728 x 90

مجاهدین در آینهٔ سیاست و شرافت

مجاهدین در آینهٔ سیاست و شرافت
مجاهدین در آینهٔ سیاست و شرافت

مقدمه

سازمان مجاهدین خلق ایران به‌دلیل قدمت شصت‌ویک ساله‌اش در تاریخ متلاطم و معاصر ایران، در معرض بیشترین کنش‌ها و واکنش با رژیم و دولت‌های وقت‌اش، با گروه‌های متعدد سیاسی ایرانی، با دولت‌ها و شخصیت‌های جهانی و نیز با مجموعه‌ی «مقاومت ایران» در داخل و خارج ایران قرار گرفته است. بالاترین درصد این کنش و واکنش‌ها برای پیش‌برد امور سیاسی ــ چه در رابطه با ایران و چه در رابطه با خود مجاهدین ــ بوده است.

در آغاز شصت‌ودومین حیات این سازمان، نگاهی به کیفیت کنش‌های سیاسی و میزان تأثیرپذیری‌شان از شرافت و اخلاق انسانی داریم.   

 

یک پرسش راهنما

سیاست، عرصه‌ی منافع، مصلحت، تصمیمات عاجل و اعمال قدرت است. خاطره‌یی که سیاست رایج جهان از خود به‌جای گذاشته، قربانی کردن حقیقت در پای مصلحت برای کسب قدرت، پول و پیروزی است. شرافت اما عرصه‌ی اخلاق، اصالت و محدودیت‌هاست که گاه به‌قیمت شکست حاصل می‌شود. آیا این دو هم‌چون دو خط موازی نیستند که هرگز هم‌دیگر را تلاقی و دیدار نمی‌کنند؟ و اگر قرار باشد که دیدار کنند، ملزومات آن چیست؟

این پرسش، ما را راهنمایی می‌کند: اگر «قدرت»، امکان انجام هر کاری را به انسان حاکم بر سرنوشت یک ملت و یک جمع بدهد، چه چیزی او را از انجام هر کاری بازمی‌دارد؟

 

معیارهای شرافت سیاسی

 این معیارها می‌توانند ملزومات شرافت‌مند شدن سیاست باشند:

ــ حضور در دنیای سیاست که بیشترین سهم را در ارتباط با خیر و منافع عمومی دارد، آزمونی برای میزان فضیلت، کرامت و شرافت سیاست‌مداران است. 

ــ شرافت سیاسی همواره در برابر قدرت‌طلبی و خاصه قدرت حاکم، آشکار می‌شود. 

ــ شرافت یعنی هنگامی که میان منفعت کوتاه‌مدت و اصول، باید یکی را برگزید، هزینه‌ی اصول را پذیرفتن.

ــ شرافت سیاسی یعنی وقتی منافع کوتاه‌مدت، تمنای پاسخ مثبت به قدرت، موقعیت، سرمایه‌اندوزی و آری گفتن به حاکم مطلق دارد، پاسخ منفی دادن.

ــ مرز میان سیاست شریف و سیاست فاسد، فاصله‌ی میان منافع ملی(خیر ملی و عمومی) و منفعت دولتی و گروهی(نفع خصوصی) است.

ــ در معنای عمیق‌تر، شرافت سیاسی، نسبت اخلاقیِ انسان با قدرت است.

 

رو به معبود ملی و عمومی

این معیارها به‌گونه‌ی آینه‌یی دوار آشکار می‌کنند که سیاست، عرصه‌ی انتخاب‌های دشوار است؛ پس انسان یا گروه سیاسیِ شریف، محورهای شش‌گانه‌ی فوق را به‌مثابه انتخاب‌های دشوار برمی‌گزیند، بهای سنگین آن را به‌خاطر حفاظت از منافع ملی ایران(خیر ملی و عمومی) و نیز به‌خاطر حفاظت از استقلال خود در برابر نیروهای وابستگی‌طلبِ دیکتاتوی، استعماری و استثماری می‌پردازد.

 

سازمان مجاهدین خلق ایران تنها نیروی متشکل بازمانده از جهان جنگ سرد در قرن بیستم است. از این‌رو برای هر آشنای با الفبای سیاسی در جهان کنونی، قابل تصور است که این سازمان چه تضادهای غول‌آسایی را برای تداوم مبارزه و حفظ آرمان در جهان فاقد هرگونه جنبش انقلابی و آرمان‌گرا حل می‌کند. آیا حفظ این استقلال ــ سیاسی، مالی و تشکیلاتی ــ جز با «شرافت سیاسیِ» فردی و جمعی و سازمانی میسر است؟ 

 

برگه‌ها‌ی شرافت

نگاهی در آینه‌ی تاریخ، به این پرسش پاسخ می‌دهد. در محورهای فوق تأکید شد که معنای عمیق‌ «شرافت سیاسی»، نسبت اخلاقیِ انسان یا گروه سیاسی با مقوله‌ی «قدرت» است. بنابراین:

آیا از سال ۱۳۴۴ خورشیدی تا کنون مجاهدين خلق فقط به پیروزی و رسیدن به قدرت به هر قیمت فکر و عمل کرده‌اند؟

آیا نبرد مجاهدین با خمینی و وارثانش صرفاً به‌خاطر کسب قدرت یا راه ندادن مجاهدین به عرصه‌ی حاکمیت و قدرت سیاسی بوده است؟ اگر چنین بود، دیگر چرا پرداخت این‌همه بهای سنگین در ۴۷ سال گذشته؟

مجاهدین خلق از چه اصول و برنامه‌یی کوتاه آمدند که به قدرت برسند؟

با کدام حاکم یا نیروی برتر، بند و بست کردند که به قدرت برسند؟

از کدام حاکمی خواستار تقسیم قدرت شدند؟

با کدام دولت سازش کردند که به قدرت برسند؟

به کی یا کدام نیرویی پشت پا زدند که به قدرت برسند؟

به کی و کدام نیرویی پول دادند که به قدرت برسانندشان؟

به کی و کدام مردمی وعده داده‌اند که به قدرت برسند؟

از چه افشاگری، روشنگری، مقاومت و نثار رنج و خون در مقابل محمدرضا شاه، خمینی و خامنه‌ای کوتاه آمدند که به قدرت برسند؟

مجاهدین کدام اصل و محور منافع ملی ایران را زیر پا گذاشته یا نقض کردند تا به قدرت برسند؟

 پاسخ همه‌ی این پرسش‌ها، راهنمای اثبات «شرافت سیاسی» برای هر سوژه‌ی مخاطب این پرسش‌هاست.

 

چرا گنجینه؟

تاریخ ۶۱ ساله‌ی سازمان مجاهدین خلق ایران بر این واقعیت‌های تجربه‌شده تأکید می‌کند:

ماندگاری و تداوم سازمان‌یافته‌ی پنج نسل، استقلال سیاسی، استقلال مالی و انسجام تشکیلاتی، جملگی محصول «شرافت و سلامت سیاسی» در مواضع و عملکرد، توأم با انتخاب مستمر پرداخت بهای «آزادی ایران» به‌دور از هرگونه معامله و چشم‌داشت بوده است. صفت «گنجینه‌ی ملی و میهنی» نه یک عبارت، بلکه توشه‌ی یک سفر ۶۱ ساله با آفریدن و خلق دست‌آوردهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی، انسانی، برابری، فرهنگی، ادبی، هنری، تشکیلاتی، سازماندهی و آرمانی شده است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/9b366cde-7576-42b7-b91b-7c7668ff2ae6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات