جامعه ایران در آستانه انفجاری بزرگ قرار دارد؛ فوران نارضایتیهای انباشتهشده، بحران معیشت و سایهٔ سنگین قیامها، ارکان ولایت موروثی را به لرزه درآورده است.
تحولات اخیر پس از آتش زیر خاکستر قیام دی، بحران روزافزن معیشت و سلسلهای از هشدارهای حکومتی نسبت به فوران خشم جامعه در قامت قیامی دیگر، نشان میدهد که سران رژیم خود را در برابر مهلکهای سخت و خطرناک میبینند.
روزنامه حکومتی سازندگی در شماره ۱۹مهر زیر تیتر «جامعه را به نقطه جوش نرسانید» مینویسد: «گسترش مقررات محدودکننده بدون ارائه دلایل روشن و قابل دفاع، تنها بر احساس نارضایتی میافزاید. نگرانی اصلی این است که چنین تصمیمهایی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به عصبانیتر شدن جامعه و نزدیک شدن آن به نقطه جوش منجر شود. تجربه اعتراضات سال ۱۴۰۱ پس از جانباختن مهسا امینی نشان داد که انباشت نارضایتی و فشارهای اجتماعی تا چه اندازه میتواند پیامدهای گستردهیی داشته باشد».
این خستگی و عصبانیت عمومی، همان بشکه باروتی است که حاکمیت دیگر توان کنترل آن را ندارد.
از سوی دیگر، پزشکیان روز دوشنبه ۲۰مهر با اذعان به بنبست همهجانبه و هراس از بحرانهای خردکننده اقتصادی تأکید کرد: «این جنگ خطرناکتر از جنگ گذشته است و پیچیدهتر است... اکنون با پیچ خطرناکی مواجهیم. جنگ الآن ما جنگی نیست که نمیدانم با تفنگ بزنند یا یک موشک بزنند ما حلش کنیم؛ هم آن را داریم و بدتر از آن، وضعیت اقتصادی که برای ما ایجاد کردند...».
این اعترافات، بنبست مرگبار، هراس سیستماتیک و درماندگی نظام را در برابر آثار اجتماعی گرانی و پایان تابآوری مردم و شرارههای سوزان قیام به نمایش میگذارد.
در این میان، اعترافات مهرههای ارشد سرکوب از گسترش نفرت و انزجار عمومی از نیروهای وحشی انتظامی، ابعاد دیگری از مخمصه مرگبار حکومت را برملا میکند. پاسدار جنایتکار رادان، سرکرده نیروی انتظامی رژیم، در یک برنامه تلویزیونی با اعتراف به تلفات سنگین نیروهای حکومتی در مواجهه با خشم شورشگران تصریح کرد: «ما فقط در سالی که تا حالا پشت سر داریم میگذاریم در این ۶ ماهه بالغ بر ۳۵۰ شهید برای امنیت مردم تقدیم کردیم».
این اعترافات، گواهی روشنی بر این واقعیت است که هیچ تهدید، سرکوب یا مانوری نمیتواند مانع پیشروی قیام و فوران خشم گرسنگان شود. جامعه ایران مدتهاست که از نقطه بازگشت عبور کرده و انباشت کینه و نفرت عمومی پس از کشتار جوانان در خیابانها و بحران روزافزون معیشت، جامعه را به «نقطهٔ جوش» رسانده است؛ نقطهای که با پیشتازی کانونها و جوانان شورشگر، سرنگونی تمامعیار استبداد دینی و ولایت موروثی را محقق خواهد کرد.