دانشگاه در حافظهٔ جمعی ما ایرانیان همواره کانون زنده آگاهی، تجلیگاه نقد قدرت و دماسنج بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بوده است. تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در پردیس مرکزی به تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵، شاخصی از این واقعیت است که چگونه خشم انباشته ناشی از بحرانهای صنفی، معیشتی و فرهنگی بهسرعت با مطالبات ساختاری دموکراسیخواهی و نفی دیکتاتوری پیوند میخورد.
کالاییسازی آموزش و سرکوب جنسیتی
یکی از درخشانترین مشخصههای موج جدید اعتراضات، عبور از شکاف ساختگی میان «مطالبات صنفی» و «آرمانهای دموکراتیک» است. دانشجویان معترض بهدرستی انگشت بر این واقعیت گذاشتند که تصمیمات اقتصادی و مدیریتی دانشگاه، بخشی از سیاست نظاممند تهیسازی دانشگاه از محتوای انتقادی و تبدیل آن به ابزار سودآوری و انقیاد هستند:
تحمیل هزینههای سرسامآور بر دانشجویان دورههای شبانه، جریمههای مالی برای سنوات تحصیلی، تنزل شدید کیفیت ارزاق و سلب حمایتهای خوابگاهی، مصداق آشکار خصوصیسازی بیرحمانه آموزش است. شعار «دانشگاه پولکی، نمیخوایم، نمیخوایم» واکنشی مستقیم به تبدیل نهاد علم به یک بازارگاه نابرابر است که طبقات کمدرآمد را به حاشیه میراند.
تناقض فاحش میان تلاش شبانهروزی نخبگان و برخورداری از حداقل امکانات رفاهی، در شعار «با رتبههای عالی، تو خوابگاه پوشالی» تجلی یافته است؛ اعتراضی که نقاب از ادعاهای عدالت آموزشی برمیدارد.
گنجاندن لغو حجاب اجباری در بطن خواستههای صنفی در شعارهایی مانند «بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری»، بازتاب اراده نسل جوان برای شکستن دیوارهای آپارتاید جنسیتی و پیوند زدن دانشگاه با جنبش مترقی رهایی زنان در سطح جامعه است.
تلاقی دانشگاه با صدای اعتراض در خیابانهای ایران
شعار «نه پادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه» فریاد جنبش دانشجویی در دفاع از هویت مستقل آکادمیک است. این فریاد اعتراضی، دانشگاه را در دو جبهه همزمان تعریف میکند: نفی تسلط نهادهای امنیتی و نظامی از یک سو، و رد نگاه تجاری و کالاییشده مدیران دولتی از سوی دیگر. علاوه بر این، دانشجویان با سردادن فریاد «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، پیوند ناگسستنی سرنوشت خود را با معیشت و رنج روزمره کارگران، معلمان و فرودستان جامعه اثبات میکنند.
سقوط مفهوم فرمایشی «گفتوگو» در برابر منطق سرکوب
فریبکاری نهادهای وابسته به حاکمیت نظیر بسیج دانشجویی برای طرح «گفتوگو» با دانشجویان معترض دیگر کارآیی ندارد. وقایع دانشگاه علامه که طی آن ژست گفتگو از سوی این عوامل در عرض چند لحظه به تهدید عریان فیزیکی و ارعاب علنیِ «توی گونی کردن» معترضان ختم شد، این فریبکاری را برملا ساخت. پاسخ کوبنده و فوری دانشجویان با شعار «گفتگوی تو گونی، نمیخوایم، نمیخوایم» حاکی از آن است که دانشجویان بیدار و آگاه فریب بازیهای کلامی و نمایشهای دموکراتیک ساختگی را نمیخوردند و از پا نمینشینند.
تسلیمناپذیری دانشگاه در برابر سرکوب
آگاهی جمعی جریان دانشجویی ریشه در بیش از ۷ دهه مبارزه بیوقفه علیه استبداد و دیکتاتوری دارد. از خیزشهای دانشجویی علیه استبداد پهلوی تا ایستادگی تاریخی در برابر کودتای موسوم به «انقلاب فرهنگی» پس از بهمن ۵۷ و ترورها و اعدامهای خونین دهههای گذشته -بهویژه دهه خونبار شصت- دانشگاه هرگز حاضر به پذیرش تسلیم و انفعال نشد. هر چند حاکمیت با پاکسازی، ستارهدار کردن، تعلیق و حبس تلاش کرد صدای منتقدان را خاموش سازد، اما حافظهٔ اعتراضات دانشجویی همچنان به نسلهای بعد منتقل شده است.
زمان برخاستن و فراخواندن به قیام
تجمع اعتراضی علامه و طنینانداز شدن شعار «فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه» حاکی از آغاز دورانی جدید از سازماندهی مستمر و شبکهای است. تبدیل هر دانشکده و کلاس درس به فضایی برای اعتراض و قیامآفرینی، گامی اساسی در بازپسگیری کامل دانشگاه از سلطه عوامل امنیتی محسوب میشود. امروز دانشجویان ایران یکصدا تحقق یک نظام دموکراتیک، کثرتگرا و مبتنی بر برابری و عدالت را مطالبه میکند و در این مسیر، همچنان کانون الهامبخش قیامهای مردمی برای آزادی و برابری محسوب میشوند.
آری، زمان برخاستن فراخواندن به قیام و برآوردن فریاد آزادی و مرگ بر ستمگر است. در شرایط کنونی باید هر دانشکده و کلاس را به یک کانون شورشگر آزادی تبدیل کرد. مانند روزهای آتشین انقلاب ضدسلطنتی دانشگاه میتواند و باید پیشتاز و جلودار مبارزه برای سرنگونی نظام ولایت فقیه باشد.