امروز ۱۲۰ سال از آغاز انقلاب مشروطیت در ایران میگذرد؛ انقلابی که با فداکاری زنان و مردانی پاکباز، تاریخ ایران را به دورانی جدید پیوند زد. ۱۲۰ سال است که پرچمداران آزادی، از مجاهدان صدر مشروطه و ستارخان تا پیشتازان مبارزه انقلابی با شاه خائن و از کبوتران خونینبال میلیشیا در سال ۶۰ تا نسل سربهداران ۶۷ و کانونهای شورشی امروز، در برابر دو روی یک سکه استبداد (دینی و سلطنتی)، شکنجه و اعدام شدهاند، اما سر خم نکردند، ایستادهاند و لحظهای از آرمان آزادی کوتاه نیامدهاند.
این حقیقت و پیوند تاریخی را رهبر مقاومت، در ۱۴ مرداد ۱۳۶۲، بهروشنی تبیین کرد و گفت:
«نظام ننگین سلطنتی در تاریخ معاصر از انقلاب مشروطه تاکنون پیوسته با دو مشخصهٔ “استبداد“ و “وابستگی“ در مقابل مقاومت تاریخی و نهضتهای ملی و مردمی ایران ایستاده و به آزادی و استقلال ایران مستمراً خیانت کرده است.
این نظام ضدمردمی در چهرهٔ استبداد دینی خمینی که پیآمد طبیعی و تاریخی دیکتاتوری منفور پهلوی است بهصورتی درندهتر و ضدمردمیتر به نابودی اساس استقلال و آزادی ایران برخاست».
مسعود رجوی ۴۳ سال پیش، در همین پیام و عبارت کوتاه نشان داد که خمینی و فاشیسم دینی حاکم، تمام سنتهای سرکوبگرانه را از سلطنت به ارث برده و با دجالگری مذهبی به اوج رسانده است. از اینرو، تنها راه نهایی برای دستیابی به آزادی، نفی بنیادین و توأمان این دو نظام استبداد (دینی و سلطنتی) است. نمیشود یک پا در استبداد دینی یا دیکتاتوری سلطنتی داشت و دم از آزادی و رهایی ملت زد.
خوشا سردار و سالار نامدار جنبش مشروطه، ستارخان و باقرخان، و «پیشصَفان» شهیدی چون ملکالمتکلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، که اگر چه با خنجر خیانت از پای درآمدند یا بهدست استبداد مطلقالعنان بهشهادت رسیدند، اما سنت مقاومت و پایداری را تا به آخر پاس داشتند و آن را برای آیندگان به میراث باقی گذاشتند.
مسعود رجوی در نودویکمین سال انقلاب مشروطه با تأکید بر ضرورت برداشتن گامهای عملی در نفی استبداد تصریح کرد: «دم زدن از جانفشانی و مبارزه یا سردادن شعارهای وحدت بهطور کلی، کافی نبوده و نیست. آن چه ضروری بوده و هست همانا قدم برداشتن عملی بر ضد استبداد، درهمشکستن طلسم و ماشین جنگ و سرکوب و ارائه مسیر مشخص مقاومت و محور مشخص وحدت و پرداختن بهای آن در صحنه سیاسی و نظامی است».
امروز شورای ملی مقاومت بهعنوان دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران حاصل همین راه پرفراز و نشیب ۱۲۰ ساله و گامهای عملی علیه استبداد سلطنتی و دینی است؛ جایگزینی که تضمینکنندهٔ جدایی دین از دولت و برابری زن و مرد در ایران آزاد فرداست.