو» سفیر فرانسه در تهران در مصاحبه با یک روزنامه زنجیرهیی در اظهارنظری گستاخانه گفته بود: «سازمان مجاهدین هرسال، در حومه پاریس، گردهمایی دارد و قوانین فرانسه مدافع حق آزادی تظاهرات و بیان است و مادامیکه در این گردهمایی، عملی غیرقانونی یا خلاف نظم عمومی اتفاق نیفتاده، مقامات فرانسوی اجازه ممنوعکردن آن را ندارند... این گروه هیچ ربطی به فرانسه ندارد و ما بر گسترش روابط خود با ایران در چارچوب برجام تأکید داریم. این مسأله موضوعی جدا از روابط دوجانبه است و در فرانسه به آقای ظریف متذکر شدیم».
نکته قابل تأمل اینجاست که تسهیل شرایط برگزاری نشست (مجاهدین) از سوی کشوری انجام شده است که این روزها علاقه بسیاری به خودنمایی در صحنه تحولات غرب آسیا دارد و «امانوئل ماکرون» رئیسجمهور جوانش را بهعنوان کلیددار حل همه مشکلات منطقه جا میزند!
بهرغم ادعای برخی دولتمردان و روزنامههای زنجیرهیی مدعی اصلاحات مبنی بر ایجاد شکاف میان اروپا و آمریکا به واسطه برجام، بررسی رفتار کشورهای اروپایی در قبال نقض عهد آمریکا در برجام و تلاش دولتمردان این کشورها برای افزایش فشارها بر روی ایران در زمینههای دیگر، خبر از همنوایی آنها با آمریکا میدهد.
در روزنامههای باند ولیفقیه شکاف در رأس حاکمیت و برملا شدن چپاولهای و جنایتهای قوه قضاییه وابسته رژیم، وضعیت دوسرباخت برای قضاییه آخوندی توصیف شده است:
جوان : کنشهای اجتماعی- میدانی با دستگاه قضا و واکنش دستگاه قضا نسبت به آن بهصورت طبیعی سرمایهیی برای قوه قضاییه تولید نمیکند.
بنابراین مواجهه اجتماعی با دستگاه قضا برای اهل شیطنت- چون درگیر شدن با قوه قهریه است- هم جذاب است، هم واجد هارمونی دیگران. قوه قضاییه در مقابل هجمههایی که افراد نقطه عزیمت آن را متن اجتماع قرار میدهند با دو روش بنبستگونه مواجه است. اگر در فضای رسانهیی پاسخ گوید یا مقابله به مثل کند با این نقد مواجه میشود که «آقا شما قاضی هستید این چه مدل پاسخ دادن است؟ اگر تخلف صورت گرفته باید بررسی قضایی نمایند» و... اگر آنچه میشنوند را با ادبیات حقوقی- قضایی معنادهی کنند و پاسخ را از طریق پرونده قضایی بدهند، خواهند گفت: «قوهقضاییه ظرفیت نقدپذیری را ندارد و هر کس سخنی بگوید سریعاً برایش تشکیل پرونده میدهند». بنابراین پاسخ به مبارزه رسانهیی- میدانی از سوی دستگاه قضا به هر دو روش برای او باخت محسوب میشود.
آنچه حتمی و قطعی است اینکه در دستگاه قضا همیشه فساد بوده است، برخی قضات، وکلا و کارچاقکنها سه رکن فسادزا در دستگاه قضا هستند. حال باید پرسید آیا حمله به شخص رئیس قوه قضاییه یا شخصی کردن مسأله - و حتی حذف رئیس قوه قضاییه – بهمعنی پایان فساد در این دستگاه است؟ قطعاً خیر.
قوهقضاییه با دو اتهام درونی و بیرونی دست و پنجه نرم کرده است؛ فساد در درون و عدم برخورد با دانه درشتها در بیرون. منظور از دانه درشتها کسانی هستند که در درون پوسته سیاست به مزیتهای نسبی میرسند.
اما هیچ موقع قوهقضاییه نتوانست با اطلاعات و ارقام روند و شیب جهتگیریها مبارزه خود را برجسته نماید.
آگاهی هجمهکنندگان از اینکه قوه قضاییه نمیتواند - و نباید – در پاسخهای عمومی سند منتشر کند، جسارت هماوردخواهان را دو چندان کرده است و جادهیی یک طرفه را به نمایش میگذارد.
اذعان به وضعیت رها شده زلزلهزدگان در دعوای باندی موضوع روزنامههای باند رقیب دولت است:
وطن امروز: مستأجران بروند... !
نامهای در فضای مجازی منتشر میشود: «احتراما به استحضار میرساند با توجه بهدرخواست خانم... .. با کد ملی... .. مستاجر بوده امکان تحویل کانکس طبق ضوابط امکانپذیر نمیباشد.»
متن خیلی ساده و صریح است. خانمی زلزلهزده در کرمانشاه درخواست کرده به او کانکسی اختصاص داده شود جهت اسکان. جواب گرفته است «طبق ضوابط امکان تحویل کانکس به مستاجر وجود ندارد».
محتوای متن عجیب است. نگارشش هم ایراد دارد. از دوستانت که بیشتر کرمانشاه بودهاند میپرسی. محتوای نامه را تأیید میکنند. از مالکانی میگویند که 3میلیون از مستاجر میگرفتهاند و برایش درخواست کانکس میدادهاند. پس صحت دارد ولی همین متن صریح و ساده چیزهای دیگری هم میگوید.
چه کسی این ضوابط را نوشته است؟ کدام قلمی مقرر داشته «در شرایط پس از زلزله، مالکان در اولویت دریافت کانکس قرار دارند» ؟ آن که چنین مکتوب کرده، خود شبی زمستانی در چادر خوابیدن را تجربه کرده است؟. این نگاه در میان مسئولان و مدیران که چنین ضوابط و چنین مکتوباتی را پدید میآورد، صدها برابر زلزله کرمانشاه مخربتر است.
جوان:موشک یمنی در قلب ریاض
اذعان به ناکارآمدی در نظام و بحران اقتصادی مضمون برخی از سایر عنوانهای روزنامه حکومتی در روز چهارشنبه است:
آرمان: جهانگیری: کشور از ناکارآمدی مدیریت رنج میبرد
آفتاب یزد: ایران خودرو باز هم گران کرد
روزنامههای حکومتی خبر جلسه روز گذشته شورای امنیت سازمان ملل در مورد موشکی رژیم و خبر محکومیت رژیم در مجمع عمومی سازمان ملل را مسکوت گذاشتهاند. فقط یک روزنامه همسو با حسن روحانی در حالی که رژیم و مزدوران منطقهییاش را جهان اسلام نامیده ضمن ابراز نگرانی از تحولات، وظایف وزارتخارجه رژیم را در این شرایط یادآور شده و افزوده است:
جمهوری اسلامی: آمریکای ترامپ، این روزها مرتکب اقدامات خلاف مقررات بینالمللی و صلح جهانی میشود. این اقدامات، عمدتاً متوجه ایران و جهان اسلام است.
اعلام راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا... بر کشورهای ایران، کره شمالی، روسیه و چین تمرکز کرده، طرفه اینکه ترامپ در ادامه این سند، بار دیگر ایران را «اصلیترین حامی تروریسم دولتی» دانسته و آن را به بهرهگیری از بیثباتی خاورمیانه برای بسط نفوذ خود و اقدام به حمله سایبری علیه منافع آمریکا متهم کرده است.
روزنامه ارگان ولیفقیه ارتجاع به شقه درونی نظام بر سر سیاستهای منطقهیی و جهانی اذعان کرده است:
کیهان: آیا ما میتوانیم با مذاکره و گفتگو چنین حس و حالی را از سران مثلث واشینگتن، تلآویو و ریاض بگیریم و با آنان به نگاهی نزدیک که سایه اقدامات و اظهارات تهدیدآمیز را از سر منطقه رفع کند، برسیم. بعضیها با سادهسازی صورت مسأله میگویند اگر ما ادبیات خود را از وجه تند و قهرآمیز به ادبیات آرام و احترامآمیز اصلاح کنیم و یا اگر به رفت و آمدهای دیپلوماتیک خود بیفزاییم و در حوزه دیپلوماسی سخن گفتن و مراوده بر اساس هنجارهای مشترک بینالمللی را مد نظر قرار دهیم، میتوانیم شرایط بین خود را دگرگون کرده و به وضعی آرامتر دست پیدا کنیم. بعضی هم معتقدند سطحی از تنزل ایران در پروندههای منطقهیی و سپردن بعضی از امور سیاسی و امنیتی منطقه به آمریکا یا عربستان شرایط بین ما و آنان را دگرگون میکند. اما واقعیت چیست؟
سرانجام این مناقشه داغ وجودی به کجا خواهد انجامید؟ بعضی میگویند همه حرفهای شما را درباره ذاتی بودن تعارض آمریکا علیه ایران و تلاش آمریکا برای براندازی حکومت ایران را قبول داریم اما از آنجا که روند کنونی به رویارویی گرم نظامی بین ایران و این مثلث منجر میشود بنابراین باید فتیله مخالفت با آمریکا، اسراییل و عربستان را پایین بکشیم و امنیت مرز و درون جغرافیای خود را ترجیح دهیم. در این نظریه ما به جای بر دوش کشیدن «پرچم قدس» میتوانیم آن را مسئولیت سازمان همکاریهای اسلامی بدانیم و خود در عداد یکی از اعضای آن کاری را انجام دهیم که دیگران انجام میدهند... رهبر معظم انقلاب و نهادهایی مثل سپاه پاسداران چنین کادری را برنمیتابند و این به حاشیه رفتن سیاستهای مبتنی بر تسلیم منجر میشود و از سوی دیگر کنار کشیدن ما از مسئولیتی که دستکم چهل سال بر آن تأکید کردهایم، نشانه واضحی از ضعف ما خواهد بود
در روزنامههای هر دو باند ابراز نگرانی از سرآمدن دوران مماشات با رژیم موضوع مطالب متنوعی شده است:
جهان صنعت:از منظر تبارگرایی، راهبرد امنیتی جدید آمریکا چرخشی در برابر راهبرد امنیتی دو دهه گذشته این کشور است و در طبیعیترین شرایط تلاش میکند عامدانه و هدفمند برای پاککردن میراث اوباما در کاهش تنش در سطح جهانی گام بردارد. به این ترتیب و با تحول و تغییری که در راهبرد امنیتی آمریکای عصر ترامپ به وجود آمده است میتوان گفت که الگوهای متقارن و نئولیبرال عصر اوباما جای خود را به الگوی رئالیسم تهاجمی و یکجانبهگرایی فزاینده عصر ترامپ میدهد.
بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا به ایران اختصاص یافته است. ایران در این راهبرد جدید امنیتی آمریکا همچون گذشته و موازی با سیاستهای کینهتوزانه آمریکا، در کنار کره شمالی در زمره حکومتهایی یاغی قرار گرفته است... آمریکا از طریق اعمال تحریمهای یکجانبه و اتخاذ رفتارهای ایذایی در قبال برجام یا همان مواضع ضدبرجامی به رفتارهای تقابلی خود در مقابل ایران ادامه خواهد داد.
نمایش اخیر نیکی هیلی در سازمان ملل بابت اقدامات بیثباتکننده ایران در خاورمیانه و جهان را میتوان بهعنوان نمادی از تهدیدات هشداردهندهای دانست که بهگونهیی اجتنابناپذیر سیاستهای آمریکا در برخورد با ایران را به نمایش میگذارد.
حتی آنان تلاش میکنند نشان دهند ایران با رفتارهای ثباتزدایی که در قالب برنامه موشکی انجام میدهد، تمایلی به پذیرش مفاد برجام نداشته و بخشی از نشانههای ماهیتی و متنی برجام را نادیده گرفته است.
وطن امروز: چه کرد موگرینی با ما!
در راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا به ادعای مسئول سیاست خارجی اروپا درباره مرتبط بودن برجام با سیاستهای منطقهیی ایران استناد شده است
نکته بسیار مهم درباره این راهبرد، بخشهایی است که یکسان بودن یا به عبارتی همزبانی آمریکا و اروپا علیه ایران حتی در موضوع برجام را نشان میدهد. ب
در بخشی از راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا که مربوط به برجام و ادعای نقض مفاد آن از سوی ایران است، دونالد ترامپ مدعی شده است برجام بهصورت مستقیم به سیاستهای منطقهیی ایران متصل شده و به عبارتی برجام متضمن تغییر سیاستهای منطقهیی ایران است. او سپس استدلال کرده چون سیاستهای منطقهیی ایران تغییر نکرده، بنابراین برجام نقض شده است. در این سند ترامپ از ایران یاد کرده و ضمن «اصلیترین حامی تروریسم دولتی» خواندن کشورمان، ایران را به بهرهگیری از بیثباتی خاورمیانه برای بسط نفوذ خود و اقدام به حمله سایبری علیه منافع آمریکا متهم کرده است.
آمریکا اصرار دارد در مقدمه برجام، پیشبینی شده که انعقاد توافق هستهیی به ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه کمک میکند و از آنجا که صلح و ثبات هنوز هم گمگشته بزرگ این منطقه است، پس «روح برجام نقض شده است».
اظهارات ترامپ البته هفته گذشته توسط فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی تأیید شد و او گفت در بخشی از مقدمه برجام چنین متنی وجود دارد. موگرینی در بخشی از سخنرانی خود در پارلمان اتحادیه اروپایی، مطلبی را بیان کرد که در واقع منظور او از طرح این موضوع، تأیید ایرادات ترامپ به برجام و ارتباط دادن برجام با تحولات منطقهیی بود
در سندی که رئیسجمهور آمریکا بهعنوان راهبرد جدید امنیت ملی کشورش منتشر و آن را برای اجرا ابلاغ کرده، ایران بهعنوان یک دشمن جدی برای ایالات متحده عنوان شده است. در بندهای ابتدایی این راهبرد، ترامپ از بازسازی روابط دوستانه با کشورهای خاورمیانه بهعنوان اهرمی مؤثردر ایجاد حرکت جمعی علیه ایران یاد کرده؛
اعتماد: وزیرخارجه فرانسه بار دیگر از آزمایشهای موشکی ایران انتقاد کرد- اتحاد با واشینگتن حتی در وضع تحریم علیه تهران
فرانسه همچنان سیاست کجدار و مریز را با ایران پیش میبرد. از یک سو خواهان حفظ توافق هستهیی با تهران است و وزیر خارجه و رئیسجمهور این کشور از برنامههای خود برای سفر به تهران در آینده نزدیک خبر میدهند و از سوی دیگر مقامهای این کشور در گفتگو یا دیدار با مقامهای آمریکایی از اتحاد پاریس – واشینگتن علیه فعالیتهای منطقهیی و آزمایشهای موشکی ایران سخن میگویند. «ژان ایو لودریان» وزیر خارجه فرانسه در دیدار با رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده اعلام کرد که فرانسه و آمریکا مصمم هستند که فشار بر ایران را بهدلیل برنامههای موشک بالستیک این کشور افزایش دهند و البته یکی از این راهکارها هم میتواند وضع تحریمها علیه تهران باشد.
در روزنامههای باند علی خامنهای ابراز نگرانی از تحولات اخیر علیه رژیم همراه با حملات باندی شده است:
رسالت: حمله ترامپ به برجام دفاع دولت از ترامپ!
دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در مراسم رونمایی از راهبرد جدید امنیت ملی این کشور، از برجام بهعنوان توافقی فاجعهبار و ضعیف یاد کرد و بار دیگر اتهامات واهی خود را علیه کشورمان تأکید کرد.
ترمپ در این سخنرانی با انتقاد از سیاستهای دولت قبل گفت: «آنها از تهدید هستهیی کره شمالی غافل ماندند و با ایران به توافقی ضعیف، فاجعهبار و به نحو غیرقابل درک بد دست پیدا کردند
آقای روحانی با اشاره به اینکه 2سال از برجام گذشته و در این مدت چندین بار آمریکاییها خواستند تا برجام را از بین ببرند، تأکید کرد: تا امروز نتوانستهاند کاری از پیش ببرند و به اعتقاد من تا آخر هم نخواهند توانست. اگر هم کسی با برجام مخالف است به ترامپ دل نبندد کاری برایتان نمیکند! برجام میماند و ما راه را ادامه میدهیم.
انتظار میرفت آقای رئیسجمهور به جای تاختن دوباره به منتقدان برجام و گره زدن آنها به ترامپ و کاخ سفید، پاسخ اظهارات وقیحانه رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در تقابل با کشورمان را میداد.
یک قرینه یابی ساده از اظهارات آقای رئیسجمهور نشان میدهد که ایشان تصور میکند ترامپ مخالفتی عملی با توافق هستهیی نداشته و اقدام به نقض برجام نخواهد کرد. در این خصوص بهتر است ریاست محترم جمهور پاسخ دهند که اگر اقدامات اوباما و ترامپ در طی دو سال گذشته مصداق عینی و عملی نقض برجام نبوده، پس چه بوده
دولت فعلی و سابق ایالات متحده آمریکا مدتهاست برجام را نقض کرده و عملاً از توافق هستهیی عبور کردهاند، هر چند که ریاست محترم جمهوری اصرار دارد چشمان خود را روی این حقیقت ببندد.
روزنامه ارگان ولیفقیه ارتجاع ضمن نگرانی از تحولات جهانی علیه رژیم از تهاجم اخیر مقاومت ایران علیه رژیم بار دیگر سوز و گداز کرده است:
کیهان: لودریان که قرار است اوایل ژانویه سال آینده میلادی به ایران سفر کند، در اظهارنظری زیادهخواهانه گفت که نگرانیهای پاریس را به اطلاع ایران خواهد رساند.
وزیر خارجه فرانسه مدعی شد: ما کاملاً مصمم هستیم تا بسیار بهشدت به ایران اعمال فشار کنیم تا توسعه قابلیت بسیار چشمگیر بالستیک خود را متوقف کند.
در روزهای گذشته دولت پاریس در اقدامی که نشان از سیاستهای دوگانه فرانسه دارد؛ مجوز برگزاری نشست (مجاهدین) را در این کشور صادر کرد.
پیش از این «فرانسوا سنمو» سفیر فرانسه در تهران در مصاحبه با یک روزنامه زنجیرهیی در اظهارنظری گستاخانه گفته بود: «سازمان مجاهدین هرسال، در حومه پاریس، گردهمایی دارد و قوانین فرانسه مدافع حق آزادی تظاهرات و بیان است و مادامیکه در این گردهمایی، عملی غیرقانونی یا خلاف نظم عمومی اتفاق نیفتاده، مقامات فرانسوی اجازه ممنوعکردن آن را ندارند... این گروه هیچ ربطی به فرانسه ندارد و ما بر گسترش روابط خود با ایران در چارچوب برجام تأکید داریم. این مسأله موضوعی جدا از روابط دوجانبه است و در فرانسه به آقای ظریف متذکر شدیم».
نکته قابل تأمل اینجاست که تسهیل شرایط برگزاری نشست (مجاهدین) از سوی کشوری انجام شده است که این روزها علاقه بسیاری به خودنمایی در صحنه تحولات غرب آسیا دارد و «امانوئل ماکرون» رئیسجمهور جوانش را بهعنوان کلیددار حل همه مشکلات منطقه جا میزند!
بهرغم ادعای برخی دولتمردان و روزنامههای زنجیرهیی مدعی اصلاحات مبنی بر ایجاد شکاف میان اروپا و آمریکا به واسطه برجام، بررسی رفتار کشورهای اروپایی در قبال نقض عهد آمریکا در برجام و تلاش دولتمردان این کشورها برای افزایش فشارها بر روی ایران در زمینههای دیگر، خبر از همنوایی آنها با آمریکا میدهد.
در روزنامههای باند ولیفقیه شکاف در رأس حاکمیت و برملا شدن چپاولهای و جنایتهای قوه قضاییه وابسته رژیم، وضعیت دوسرباخت برای قضاییه آخوندی توصیف شده است:
جوان : کنشهای اجتماعی- میدانی با دستگاه قضا و واکنش دستگاه قضا نسبت به آن بهصورت طبیعی سرمایهیی برای قوه قضاییه تولید نمیکند.
بنابراین مواجهه اجتماعی با دستگاه قضا برای اهل شیطنت- چون درگیر شدن با قوه قهریه است- هم جذاب است، هم واجد هارمونی دیگران. قوه قضاییه در مقابل هجمههایی که افراد نقطه عزیمت آن را متن اجتماع قرار میدهند با دو روش بنبستگونه مواجه است. اگر در فضای رسانهیی پاسخ گوید یا مقابله به مثل کند با این نقد مواجه میشود که «آقا شما قاضی هستید این چه مدل پاسخ دادن است؟ اگر تخلف صورت گرفته باید بررسی قضایی نمایند» و... اگر آنچه میشنوند را با ادبیات حقوقی- قضایی معنادهی کنند و پاسخ را از طریق پرونده قضایی بدهند، خواهند گفت: «قوهقضاییه ظرفیت نقدپذیری را ندارد و هر کس سخنی بگوید سریعاً برایش تشکیل پرونده میدهند». بنابراین پاسخ به مبارزه رسانهیی- میدانی از سوی دستگاه قضا به هر دو روش برای او باخت محسوب میشود.
آنچه حتمی و قطعی است اینکه در دستگاه قضا همیشه فساد بوده است، برخی قضات، وکلا و کارچاقکنها سه رکن فسادزا در دستگاه قضا هستند. حال باید پرسید آیا حمله به شخص رئیس قوه قضاییه یا شخصی کردن مسأله - و حتی حذف رئیس قوه قضاییه – بهمعنی پایان فساد در این دستگاه است؟ قطعاً خیر.
قوهقضاییه با دو اتهام درونی و بیرونی دست و پنجه نرم کرده است؛ فساد در درون و عدم برخورد با دانه درشتها در بیرون. منظور از دانه درشتها کسانی هستند که در درون پوسته سیاست به مزیتهای نسبی میرسند.
اما هیچ موقع قوهقضاییه نتوانست با اطلاعات و ارقام روند و شیب جهتگیریها مبارزه خود را برجسته نماید.
آگاهی هجمهکنندگان از اینکه قوه قضاییه نمیتواند - و نباید – در پاسخهای عمومی سند منتشر کند، جسارت هماوردخواهان را دو چندان کرده است و جادهیی یک طرفه را به نمایش میگذارد.
اذعان به وضعیت رها شده زلزلهزدگان در دعوای باندی موضوع روزنامههای باند رقیب دولت است:
وطن امروز: مستأجران بروند... !
نامهای در فضای مجازی منتشر میشود: «احتراما به استحضار میرساند با توجه بهدرخواست خانم... .. با کد ملی... .. مستاجر بوده امکان تحویل کانکس طبق ضوابط امکانپذیر نمیباشد.»
متن خیلی ساده و صریح است. خانمی زلزلهزده در کرمانشاه درخواست کرده به او کانکسی اختصاص داده شود جهت اسکان. جواب گرفته است «طبق ضوابط امکان تحویل کانکس به مستاجر وجود ندارد».
محتوای متن عجیب است. نگارشش هم ایراد دارد. از دوستانت که بیشتر کرمانشاه بودهاند میپرسی. محتوای نامه را تأیید میکنند. از مالکانی میگویند که 3میلیون از مستاجر میگرفتهاند و برایش درخواست کانکس میدادهاند. پس صحت دارد ولی همین متن صریح و ساده چیزهای دیگری هم میگوید.
چه کسی این ضوابط را نوشته است؟ کدام قلمی مقرر داشته «در شرایط پس از زلزله، مالکان در اولویت دریافت کانکس قرار دارند» ؟ آن که چنین مکتوب کرده، خود شبی زمستانی در چادر خوابیدن را تجربه کرده است؟. این نگاه در میان مسئولان و مدیران که چنین ضوابط و چنین مکتوباتی را پدید میآورد، صدها برابر زلزله کرمانشاه مخربتر است.