ولی فقیه ارتجاع در روز عید فطر، در دیدار با مسؤلان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، پردههایی دیگر از دجالیت و عوامفریبی را کنار زد و در همین حال، تلاش کرد خود و نظام متجاوز و جنایتکار آخوندی را قیم «دنیای اسلام» جابیندازد.
یک وجه برجسته از سخنان خامنهای، ابراز ترس و وحشت از تغییر شرایط منطقهیی و بینالمللی علیه نظام آخوندی بود. وی بازتاب این ترس و هراس را با طرح ضرورت «اتحاد دنیای اسلام» برملا نمود. ولی فقیه با امامان جمعه و دستگاه تبلیغاتی نظام سالیان سال عربدههای فتح کشورهای منطقه و رفتن به قدس از خاک آنها، سیاست جاریشان بوده و هزاران انسان ایرانی و غیر ایرانی را قربانی این مطامع تجاوزکارانه کردهاند. حالا چه شده است که خامنهای دست اتحاد به سوی «دنیای اسلام» دراز کرده و تمنای شناخت «منافع مشترک» میکند:
«اتحاد دنیای اسلام معنایش این است که منافع مشترک رو بشناسند. جمهوری اسلامی دست خود را به سمت همه دولتهای اسلامی دراز کرده. اتحاد دنیای اسلام رو حفظ کنیم.»
ولی فقیه ارتجاع هرگز بدون غرض و طمع خواستار «اتحاد» نشده است؛ نظام در تمامیتاش در آستانهی تعیین تکلیف داخلی، منطقهیی و بینالمللی قرار گرفته است؛ چرا که مکافات جنایتهای چند دهه ــ منجمله تفرقه انداختن در فلسطین، لبنان، یمن و عراق ــ اکنون به خود نظام بازگشته است. از اینرو خامنهای «اتحاد دنیای اسلام» را برای نجات نظام آخوندی از ورطهی کنونی تمنا میکند:
«در اون صورت قدرتهای متجاوز، قدرتهای ستمگر، قدرتهای زورگو نخواهند توانست به دنیای اسلام تعرض کنند.»
مشاهده میشود که خامنهای دجالانه، حسابرسی از حاکمیت آخوندی را «تعرض به دنیای اسلام» معرفی میکند و تلاش دارد کشورهای دیگرِ مسلمان را پیوست نظام آخوندی کند. [همانگونه که خامنهای و دستگاه تبلیغات آخوندی، دجالانه تحریم هستهیی و کارگزاران نظام را «تحریم مردم ایران» جلوه میدهند!]
خامنهای در قسمتی از سخنانش، به تاکتیک «آی دزد، آی دزد» متوسل شد تا بهزعم خود، ترکیب دجالیت و جنایت توسط خمینی و خود و کل نظام علیه فلسطینیها و لبنانیها را تحتالشعاع وضعیت اسفبار، مظلومانه و جانکاه مردم فلسطین و لبنان طی یکسال گذشته قرار دهد:
«امروز بخشی از دنیای اسلام بهشدت مجروح هست؛ فلسطین مجروحه، لبنان مجروحه.»
از ولی فقیه ارتجاع باید پرسید: مگر خمینیِ ملعون نبود که اولبار در سال ۱۹۸۲ بین جنبش متحد فلسطین اختلاف و شقه ایجاد کرد و نتایج حاصل از آن به دخالت ارتجاع آخوندی در ایجاد تفرقهی بیشتر و خصومت میان آنان انجامید؟ مگر خامنهای نبود که در ۸ اکتبر ۲۰۲۳ از شروع جنگ در منطقه «پشتیبانی قاطع» اعلام نمود؟ حالا که در یک باخت استراتژیک، تعادل قوای منطقهیی و بینالمللی خفت نظام را گرفته و بهجانب تعیین تکلیف سوق میدهد، ناگهان خامنهای سر از «ضد جنگ و کار نظامی» درمیآورد و باز دجالانه «دنیای اسلام» را سپر میکند:
«دنیای اسلام احتیاج به جنگ و کار نظامی هم ندارد.»
خامنهای در دیدار با سفرای کشورهای مسلمان، ناخواسته از جنایت سازماندهانهی نظام علیه معیشت و چرخهی زندگیِ روزمرهی مردم ایران پرده برداشت. وی عملاً اعتراف نمود که «ثروت طبیعیِ» ایران از مردم ایران دزدیده شده و وضعیت هولناک دلار، تورم، گرانی و خط فقر، حاصل دزدیهای حکومتی است. خامنهای گفت:
«ما مسلمانها از لحاظ ثروت طبیعی دنیا، جزو کشورهای ثروتمند دنیا هستیم.»
احتمالاً سفرای مزبور دچار این تناقض شدهاند که پس چرا ایران با اینهمه ثروتمندی، ۳۰ میلیون جمعیت زیر خط فقر دارد، سالی حداقل ۲۰۰ هزار فرار مغز و مهاجر دارد، نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت زاغهنشین و حاشیهنشین دارد، هر هفته و گاهی هر روز در خیابانهای شهرها جمعیت معترض صنفی و دادخواه پول و معیشت دارد، مسیلهای مسدود شده و سیلهای ویرانگر دارد، رودخانهها و سدهای تاریخیِ خشکانده شده دارد، ۱۸۰ هزار دانشآموز ترک تحصیل بهخاطر فقر دارد، نزدیک به ۴ میلیون کودک کار دارد و اقتصاد سیاستزدهاش، بحرانیترین وضعیت تاریخ معاصر ایران را دارد؟
در تعبیر سخنان خامنهای در روز عید فطر، کوتاهسخن اینکه: دجالیت و وقاحت بینهایتاند.