اصالت را فرهنگهای لغت فارسی، مرادف «گهر داشتن، نجابت داشتن، شرافت داشتن، والاتباری، اصالت رأی بر بنیاد اندیشه» تعریف کردهاند.
اصالت را برای چه میخواهیم؟ برای تکامل فردیت متعالی و حیات اجتماعیمان. اما پیشرفت این تکامل، همواره با تضادهایی مواجه میشود که مانع تحقق آن هستند. و این آغاز نبرد انسان با جبرِ ناگزیر در مسیر تکامل فردی و اجتماعیاش است. انسان اجتماعی «اصالت» را برای داشتن تواناییِ فکری، ارادی و آرمانی و سلامت روحی و روانی در پیشبرد این نبرد نیاز دارد. از این آبشخور یا خاستگاه بوده است که نبرد ازلی میان اصالت و ابتذال، جریان یافته و هماینک در یکی از مراحل مهم سرفصلیاش در ایرانزمین استمرار دارد.
اصالت را همواره با نمادهایی چون آزادی، برابری و عدالت اجتماعی میشناسیم، ابتذال را نیز همواره با نمادهایی چون دیکتاتوری، استثمار و فاصلهی طبقاتی. بدین سبب است که انسان اجتماعیِ دارای «اصالت»، همواره مادی و حامل «نجابت، شرافت، والاتباری، داشتن گوهر و نهاد نیکو» میباشد. اینها هرگز انتزاعی و خصلتی و فردگرایانه نیستند، بلکه با حیات اجتماعی و سیاسیِ ما پیوندی ناگسستنی و مستمر دارند. اینها میزان اصالت و پیوند ما با فرهنگ و منافع ملی کشورمان را متجلی مینمایند. مثلاً بهگونهیی مادی، ملموس و محسوس، در مواجه شدن با جنگ اخیر، با این معیارها میتوان اصالت مواضع همهی طرفهای سیاسیِ مرتبط با سرنوشت ایران را شناخت. مثلاً نیروهای وابستهگرا را اگر از رشتههای وابستگیشان قطع کنند، دیگر ماندگار نخواهند بود؛ یعنی که فاقد اصالتاند.
بنابراین با این معیارها میتوان یک مبارزهی اصولی و اصیل را، از غیر آن تشخیص داد.
«اصالت» در همهی وجوه، نشانیها و نمادهای خود را دارد؛ در سیاست، در فرهنگ، در برابری، در ادبیات و در مناسبات فردی، اجتماعی، صنفی و مبارزاتی. مثلاً مطالعه و شنیدن نوشتهها و گفتارهای ۶ تن از مجاهدان لالهپوش در ۲ ماه اخیر[محمد تقوی، اکبر دانشورکار، وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علیپور و پویا قبادی] و نیز برخی نوشتههای زندانیان سیاسی، معرف اصالت در سیاست، در فرهنگ، در مناسبات فردی، اجتماعی، مبارزاتی و همهی اینها در پیوند با منافع ملی ایران هستند. این نوشتهها و گفتارها با گوهر و نهاد انسانی، با شرافت ملی و تاریخی، با ذات تعالیجوی آدمی، با والاتباریِ ارادهی انسانی در مغلوب نشدن به جباریت سلطهگر و با آرزوی دیرینهی مردم ایران پیوند دارند؛ پیوند برای رهایی از تکرار ابتذال موروثیِ دیکتاتورها.
مشاهده میشود که ماندگاریِ تاریخیِ هر نیروی سیاسی و اجتماعی، نهفقط در سیاست، بلکه در ادبیات، در شعر، در موسیقی، در فرهنگ و هنر، از کجاها نشأت میگیرند؟ از هستن و بودن در کوی «اصالت» و از دارایی و ذخیرهی آن خرج کردن، بهمعنیِ مغلوب نشدن به هیچ ابتذال اعم از دیکتاتوری، تمامیتخواهیِ سیاسی، دجالیت و عوامفریبیِ مذهبی، استثمار طبقاتی و جنسیتی. اصالت بهمعنیِ تکاپوی مستمر در مبارزه با نمادهای ابتذال و پرداخت بهای تمامعیار آن...