728 x 90

در مفهوم گروگان‌گیری کودکان برای تجمعات سرکوب‌گرانهٔ شبانه

در مفهوم گروگان‌گیری کودکان برای تجمعات سرکوب‌گرانهٔ شبانه
در مفهوم گروگان‌گیری کودکان برای تجمعات سرکوب‌گرانهٔ شبانه

در این شب تیره به کجا باید رفت؟

 به سراغ نان و آب ملتی که روزگار زیست طبیعی‌شان را داروغه‌ی دست‌کج مأمور، هزینه‌ی عمر دایره‌ی قدرت مسلط کرده است؟

سراغ هستی‌های بر باد رفته‌ی ملتی که اقتصاد زندگی و معیشت روزانه، عمر گران‌مایه‌اش را گروگان گرفته است؟

سراغ سقوط؛ سقوط زندگی، سقوط درمان و دارو، سقوط مسکن، سقوط تحصیل، سقوط اخلاق و سقوط هویت و کرامت آدمی در سلطه‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه؟

میل، چه‌ها که نمی‌کشد در این عهد ظلام تیره‌سیرت، نابه‌کار بدکیش مردم‌خوار...!

میل آدمی به طرف هر بحران دردآور و کج‌وپیچ نظام سلطه هم که بچرخد، چگونه می‌تواند از سرنوشت فرشته‌های آینده‌ساز مملکت بگذرد؛ فرشته‌هایی که بدکیش نابه‌کار ولایت، قصد گروگان گرفتن‌شان برای بردن به مراسم شبانه‌های جهولان هیزم‌بیار استبداد جنایت‌اندیش و جنایت‌زی را دارد.

 

مطلب این است که وزیر دربار ولایت در آموزش و پرورش، به‌فرموده قصد کرده دانش‌آموزان مدارس را به تجمعات شبانه‌ی هیز‌کشان سلطه‌ی جهل و خرافات و ترویج جنایت و سرکوب ببرد. در این‌باره «دستورالعمل حضور درتجمعات شبانه تا مشارکت در رزمایش «جان فدا » ابلاغ شده است.[۱] پهن کردن این بساط پیش پای محصلان مدارس، همان‌قدر در نظر اکثریت مردم ایران نفرت‌انگیز است که از تحصیل‌بازمانده‌ی «بیش از ۱۰۰۰هزار کودک ۶ تا ۱۱ساله».[۲]

مدرسه و دانش‌آموز در نگاه اتاق فکر نظام ولایت، نه مکان تربیت و آموزش برای عناصر آینده‌ساز کشور، که جملگی وجه‌المصالحه و مهره‌ها‌ی تأمین منافع حفظ نظام هستند: «در شرایطی که خانواده‌ها نگران کیفیت آموزش فرزندانشان هستند،  از زنگ استکبارستیزی در ۱۲۴ هزار مدرسه تا رزمایش «جان‌فدایان» و حضور سازمان‌یافته در تجمعات شبانه، به نظر می‌رسد بخشی از ظرفیت این وزارتخانه بیش از آنکه صرف ترمیم نظام آموزشی شود، در مسیر بسیج دانش‌آموزان برای برنامه‌های ایدئولوژیک قرار گرفته است»[۳].

 

والدین دانش‌آموزان می‌پرسند: مدرسه را چه به میدان‌آرایی سیاسی و لشکرکشی خیابانی؟ دانش‌آموز را چه به ایفای نقش در نمایش قدرت حاکمیتی که حتی از تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای آموزشی و معیشتی او درمانده است؟ کودکی که باید فرصت تجربه‌ی کودکی، آموختن، اندیشیدن و ساختن فردای خویش را داشته باشد، چرا باید بار درماندگی‌ها و بحران‌های حاکمیت را بر دوش بکشد؟

 

مدرسه در یک نظام متعارف، ملک طلق هیچ قدرت سیاسی و عقیدتی نیست. اما نظام ولایی ــ آخوندی، کلاس درس را قرارگاه تبلیغاتی و مدرسه را سکوی نمایش وفاداری به دستگاه حکومتی کرده است. وزیر، مأمور تولید سرباز ایدئولوژیک شده است تا دانش‌آموز را  ابزار آرایش جمعیت برای قدرت‌نماییِ نظام کند. گویی مأموریت وزیر قسم‌خورده به ولایت فقیه، تبدیل فضای آموزش به حیاط خلوت سیاست و اهانت به استقلال تعلیم و تربیت و حریم امن کودکان است. گویی برای متولیان تحت امر ولی فقیه، حضور کودک در خیابان مهم‌تر از حضورش در کلاس درس، و شعار دادن او ارزش‌مندتر از سواد، آگاهی، حق انتخاب و قدرت تشخیص اوست.

 

اگرچه زخم سیاست‌زدگی و سلطه‌گریِ عقیدتی، ویرانیِ آموزش را بر پیکر نسل‌ها باقی گذاشته و می‌گذارند، اما هیچ دستورالعملی نتوانسته و نمی‌تواند مدرسه را از رسالت انسانی و آموزشی و هوشیاری‌اش تهی کند. حضور انبوه دانش‌آموزان در قیام‌های سالیان اخیر، شاهد صف‌بندی عمیق میان مدرسه و دانش‌آموز با حاکمیت است. آینده‌ی ایران از آن همین فرشته‌های بالنده‌ است؛ نه از آن صاحبان قدرتی که یک روز می‌آیند و فردا می‌روند و سرنوشت‌شان را همواره خشم مهارناپذیر یک ملت رقم خواهد زد.

 

پی‌نوشت:

[۱ و ۲ و ۳] روزنامه‌ی توسعه ایرانی، ۱۰ آبان ۱۴۰۵

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/349b843e-43f8-483b-b2f7-96b012b8ad92"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات